تبليغاتX
چشمه نوش

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

استاد عزيز، تولدت مبارك

سالروز ميلاد اسطوره آواز ايران، تك ستاره شب تار موسيقي ايران، استاد محمدرضا شجريان را به ايشان و خانواده محترمشان و شيفتگان ايشان تبريك مي گويم. و آرزوي عمري طولاني و پر بار براي ايشان دارم. و اميدوارم سايه ايشان بر سر موسيقي ايران و مردم خون گرم ايران سال هاي سال باشد.

 

1. خاطره اي از استاد شجريان

من يك سنتور مشقي خيلي بدي داشتم و تصميم گرفتم يك سنتور خوب بسازم، چون كمي نجاري مي دانستم. بعد از تكميل ابزار و وسايل نجاري، به دنبال چوب توت خشك قديمي همه كاروانسرا ها و چوب فروشي مشهد را زيرو رو كردم تا سر انجام يك بارير چوب فروشي گفت يك الوار پهن توت از بيست سال پيش در قسمت عقب انبار زير چوب ها سراغ دارم. به او گفتم اگر آن را پيدا كند انعام خوبي از من خواهد گرفت. به اتفاق يكي دو ساعت چوب ها را زيرو رو كرديم و بالاخره آنرا يافتم.واقعا كهنه بود و 5 تومان به او انعام دادم.الوار را بغل كردم و به يك چوب بري رفتم و مطابق اندازه ها بريدم. حالا بايد فكري به حال گوشي ها مي كردم، چون در آن روزگار در مشهد كسي گوشي سنتور نمي فروخت لاجرم مجبور شدم صد عدد ميخ نمره شش بخرم و آنها را به سوهان دستي درست كنم.مشكل تنها ساييدن آن ها با سوهان نبود بلكه بايد يكنواخت ساييده مي شدند. خدا مي داند چه ها كشيدم. دوازده خرك هم براي آن ساختم. با اينكه در مورد پل گذاري سنتور تجربه نداشتم، اما صداي دلنشيني داشت و من شيفتگي خاصي به آن پيدا كردم. بعد ها تصميم گرفتم براي اينكه صداها يكدست و موزون تر بشوند پل گذاري آن را عوض كنم. دو بار صفحه زير را بر داشتم و پل ها را تغيير شكل دادم و جابجا كردم. بار سوم براي خشك شدن چسپ ها آن را در كنار ديوار پشت بخاري قرار دادم، بچه ها به خاطر گرماي بيشتر شعله بخاري را زياد كرده بودند. در نتيجه صفحه ي روي آن شكاف عميقي بر داشت متاسفانه قابل استفاده نبود!! اما ذره ايي از اراده من براي ساختن سنتور هاي ديگر كاسته نشد. بخصوص علاقه مند بودم در پل گذاري سنتور براي ايجاد صداي خوش تر و موزون تر تحقيقات بيشتري انجام دهم و به نتايج مطلوب تري دست يابم. و خوشبختانه به نتايج قابل توجهي هم رسيده ام و در نظر دارم در آينده تجربيات خود را در كار پل گذاري هاي گوناگون كه روي سنتور هاي مختلف انجام داده ام، به صورت كتاب يا جزوه منتشر كنم.

 

 

2.عكس از استاد شجريان

 

 

استاد شجريان

 

 

 

 

 

استاد شجريان و همايون

 

 

 

 

 

استاد شجريان و همايون

 

 

 

3. موسيقي و زندگي از ديدگاه استاد شجريان

 

 

شرق و غرب ؛ دو فرهنگ ، دو موسيقي

ما دو فرهنگ جداگانه هستيم. آن جا دختر و پسر آزاد هستند. اين جا گاهي به خاطر ارتباط دختر و پسر، دو قبيله به جان هم مي افتند. پس دو فرهنگ متمايز است. آن جا دختر و پسر راحت با هم ارتباط دارند در نتيجه مثل اين جا شعر عاشقانه گفتن و در فراق سوختن به وجود نمي آيد. يا اگر كسي بگويد"بود آيا كه در ميكده ها بگشايند" ممكن است خندشان بگيرد! مي گويند اين همه ميكده كه در آن باز است.

دو فرهنگ مختلف، به يك نيار پاسخ هاي متفاوت مي دهند. پس دو موسيقي متفاوت هم دارند. در هر فرهنگ، يك حس خاصي بيشتر اهميت دارد، در نتيجه موسيقي آن هم همان حس را بيان مي كند. اين جا موسيقي سوز و گداز فراق را بيان ميكند. به معشوق مي گويد: اگر سال ها هم نيايي منتظر تو هستم. ان جا مي گويد: تو نيامدي من با كس ديگري رفتم.! خوب معلوم است در اين فرهنگ بيان عشق متفاوت است؛ موسيقي آن هم در اين بيان متفاوت است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 15:0  توسط فرهاد   | 

 

 

 

همايون شجريان

 

 

بيوگرافي

همایون شجریان, فرزند چهره ی شاخص ایران,در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر اواز را شروع کرد و دورن بلوغ روزانه تکنیک آواز و صدا سازی را به صورت فشرده فرا گرفت.در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه ی فراگیری هنر نزد اردشیر کامکار پرداخت .

از سال 1370 پدر و گروه اوا را در کنسرتهای امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از 1378 به بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر همخوانی را آغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به آهنگسازی محود جواد ضرابیان , اولین برنامه ای است که همایون به تنهایی خوانندگی آنرا به عهده دارد. با آرزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی که در پیش روی دارد.

 

1354

تولد, سی و یکم اردیبهشت پنجاه و چهار

1364

آغاز فراگیری آواز به همراهی خواهران, نزد پدر

1370

آغاز همکاری با گروه آوا در کنسرت های خارج از کشور

1373

اجرا برنامه ی "قاصدک" در کنسرتهای دور اروپا با پدر و پرویز مشکاتیان.

1378

شروع همخوانی با پدر در کنسرت ها

1379

همراهی در اجرای برنامه ی"نوا"و "داد و بیداد" (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا.

1381

همراهی در اجرای برنامه ی " راست پنجگاه "و" مرکب خوانی" در کنسرتهای دور اروپا و کانادا.

1382

انتشار اولین آلبوم مستقل با نام نسیم وصل

1383

انتشار آلبوم های مستقل ناشکیبا و شوق دوست

1384

انتشار آلبوم نقش خيال

 

دو لينك جالب خارجي در مورد خانواده هنري شجريان:

 

همايون شجريان در دايره المعارف ويكي پديا

محمدرضا شجريان در دايره المعارف ويكي پديا

 

 

 

آلبوم هاي همايون شجريان

1.      نسيم وصل

2.      نا شكيبا

3.      شوق دوست

4.      نقش خيال

 

 

نسيم وصل

 

 

آواز: همایون شجریان

آهنگساز: محمد جواد ضرابيان

همنواز آواز: شهرام ميرجلالي

نوازندگان:


ارسلان کامکار/ ويولن

علي رحيميان/ ويولن

هادي آزرم/ ويولن

رسول بهبهاني/ ويولن

سینا جهان‌آبادی / ويولن

كريم قرباني/ ويولنسل

عليرضا خورشيد فر/ كنترباس

شاهين يوسف زماني/كنترباس

ناصر رحيمي/ فلوت

سعيد اتوت/ كلارينت

بيژن كامكار/ دف

شهريار فر يوسفي/تار/دو تار

سيامك نعمت ناصر/تار/سه تار

کامبیز گنجه‌ای / تنبک

سینا جهان‌آبادی / کمانچه

تهمورث پورناظری / دف

پريچهر خواجه/ قانون

همايون شجريان/ دهل

تاریخ انتشار اثر: ۳۱ / اردیبهشت / ۱۳۸2

 

روي الف
  
ساز وآواز ، خانه سودا

روی ب
  
عشق از كجا ، حاصل عمر ، دفتر دل ، سكوت ، نسيم وصل
 

 

 

نا شكيبا:

 

 

 

آواز: همایون شجریان

آهنگساز: اردشیر کامکار

نوازندگان:

ارسلان کامکار / عود

اردشیر کامکار / کمانچه، دف، دایره، چوب، طبل بزرگ

اردوان کامکار / سنتور

کامبیز گنجه‌ای / تنبک

سینا جهان‌آبادی / کمانچه

تهمورث پورناظری / تار

شروین مهاجر / کمانچه و کمانچه آلتو

شهرام غلامی / عود

ارژنگ سیفی‌زاده / تار

سهراب پورناظری / کمانچه

سعید نایب‌محمدی / عود

تاریخ انتشار اثر: ۳۱ / اردیبهشت / ۱۳۸۳

 

روي الف
  
تصنيف چه دانستم ، نا شكيبا ، تصنيف مي عشق

روی ب
  
هامون ، زهر شيرين ، داغ دوستي، پنهان چو دل

 

 

شوق دوست

 

 

آواز: همایون شجریان

آهنگساز: محمد جواد ضرابيان

همنواز آواز:

شهرام ميرجلالي/ تار

نوازندگان:

محمد جواد ضرابيان/ سنتور

شهرام ميرجلالي/ تار

بهروز الوندي پور/ ني

کامبیز گنجه‌ای /دف و تنبک

سینا جهان‌آبادی / کمانچه

حميد خبازي/ تار و تار باس

عرفان گنجه اي/ تار

فرامرز گرمرودي / عود

همايون شجريان / كمانچه

نوازنده ميهمان:

اردشير كامكار / كمانچه

تاريخ انتشار: اسفند 83

 

روي الف
  
تصنيف دلشده ، ساز و آواز سه گاه شوق دوست ، تصنيف بخت سركش ، تكنوازي تار

روی ب
  
چهارمضراب مخالف همراه با آواز شوق دوست ، آواز مغلوب و فرود شوق دوست ، تصنيف مخالف مست نگاه ، ساز و آواز مثنوي مخالف درياي دل ، تصنيف بت عاشقان

 

 

نقش خيال:

 

 

    آواز: همایون شجریان

آهنگساز: علي قمصري

نوازندگان:
   كلارينت و دودوك و ديجيريدو : مصباح قمصري

 كمانچه : نيما رحمتي

تنبور : نويد جابري

تنبك : حامد زندكريمخاني

دف و دهل : گلناز خاضعي

ني : عرفان شهرآبادي

طبلا : بهزاد احمدي

كاسوره : هيرش نقشبندي

 تار و به تار و عود و سه تار و گيتار : علي قمصري

ويلن : مازيار ظهيرالديني ، علي جعفري

ويلن آلتو : پيام طوني

ويلنسل : امير پورخلجي

  كنترباس : عليرضا خورشيدفر، امير حسين طريقت

تاریخ انتشار: مهرماه ۱۳۸۴

 

روي الف
  
مقدمه نوا ، ساز و آواز نقش خيال، تصنيف توبه شكن

 

روی ب
  
تصنيف دواي دل ، همنوازي تار و تنبك ، تصنيف با سواران ، آواز گناه عشق

 

 

 

مصاحبه با همايون شجريان

 

همكارى با آقاى ضرابيان (آهنگساز نسيم وصل و شوق دوست) در بسترى عاطفى و ذوقى جريان دارد و مبتنى بر اشتراك سليقه هاست يا اينكه صرفا فنى و هنرى است؟
صرف نظر از مسائل فنى و هنري، من و ايشان كه به حق، آهنگسازى بسيار خوش قريحه و دوستى بزرگوار و بهره مند از عواطف و خصلت هاى برجسته انسانى هستند، بسيار صميمى و در عين حال در كار خود جدى هستيم و اين ارتباط در كارهاى مشتركمان هم كاملا تأثيرگذار بوده است.


سه اثرى كه از شما تاكنون منتشر گرديده در سه دستگاه مختلف و متفاوت ارائه شده است، آيا اساسا در پى اجراى آواز در همه دستگاه ها و مايه ها هستيد؟
انتخاب و ارائه و اجراى كار قطعا نمى تواند براساس گردش دوازده مقام باشد و آنگاه براى آلبوم سيزدهم مثلا بر گردد سرخط، مگر اينكه اتفاقى و تصادفى اينگونه شود ولى تاحد ممكن از اينكه چند آلبوم پياپى در مقام واحد عرضه شود، حتما پرهيز دارم و سعى مى كنم حداقل در بين آنان، تنوع و تفاوت باشد البته از اينكه در يك دوره طولانى خلق آثار اين امكان دست دهد تا در همه آوازها و دستگاه ها طبع آزمايى كنم، خوب استقبال مى نمايم.


در ناشكيبا قطعه اى ساخته بودى (ملهم از موسيقى خراسان) آيا حسى گذرا بود يا اينكه شروع يك روند و يك جريان؟
آن قطعه كاملا احساسى ساخته شد و در يك فضا و شرايطى كه ويژه روزهايى بود كه من در سال هاى آخر دهه دوم عمر به سر مى بردم و شايد چنانچه با مجموعه ناشكيبا متناسب نبود، هرگز به فكر اجرايش نمى افتادم و ...
حال اگر تجربه اى مجدد و شرايطى مشابه پيش آيد، قاعدتا انجام مى پذيرد چون انگيزش ذوق و احساس است.


كارى با صدايت شنيدم كه در آلبوم هايتان نيست، كارى با همراهى اركستر بزرگ و گويا از ساخته هاى شاهين يوسف زماني، در معرفى اش توضيح دهيد.
كارى است با عنوان دشت كه بر روى شعر زنده ياد فريدون مشيرى ساخته شده و مربوط به سال ۱۳۷۵ مى شود، يعنى زمانى كه يك دوره همكارى ۶ ماهه با صدا و سيما داشتم. ملودى را من ساختم و شاهين يوسف زمانى آن را تنظيم كرد وسرانجام هم در تلويزيون ضبط و پخش شد. در آن دوره تصنيف ديگرى هم به نام دلستان بر روى شعر شيخ اجل سعدى شيرازى ساخته بودم كه آقاى عمادرضا نكويى آن را تنظيم كرده و آقاى عليرضا افتخارى آن را خواند كه اخيرا هم آن تصنيف در نوارى با عنوان قصه شمع از طريق شركت سروش و البته بدون اطلاع و رضايت من و حتى با غلط چاپى كه نام تصنيف دلستان را دستان چاپ كرده اند، منتشر شده است.


چندى قبل يك تيتراژ سريال تلويزيونى كه خوانده بوديد پخش مى شد، تا چه ميزان به همكارى با صدا و سيما اعتبار قائلى و مرزبندى ها كجاست؟
تصنيفى بود از ساخته هاى مرحوم استاد مرتضى خانى كه در سال هاى دور، خواننده بزرگ و بى بديل يعنى قمرالملوك وزيرى آن را اجرا كرده بودند ولى چون امكان اينكه از صداى ايشان استفاده شود نبود، جناب آقاى اسماعيل عفيفه با من قراردادى را منعقد كردند و اين را براى شخص ايشان (البته با حفظ حق و حقوق نشر براى تنظيم كننده و خواننده) و فقط براى استفاده در فيلم سينمايى يا سريال تلويزيونى در استوديويى خصوصى بازخوانى كردم. پس از آن پيشنهاداتى مبنى بر كارهاى مستقيم در صدا و سيما يا شركت در برخى از برنامه ها داشتم كه تمايلى براى همكارى در خود نديدم.


كار جديدى به نام سه نوايى تبليغ مى شود كه گويا در آن نقش داشته اي. دليل اينكه توسط مؤسسه دل آواز منتشر نشده است چيست؟
سه نوايى اثريست در زمينه موسيقى سازى و تكنوازى (بدون كلام) كه در آن كار،آقاى رودبارى و من با ساز تمبك آقاى شهرام ميرجلالى را همراهى مى كنيم و امتياز اين كار مربوط به جناب ميرجلالى مى شود كه با پيشنهادم قرار شد ايشان براى اينكه كار هر چه بهتر منتشر و توزيع شود و در دسترس عموم علاقمندان قرار بگيرد، اثر را به يكى از شركت هاى معتبرى كه به بازار اين نوع موسيقى تسلط و اشراف كاملى دارند و در حوزه پخش گسترده و تخصصى انجام مى دهند، واگذار كنند.


در مورد هنرهاى ديگر پرسشى دارم و آن اينكه به جز موسيقي، به كدام هنر علاقه مندي؟
نقاشي، سينما، تئاتر و به ويژه شعر كه بيشترين دقايق و لحظات سرشار از حس و عاطفه را با آن دارم و دراين علاقه مندي، شعر كهن و شعر نو، هيچ يك به جهت قالب و شكل فرقى نمى كنند، فقط جوهره شعر و زيبايى هاى بيانى و احساسى و انديشمندى آن است كه به نظرم دلنشين و تأثيرگذار است، در ضمن ادبيات طنز هم برايم خيلى جذاب است.


سينما و تئاتر چي؟
سينما، تئاتر، تله تئاتر و كلا هنرهاى نمايشى به ويژه سينماى كمدى و همچنين فيلم هاى پليسى و معمايى اگر سرشار از پيچيدگى و تعليق باشد كه معمولا رمز و راز داستان در انتهاى فيلم گشوده مى شود و هيجان سرتا سر فيلم و تا انتها برقرار است، مثل آثار هيچكاك يا فيلم هايى كه براساس آثار آگاتا كريستى ساخته شده است.


از كارهاى در دست اقدام و فعاليت هاى آينده خود بگو.
كارهايى چند در دست بررسى است و كارى كه مشخصا بتوانم از آن نام ببرم نوارى است كه آقاى ضرابيان در دست تهيه دارند و ان شاءالله تا اواخر سال جارى يا اوايل سال آتى منتشر خواهد شد.


آيا قصد برگزارى كنسرت در ايران (با گروه خود) را داريد؟
بله، مايل هستم، اما هنوز قطعى نيست و منتظرم. به نوعى اين كار هم در مرحله بررسى است چرا كه برگزارى كنسرت به عواملى نيازمند است و چنانچه آنها مهيا شود بدان خواهم پرداخت. به هر حال هر چه باشد در همان اواخر امسال يا اوايل سال آينده است.

 

 

آواز نقش خيال

 

وه كه جدا نمي شود نقش تو از خيال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

ناله زير و زار من زار تر است همه زمان

بس كه به هجر مي دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روي چو آفتاب تو

دست نماي خلق شد قامت چون هلال من

پرتو نور روي تو هر نفسي به هر كسي

مي رسد و نمي رسد نوبت اتصال من

خاطر تو به خون من رغبت اگر  چنين كند

هم به مراد من رسد خاطر بد سگال من

ديده زبان حال من بر تو گشاد رحم كن

چون كه اثر نمي كند بر تو زبان قال من

بر گذري و ننگري باز نگر كه بگذرد

فقر من و غناي تو جور تو احتمال من

چرخ شنيد ناله ام گفت منال سعديا

كاه تو تيره مي كند آينه جمال من

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 16:50  توسط فرهاد   | 

       ديوار خانه اش  دنيايي از سازهاي اصيل ايراني و ديگر ملت مشرق زمين چون سيتار هندي و ....را به هر تازه واردي نشان مي‌دهد و با زبان بي زباني صحه مي‌گذارد بر عقايد بزرگ مردي كه معتقد است فرهنگ‌هاي اصيل متعلق به هر كشوري كه باشد،بايد مورد احترام قرار بگيرد.

   

 فرزندان استاد

    آوا و آيين نام دو فرزند استاد مشكاتيان است. اسامي به خودي خود روايتگر يك ذهن فلسفي است.زماني كه درباره اسامي از وي مي‌پرسيم، مي‌گويد:تلفظ اين دو اسم در هر كجايي از دنيا، مانند آفريقاي جنوبي قابل تغيير هجايي نيست.

 
    آوا در حال حاضر دانشجوي رشته گرافيك و عكاسي است. آيين هم كلاس سوم راهنمايي است و دف و تمبك مي‌زند.                              آلبوم«تمنا» اواخر سال 1384 با دونوازي تمبك آيين و سنتور پدر، توسط  انتشارات سروش عرضه شد.
    همچنين قرار بود،آيين دركنسرت سال 1383 گروه عارف، دف بزند كه به علت شكستگي دست نتوانست اين كار را انجام بدهد.

    
    مشكاتيان و 50 بهار زندگي


    پرويز مشكاتيان در 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور چشم به جهان گشود. مشكاتيان از 6 سالگي به فراگيري موسيقي پرداخت. از ابتدا علاقه وافري به ساز سنتور پيدا كرد و با آموزش مداوم زير نظر پدرش، حسن مشكاتيان، قدم در راه بزرگاني چون سماعي و صبا گذاشت. مشكاتيان از كودكي متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبيات منظوم ايران با موسيقي ايراني كه جوهره فرهنگ ايرانيان است و نقش بسيار اساسي در پيكره موسيقي سنتي دارد، شد.
    پرويز مشكاتيان پس از اتمام تحصيلات متوسطه، وارد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد. وي رديف عالي موسيقي ايران و رديف آقا ميرزا عبدالله را در دانشگاه نزد استاد فقيد نور علي خان برومند و دكتر داريوش صفوت آموخت. همزمان با اين آموزشها از محضر اساتيد بزرگي چون دكتر محمد تقي مسعوديه، شادروان عبداله خان دوامي، شادروان سعيد هرمزي و شادروان يوسف فروتن نيز بهره گرفت. ضمناً بايد اشاره كرد كه مشكاتيان در ساز سه تار هم همچون سنتور داراي تبحر است.

 
    مركز حفظ و اشاعه موسيقي، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احيا و رواج سنتهاي موسيقي ايراني به وسيله نورعلي خان برومند و داريوش صفوت،تاسيس و سپس با دعوت از اساتيد بزرگ آن زمان تكميل شد. نقش اين مركز در پيشرفت موسيقي ملي، غير قابل انكار است، بطوريكه بسياري از اساتيد شاخص حال حاضر، پرورش يافته همين مركز بوده‌اند.
    پرويز مشكاتيان يكي از همين اساتيد است كه فعاليتهاي رسمي هنري خود را در زمينه سنتورنوازي، از همين مركز به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور آغاز كرد . پرويز مشكاتيان در آزمون باربد كه به ابتكار استاد نور علي خان بر پا شده بود، در رشته سنتور به مقام اول ( با پشنگ كامكار ) و در كل آزمون به مقام ممتاز ( با داريوش طلايي ) دست يافت.
    وي بعدها به همكاري با گروهي پرداخت كه متشكل بود از: پريسا (آواز)، حسين عليزاده (تار)، محمدعلي كياني نژاد (ني)، داوود گنجه اي (كمانچه) و محمود فرهمند (تمبك). يكي از آثار اين گروه، افسرده حال با شعر بابا طاهر و خوانندگي خانم پريسا بود.


    مشكاتيان پس از استعفا از راديو تلويزيون، به اتفاق چند تن از موسيقيدانان، موسسه فرهنگي و هنري «چاووش» را بنياد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجويان موسيقي شد.

 

  پس از هفت سال سكوت

    مشكاتيان از جمله محدود هنرمنداني است كه هفت سال سكوت را به خاطر ايدئولوژي و داشتن جهان بيني خاص خودش برگزيد.وي در اين مدت شعر «اخوان ثالث» را زمزمه مي‌كرد:من اينجا بس دلم تنگ است
    و هرسازي كه مي‌بينم بدآهنگ است
    بيا ره توشه برداريم
    قدم در راه بي برگشت بگذاريم
    ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است..........
    اما دغدغه و حس مسئوليت پذيري به وي اجازه‌اي بيش از اين نداد و سرانجام پس از هفت سال و اندي در سال 1383با گروه موسيقي «عارف» با خوانندگي شهرام ناظري در تالار وزارت كشور به صحنه رفت و سكوت شكست تا پيمان ببندد با هر آنكه ذره اي علاقه به موسيقي سنتي اين ديار باستاني دارد.

 

پرويز مشكاتيان ،نيمايي ديگر

 

    پرويز مشكاتيان را مي‌توان «نيما يوشيج» دوم نام نهاد؛يعني همان كاري كه نيما يوشيج در عرصه شعر نو انجام داد و از استبداد عروضي گذشت، وي هم از تسلسل موسيقي رديف و دستگاهي گذشت. وي مي‌‌‌گويد: من به ادبيات ايران خيلي علاقه مندم.بيان روح كلمه براي من خيلي مهم است.يعني اگريك غزل با اينكه داراي انسجام روحي است را براي آهنگسازي انتخاب كنم، اگر ببينم كه در بيت سوم با اولي فرق مي‌‌‌كند آن را به بيان بهتر نزديك مي‌‌‌كنم.من خودم را در شعر رها مي‌‌‌كنم.در آلبوم«قاصدك» و كارهايي كه بر روي اشعار نيما شده است، بيشتر به روح شعر فكر مي‌‌‌كنم.من فكر مي‌‌‌كنم كلمات رنگ دارند،بو دارند، طعم دارند، بار ويژه دارند، سردند، گرمند، بزدل‌اند، شجاع‌اند، ابله‌اند، فرزانه‌اند، بعد از اينكه خودم را در عالم شعررها كردم؛ديگر برايم ريتم، تسلسل، گوشه و رديف مهم نيست

 

هنر از نگاه مشكاتيان

    هدف هنر متعالي كردن انسان است نه متواري كردن انسان، هدف هنر وارستگي بخشيدن به انسان است نه وابستگي، هدف هنر ايثار است نه اغفال... زماني كه هنرمند مي‌بيند كه شرايط اينگونه نيست تنها راه اين است كه كنار بنشيند.
    وي تفاوت هنرمند و سياستمدار را در اين مي‌داند كه: بين نگاه هنرمند و سياستمدار تفاوت زياد است.يعني اگر سياستمدار به اقتضاي زمانه و روزمره‌گي به حقيقتي برسد، آن حقيقت براي باز حركت كردن يك چيزدرآينده است؛در صورتي كه هنرمند اينگونه نيست.تا زماني كه شرايط اينگونه باشد،هنرمند توقعي ندارد.هنرمند نه رياست مي‌‌خواهد نه كياست!فقط مي‌‌خواهد در راستاي «شوربختي» انسان پاك و يا «شورزدايي» انسان حركت كند. والا هنرمند چيز ديگري نمي خواهد.
    

جدايي سروآزاد و پهلوان آواز

زيادند منتقداني كه مي‌‌گويند: جدايي شجريان ومشكاتيان به كار هر دو هنرمند ضربه زده است و يا مي‌‌گويند به محض اينكه بعد از آلبوم «قاصدك» آن دو از يكديگر جدا شدند ،ديگر نه شجريان ،آن شجريان سابق شد و نه پرويز مشكاتيان... شجريان دليل اين جدايي را عوض شدن سليقه خود دانسته است.
    اما مشكاتيان در اين زمين خاطرنشان مي‌كند:يك وقت هست كه شما در يك دهه اي پركارهستيد .انگيزه داريد.برعكس در يك دهه سكوت مي‌كنيد.اين دلايل صرفا شخصي نيست.يك هنرمند كه نمي تواند در يك جامعه زندگي كند و جدا از جامعه باشد.اين بدين معنا نيست كه مي‌گفتند:هنر براي مردم يا به گفته مايكوفسكي «هنر سفارش جامعه است».چون راه مايكوفسكي را خيلي‌ها رفته اند و نامي از آنها نماند.نمي توان گفت كه هنراز جامعه سفارش مي‌گيرد.اما از جامعه آبستن مي‌شود.يعني انگيزه‌ها، موقعيت‌هاي سرايش،بينش و گزينش در فضايي است كه زندگي مي‌كند.براي همين هنر تابعي است از زمان و مكان.
        

مسائل شخصي پررنگ نيست


    وي در ادامه مي‌افزايد:اگر من تغيير كرده‌ام، استاد شجريان هم تغيير كرده است.يعني نمي شود گفت كه اين وسط فقط يك نفر تغيير كرده است.يك زمان تغيير آگاهانه است كه شما مي‌توانيد آن تغيير را تحليل كنيد و يك وقت ديگر آن تغييري كه شامل مرور زمان مي‌شود .يعني در شما اتفاقات جديد رخ داده است كه نگاه شما عوض شده است.اين مثل اين است كه بگوييم كه چرا در عكس 20 سال پيش اينگونه لباس پوشيده ايم.اگر صادقانه بين دهه‌هاي 50،60 يا 70 اتفاقاتي بين مشكاتيان و شجريان افتاده كه روي كارهايشان تاثيرگذاربوده است بايد آن را در زمينه‌هاي اجتماعي و زمانه اي تحليل كرد.باز هم تاكيد مي‌كنم كه مسائل شخصي در آن زمان كه شما با يك جامعه هنري سروكارداريد،نمي تواند به گونه‌اي جدي و پررنگ باشد كه مولفه‌ها را تغيير دهد و قابل حذف است .

 

موسيقي سنتي مخاطبان زيادي دارد

 

    يك بحثي در حال حاضر مطرح است.اينكه موسيقي سنتي ما نمي تواند با جوانان ارتباط برقرار كند؛به همين خاطر روز به روز از تعداد مخاطبان موسيقي سنتي ما كمتر مي‌‌‌‌شود
    اما آهنگساز خزان،دود عود ،قاصدك و ....اين نظريه را رد مي‌‌كند و مي‌‌گويد: نه !اينگونه نيست.اكنون مسايل ارتباط جمعي نظير ماهواره،اينترنت و ....به گونه‌اي است كه مردم را نسبت به خريد آثار موسيقي بي نياز كرده است و ديگر اينكه توان مردم براي خريد اثر كمتر شده است.اما اگر شما يك كنسرت با بليت 20 هزار تومان بگذاريد،مردم به صف مي‌ايستند؛البته به شرط اينكه به مخاطب اهميت داده شود نه در يك اثر!اينكه آنها شما را به عنوان يك هنرمند درد آشنا و دردشنو پذيرفته باشند.
    

شرايط كار با خواننده‌ها !

 

    پرويز مشكاتيان از جمله آهنگسازاني است كه علاوه بر كار با استاد شجريان تاكنون براي خواننده‌هايي چون عليرضا افتخاري،رستميان، مرحوم ايرج بسطامي و علي جهاندار آهنگ ساخته است.وي جايگاه خواننده را اينگونه ذكر مي‌كند:
    اگر خواننده‌اي باشد كه از زوايايي كه من به موسيقي نگاه مي‌كنم به موسيقي نگاه كند و به زوايايي كه من براي خواننده قائلم ،قائل باشد ،بنابراين كاركردن با وي حق اوست. بالاخره‌ هر خواننده‌اي از يك جا شروع مي‌كند.من هم با توجه به حنجره اش براي وي آهنگ مي‌سازم.
    «اگر كسي صدايش استاندارهاي لازم را داشته باشد، اما تفاوت ديدگاهي با استاد داشته باشد،با وي كار نمي كنيد؟»
    استاد مي‌‌‌‌گويد: خير. چون هنر خيلي حساس است و ميتواند، پسند جوان‌ها و جامعه را به سادگي به ابتذال يا تعالي بكشاند.هنرمانند اسلحه اي است كه اگر به دست كسي مي‌‌دهيد بايد در راستاي تعالي انساني استفاده شود و نه در خلاف جهت آن.


این قطعه که امروز انتخاب کردم از ساخته های استاد پرویز مشکاتیان است.

سنتور: استاد پرویز مشکاتیان

تنبک: مرحوم ناصر فرهنگ فر

مرحوم ناصر فرهنگ فر

 

مرحوم ناصر فرهنگفر

 

استاد پرويز مشكاتيان

 

استاد پرويز مشكاتيان

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 14:22  توسط فرهاد   | 

وسعت صداي من

صداي من به راحتي 19 نت را اجرا مي كند. البته براي آواز 15 نت خوب است. اين از نظر وسعت صدا. اما وجه ديگري هم در صدا مطرح است، يعني شدت و ضعف و برد صدا.......

 

 

 

 

كشف استعداد هاي موسيقي

يكي از هدف هاي اصلي ام در زندگي و كار، كشف استعداد هاي موسيقي و كمك به آنها در رشد و شكوفايي استعدادهايشان بوده و هست. چنان كه در همين مدت، چندين نوازنده و خواننده خوش استعداد را به جامعه موسيقي معرفي كرده ام.

 

 

همه نوع موسيقي

نبايد مردم را محدود كرد كه فقط يك نوع موسيقي خاص را گوش كنند. بايد همه نوع موسيقي باشد و هر كس موسيقي خود انتخاب كند.

 

جد من و چهل و ده هزار هكتار زمين

جد من يعني پدر بزرگ پدرم اهل طبس بود. علت كوچ او را به مشهد كه به اتفاق برادرش صورت گرفت نميدانم. همين مي دانم چهل و دو هزار هكتار از خود براي سه پسرش باقي گذاست. يكي از اين سه پسر،پدر بزرگ من، حاج علي اكبر بود كه دو پسر و دو دختر داشت.

 

 

 

 

 

نقش مادر

مادرم تاثيري شگفت در تربيت فرزاندانش داشته است؛ بانويي فهميده، مدير و مدبر، كه با دست خالي زندگي پدر را اداره مي كرد.

 

 

 

 

 

شروع هر برنامه ايي با تلاوت من

درست در بحبوحه ي آن سال ها بود كه من شهره ي عام و خاص بودم و در همه مجامع بزرگ مذهبي، يا سياسي حضور داشتم و هر برنامه ايي با تلاوت من از قرآن آغاز مي شد.

 

اولين هديه

شش ساله كه بودم در يك محفلي قرآن خواندم، در آنجا آقايي بود كه به من هديي اي داد. آن هديه را هيچ وقت فراموش نمي كنم و همچنين اولين باري كه مدرسه رفتم سوره ايي از ،قرآن را خواندم و بسيار مورد تشويق قرار گرفتم و اين روز را هميشه به ياد دارم.

 

درس و مشق مدرسه و تلاوت قرآن

پدرم و دوستان ، آن چنان مرا در جلسات و تلاوت ها غرق كرده بودند كه به طور كلي درس و مشق را فراموش كرده بودم. يعني نميرسيدم كه درس بخوانم...دو سال مردود شدم....هشتم و يازدهم...بله! من در امتحانات ششم ابتدايي شاگرد ممتاز شدم.

 

 


 

آهنگی که امروز انتخاب کردم موسیقی متن فیلم دلشدگان ساخته مرحوم علی حاتمی است.

این فیلم به مناسبت هزاره باربد تهیه شده است به بزرگان موسیقی ایران تقدیم می شود.علی حاتمی

آواز: استاد محمدرضا شجریان

آهنگسازی: استاد حسین علیزاده

شعر: فريدون مشيري

 

ما دلشدگان خسرو شيرين پناهيم

ما كشته آن مه رخ خورشيد كلاهيم

(ما از دو جهان ، غير تو اي عشق نخواهيم )(2)

صد شور نهان با ما / تاب و تب جان با ما

در اين سر بي سامان / غم هاي جهان با ما

با ساز وني / با جام مي با ياد وي

(شوري دگر اندازيم در ميكده جان ) (2)

جمع مستان غزلخوانيم / همه مستان سراندازيم

سراندازيم سرافرازيم

خبر اين هنر ندانيم / كه هر چه مي توانيم ) (2)

غم از دلها براندازيم براندازيم

ما دلشدگان خسرو شيرين پناهيم

ما از دو جهان غير تو اي عشق نخواهيم

صد شور نهان با ما / تاب و تب جان با ما

در اين سر بي سامان / غم هاي جهان با ما

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 22:37  توسط فرهاد   | 

ره ميخانه و مسـجد كـدام است

كه هر دو بر من مسكـين حـرام است

نه در مسـجد گـذارنـدم كه رندم

نه در ميخانه كيـن خمار خواب اسـت

ميان مسجد و ميخانه راهي است

بجوييد اي عزيزان كه اين كدام است

به ميخانه امامي مست خفته است

نمي دانم كه آن بت را چه نـام است

مـرا كعبـه خرابـات اسـت امـروز

حريفـم قـاضي و سـاقـي امام است

بـرو عطـار! كو خود مي شنـاسـد

كه سرور كيست سرگردان كدام است

 

(عطار- ديوان اشعار-غزليات)

 

 

 


این آواز از "آلبوم بی تو بسر نمی شود" انتخاب شده است.

 همنواز آواز آقای کیهان کلهر است.

و آواز استاد محمدرضا شجریان.......

 اين قطعه در آواز بيات كرد اجرا شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 21:9  توسط فرهاد   | 

۱۳۴۰ سر سفره عقد

بیست ساله بودم که در دهات خراسان به معلمی پرداختم. یک سال بعد با دختری که معلم دبستان بود، ازدواج کردم. ۲۱ مهرماه ۱۳۴۰ بود که با خانم گل افشان سر سفره عقد نشستیم در قوچان.۱

افتخار من، فرزندانم

افتخار ی کنم که چنین فرزندانی دارم و آنقدر به فرزندانم افتخار می کنم به هنرم نمی کنم. یک ناخن خانوادهام را با تمام هنرها عوض نمی کنم!۲

همايون و استاد شجريان

کودکی و شهرت در صوت خوش

در ۱۲ سالگی همه مشهد، مرا به صوت خوش می شناخت....۳

همه فرزندان من

در سال ۱۳۱۹ در مشهد به دنیا آمدم، و دارای پنج فرزندم به نام های : افسانه، فرزانه،مژگان،همایون،رایان.۴

سی و سه سال کار

حدود پنجاه سال است که با آهنگ سر و کارم دارم، یعنی از ۵-۶ سالگی، ولی به طور رسمی و حرفه ای سی و سه سال است که در این عرصه کار می کنم


۱. دفتر هنر، شماره ۱۵، اسفند ماه، کالیفرنیا

۲.مجله روز های زندگی، شماره ۹۵، سال ۱۳۷۸

۳.دفتر هنر، شماره ۱۵، اسفند ماه، کالیفرنیا

۴.مجله روز های زندگی، شماره ۹۵، سال ۱۳۷۸

۵.مجله روز های زندگی، شماره ۹۵، سال ۱۳۷۸

استاد محمدرضا شجريان

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 20:30  توسط فرهاد   | 

سيد خليل عالي نژاد در سال 1336 در کرمانشاه متولد شد . پدرش مرحوم« سيد شاهمراد» تنبور مي نواخت سيد خليل مشق تنبور را به تشويق مادر با« سيد نادر طاهري » آغاز کرد و بعد از 2 سال نزد« سيد امرالّه شاه ابراهيمي» رفت همچنين از درويش« امير حياتي بهره» برد. بعدها به محضر استاد «عابدين خادمي» راه يافت و از گنجينه پنهان در سينه آن مرحوم بهره مند شد.همزمان سرپرستي گروه تنبور نوازان« صحنه» را به عهده گرفت ، در اواخر دهه پنجاه استاد عالي نژاد در رشته موسيقي دانشگاه هنر فارغ التحصيل شد . او بر رديف موسيقي دستگاهي ايران تسلطي کافي داشت . سيد خليل صداي گرمي داشت و آواز را از مکتب مرحوم «استاد ميرزا حسين خادمي» آموخته بود و ازمرحوم« نادر نادري» دف آموخت و تار را از« کيخسرو پور ناظري» ، نواختن تارش به شيوه نوا زندگي مکتب برومند نزديک بود و پرده گيري هاي زيبايش و مضراب شمرده و جمله بندي هايش در سه تار، ساز« مرحوم يوسف فروتن » را به ياد مي آورد. استاد همچنين علاوه بر نوا زندگي تنبور به ساخت تنبور نيز پرداخته است و تنبورهاي او با مهرشيدا و قلندر موجود است

سيد خليل عالي نژاد

اوايل دهه 60 گروه تنبور « شمس » به سرپرستي پورناظري تشکيل شد و عالي نژاد به جمع اين گروه پيوست . حاصل همکاري با تنبور شمس تکنوازي و جواب آواز ماندگار سيد خليل در کاست « صداي سخن عشق » بود که با صداي ناظري انتشار يافت . در اواسط دهه 60 سيد خليل خود « گروه بابا طاهر » را تشکيل داد و اعضاي گروه باباطاهر کاستي بيرون دادند به نام« زمزمه قلندري » ، در اواخر دهه 60 به خواست مرحوم عبادي براي شرکت در مراسم خاکسپاري او به تهران آمد و ماندگار شد. او علاوه بر خوانندگی و تنبور نوازی سه تار هم می نواخت ودستی چیره بر آن داشت. سال 1376که به جشنواره موسیقی حماسی آمد و زیر بغل استاد و پیر مرادش درویش« امیرحیاتی » را گرفت و او را به صحنه تالار اندیشه آورد تا هنرش را عرضه بدارد.وخودش نیز در بخشی از برنامه مقام های« سوار سوار ، سماع رقم چهارم ، جلوشاهی  وخان امیری رااجرا کرد و زیبایی کارش در آن بود که« ماهورایلامی» و«عالی مکان»  رابرای اولین بار عرضه نمود که هنر اجرایش مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت.سالهاي ماندگاري او در تهران منجر به تأليف کتاب « تنبور از دير باز تاکنون »  شد وهمچنین  سالهاي ماندگاري او در تهران از سالهاي ملال آور زندگی او نيز محسوب مي شد  تا آنجا که ترک وطن کرد و به سوئد مهاجرت کرد . در 27 آبان 1380 دور از ديار در شهر گوتنبرگ سوئد به قتل رسيد  وخانه وجسم بی جانش رابه آتش کشیدند.

سيد خليل عالي نژاد

حيلت رها كن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو

واندر دل آتش رها پروانه شو پروانه شو 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:57  توسط فرهاد   | 

«هيچ اگر سايه پذيرد، ما همان سايه هيچيم»

ای دف بجز از نام علی داد مکن ، بجزاز شیوه مردانگیش داد مکن

امروز یک عکس جالب دیدم که دلم نیامد برای شما در وبلاگ نگذارم....این عکس خداوندگار تنبور، سید خلیل عالی نژاد در کنار خسرو آواز ایران، استاد محدرضا شجریان و اساتید به نام این سرزمین عشاق، ایران زمین است.

از راست به چپ:

کیهان کلهر، سید خلیل عالی نژاد، استاد شجریان، استاد علیزاده،...،همایون شجریان

این هم یک فایل صوتی از کارهای سید خلیل عالی نژاد. نام این اثر مولا جانم است و در ثنای حضرت علی (ع) است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 17:21  توسط فرهاد   | 

در نظر بازی ما بی خبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگـر ایـشان دانـنـد

عاقـلان نقطـه پرگار وجـودند،ولی

عشق داند که در این دایره سر گردانند

جوان هایی که اهل اندیشیدن هستند با من رابطه دارند، اما آن جوانی که خیلی اهل اندیشه نیست و ذوق دیگری دارد و به گونه دیگری فکر می کند،ممکن است با من رابطه نداشته باشد. من از تخصص ام نباید دور تر بروم و بایستی کار خودم را بکنم. من به علت سابقه ی دیرینه یی که در کار هنر دارم باید با هم سن و سال های خودم و با اساتیدی که از من بزرگترند همکاری کنم، اما من خیلی وقت ها با جوان هایی همکاری کردم که همسن پسرم بودندو به این علت با آنها همکاری کردم که به جوان انگیزه بدهم، در حالی که آن جوان از لحاظ آشنایی با موسیقی هنوزآن  پختگی را ندارد که در کنار من بنشیند، اما من این امکان را به او می دهم. چون به جوانان توجه دارم و آنها را دوست دارم و این عشقی که به فزندان خود دارم، نسیت به تمام جوان ها دارم. به نسل جوان خیلی احترام می گذارم.

استاد شجريان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 19:57  توسط فرهاد   | 

نجات از مرگ حتمي!

سال 44 بود كه به شدت به زمين خوردم و سه دنده طرف راستم به طرف  داخل شكست. حالت خفگي شديد به من دست داده بود، قادر به تنفس نبودم. به كمك همسر و مادرم به اتاقي منتقل شدم و بلافاصله به سراغ آقاي افتخاري رفتند كه بهترين شكسته بند مشهد بود. دقايقي نگذشته بود كه خودش را به بالين من رساند. معاينه اي كرد و گفت: لزومي ندارد به بيمارستان انتقالش دهيد، چند ليوان برايم بياوريد. آنها را بر محل شكستگي مي چسباند و با شدت تمام مي كشيد و نفسم راحت تر شد و از مرگ حتمي نجات پيدا كردم....شانس بزرگي داشتم كه اقاي افتخاري(شكسته بند) زود رسيد و گرنه نرسيده به بيمارستان خفه مي شدم! بعد از اين حادثه بود كه ريه ام به شدت آسيب ديد و تا يك هفته به سختي نفس مي كشيدم، اما كمكم بهتر شدم. تا شش ماه نتوانستم آواز بخوانم و نه ورزش كنم و نه-تا يك سال- نفس عميق بكشم. تا اينكه سر انجام به حالت عادي برگشتم.1

 

 

سياوش بيدكاني

پدرم اگر متوجه مي شد كه رشته موسيقي را دنبال مي كنم هزار مشكل برايم ايجاد مي كرد. به همين خاطر دور از چشم او به موسيقي ادامه دادم و براي اينكه متوجه نشود با نام سياوش بيدكاني به فعاليت پرداختم. خوشبختانه به خاطر تربيت خانوادگي راهم را به درست رفتم و نتيجه اش برايم بسيار خوب بود و خيلي هم راضي هستم.2

 

 

 

 

ربنا...تيري كه از كمان در رفت!!

 

من ربنا را براي پخش نخوانده بودم؛ براي درس خواندم و يكي دو نفر از خوانندگان، آن را فرا گرفتند و در استوديو ضبط كرديم. يك روز قبل از ماه رمضان نوار را دادم. بعد ديدم ربنا را با صداي خودم پخش كردند. تلفن زدم و گفتم چرا پخش كرديد؟ گفتند: تير از كمان در رفت! تيرماه سال 58 ربنا را خواندم. قبلا ربنا را ذبيحي خوانده بود. گفتند حالا كه انقلاب شده، بهتر است برنامه ي ماه رمضان ما متناسب و هم شان انقلاب باشد. سه الي چهار ماه من كلاس درس گذاشتم، ولي همه دعا را خواندم. مي رفتم داخل استوديو و مي خواندم. بعد به شاگردان مي گفتم: تو بخوان، و سپس صداي خودم را در مي آوردم و صداي آنها را سر هم مي كردم تا نوار شد. خيلي كار كردم.3

                                                            


1.روزنامه اطلاعات، سال 56، مصاحبه توسط ابراهيميان

2. مجله روزهاي زندگي، شماره 95، سال 1378

3.استاد شجريان، راز مانا

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 21:19  توسط فرهاد   | 

اي عاشقان، اي عاشقان پيمانه ها پر خون كنيد

وز خون دل، چون لاله ها رخساره ها گلگون كنيد

آمد يكي آتش سوار، بيرون جهيد از اين حصار

تا بر دمد خورشيد نو، شب را ز خود بيرون كنيد

آن يوسف چون ماه را ز چاه غم بيرون كشيد

در كلبه احزان چرا اين ناله محزون كنيد

از چشم ما آيينه اي در پيش آن مه رو نهيد

آن فتنه فتانه را بر خويشتن مفتون كنيد

ديوانه چون طغيان كند، زنجير و زندان بشكند

از زلف ليلي حلقه اي در گردن مجنون كنيد

ديدم به خواب نيمه شب، خورشيد و مه را لب به لب

تعبير اين خواب عجب، اي صبح خيزان، چون كنيد؟

نوري براي دوستان، دودي به چشم دوستان

من دل بر آتش مي نهم، اين همه را افزون كنيد

زير تخت و تاج سرنگون، تا كي رود سيلاب خون؟

اين تخت را ويران كنيد، اين تاج را وارون كنيد

چندين كه از خُم در سبو، خون در دل ما مي رود

اي شاهدان بزم كين، پيمانه ها پر خون كنيد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 22:48  توسط فرهاد   | 

سلام به تمام دوستان!

اميدوارم حال همگي خوب باشد.

چند وقتي در اين فكر بودم كه آثار استاد محمدرضا شجريان را معرفي كنم. البته نه براي آن دوستاني كه با آثار استاد شجريان آشنايي كامل دارند بلكه براي آن دسته از دوستان عزيز كه به استاد علاقه مند هستند و آشنايي زيادي با آثار استاد ندارند.    لطفا نظرات خود را به ما برسانيد تا در ادامه اين كار موفق تر باشيم!

اثري كه معرف حضور شما خواهد شد يكي از آثار ماندگار موسيقي اصيل ايراني است. نام اين اثر "دستان" است.

آهنگساز و سرپرست گروه عارف، استاد پرويز مشكاتيان، سنتور نواز چيره دست اين خطه است.

در قسمت الف اين كاست قطعه چكاد از ساخته هاي استاد مشكاتيان اجرا مي شود و پس از آن ساز و آوازي با همنوازي پرويز مشكاتيان(سنتور) و داريوش پيرنياكان(تار) با صداي استاد شجريان به زيبايي هر چه تمام تر اجرا مي شود.

در  قسمت ب كاست قطعه دخترك ژوليده ساخته استاد علينقي وزيري نواخته مي شود. سپس باز ساز و آوازي اين بار با همنوازي جمشيد عندليبي(ني) و اردشير كامكار(كمانچه) مي باشد.

در آخر تصنيفي زيبا به نام "صبح است ساقيا" ساخته پرويز مشكاتيان و با شعري از حضرت حافظ ، اين اثر به اتمام مي رسد. قابل ذكر است مقدمه تصنيف از رديف موسيقي ملي ايران بهره گرفته شده است. و اين اثر در دستگاه چهارگاه اجرا شده است.

اين اثر در سال 1366 اجرا شده است و در سال 1367 انتشار يافته است.

 

گروه عارف:

۱. فرخ مظهري                   تار

2.ارژنگ كامكار                   تنبك

3.اردشير كامكار                   كمانچه

4.داريوش پيرنياكان                 تار

5.سعيد فرج پوري                 كمانچه

6.جمشيد عندليبي                ني

7. امير فهيمي                     قيچك

8. محمد فيروزي                   عود

9. بيژن كامكار                      رباب

10.منصور سينكي                        تار

11.پرويز مشكاتيان                   سنتور

 

آهنگساز و سرپرست گروه: پرويز مشكاتيان

 

                                               

از در در آمـــــدي و من از خود بدر شدم 

 گويي كه از اين جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا كه خبر مي دهد ز دوست  

  صاحــب خـبر بــيامد و من بي خبر شدم

گفـتم  بـبـيـنمش مگرم درد اشتـياق   

 ســاكن شــود، بد يـدم و مشـتاق تر شدم

چــون شـــبنم اوفـــتاده بـــدم پــيش آفتاب    

 مـهرم به جـان رسيد و به عيوق بر شدم

دســتم نـــداد قوت رفـــتن به پـــيش يــــار    

 چــندي به پــاي رفتم و چندي به سر شدم

 تا رفـــتـــنـــش بــبــيـنم و گـفـتنش بشنوم   

  از پــاي تا به سـر هم سمع و بصر شدم

من چـشم از او چـگونه توانم نگاه داشت    

  كــه اول نــظر به ديــدن او ديده ور شدم

او را خود الـــتفات نـــبود به صـــيد مـــن     

 من خويشــتـن اســيــر كمـــند نـــظر شدم

گـــويند روي سرخ تـو سعدي كه زرد كرد    

  اكسير عشق در مسم آميـخت زر شــدم

] سعدي-ديوان اشعار-غزليات [

 استاد پرويز مشكاتيان

 

 

دوش دور از رويت اي جان! جانم از غم تاب داشت   

  ابــر چشمم بر رخ از سوداي تو سيـلاب داشت

نه از تفكر عقل مسكين پايگاه صبر ديد                   

  نه از پريشــاني دل شوريـــده چشم خواب داشت

كوس غارت زد فراقت گرد شهرستان دل                

  شحنه ي عشق ات سراي عقل درطبطاب داشت

نقش نامت كرده دل محراب تسبيح وجود                  

  تا سـحر تســبــيح گويان روي در مــحراب داشت

ديده ام مي جست گفتندم نبيني روي دوست               

  عاقـــبت مـــعـلوم كرد كــاندرو سيـــمـاب داشـــت

روز گار عشق خوبان شهر فايق مي نمود                

  بــاز دانســتــم كه شــهد آلـــوده زهــر ناب داشت

سعدي اين ره مشكل افتاده است در درياي عشق        

  اول آخر در صــــبـــوري انـــدكي پــايـــاب داشـت

] سعدي-ديوان اشعار-غزل [

استاد شجريان

 

مي برزند ز مشرق شمع فلك زبانه

اي ساقي صبوحي در ده مي شبانه

                 

عقلم بدزد لختي!  چند اختيار دانش

  هوشم ببر زماني تا كي غم زمانه

گر سنگ فتنه بارد فرق منش سپر كن

  گر تير طعنه آيد، جان منش نشانه

.

.

.

.

صوفي و كنج خلوت، سعدي و طرف صحرا        

  صاحب هنر نگيرد بر بي هنر بهانه

] سعدي-ديوان اشعار-غزل [

                       بيژن كامكار

 

 

 

 

لطفا به حقوق مادي و معنوي خالقين آثار هنري احترام بگذاريد و از كپي هاي اين آثار استفاده ننماييد. 

(استفاده از اين مطلب با ذكر منبع بلا مانع است)

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:32  توسط فرهاد   | 

سلام به شما دوست عزيز

پس از انجام يك نظر سنجي در وبلاگ خاطرات استاد شجريان با اينكه مورد كم لطفي دوستان قرار گرفت ولي نتايجي جالب و عجيب داشت. و من را واداشت كه از محدوده فعاليت هاي سايت خارج شوم و به معرفي آهنگساز و پژوهشگري بپردازم. زيرا از نتايج معلوم مي شود كه اين استاد را كمتر كسي مي شناسد. اين اهنگساز كسي نيست جز آفاي محمدرضا درويشي كه من بيوگرافي اين آهنگساز عزيز را در زير گذاشتم. و استاد محمدرضا شجريان هم با ايشان همكاري داشتهاست و  در ۲ كاست به نام "جان عشاق" و "گنبد مينا" با آواز زيباي خود به آن حس و حال زيبايي بخشيده است. مي توانيد به سايت رسمي محمدرضا درويشي هم سري بزنيد (كليك كنيد)

با تشكر

--

فرهاد زينلي ، مدير وبلاگ

 

بيوگرافي محمدرضا درويشي

محمدرضا درويشي

محمدرضا درويشي ( 13۳4- شيراز)
فراگيري موسيقي را از 13 سالگي آغاز و در سال 1357 در رشته آهنگسازي از دانشگاه هنرهاي زيبا دانشگاه تهران فارغالتحصيل شدهاست. از درويشي تاكنون آثار متعددي براي اركستر ، آواز و تركيبهاي مختلف سازي اجرا و انتشار يافته و تعدادي موسيقي فيلم نيز تصنيف كردهاست. اغلب اين آثار از صدادهي ، هارموني و اركستراسيون شخصي و ويژهاي برخوردار است. درويشي علاوه بر آهنگسازي از بيست سال پيش پژوهش در موسيقي نواحي مختلف ايران را با سفر به شهرها و روستاها آغاز كرده است. از جمله آثار چاپ شده او ميتوان به 13 عنوان كتاب پژوهشي مانند آئينه و آواز، بيست ترانه محلي فارس ، نوروز خواني ، موسيقي و خلسه ، نگاه به غرب، موسيقي نواحي جنوب ايران و دايرهالمعارف سازهاي ايران اشاره كرد. در كنار تحقيقات و پژوهشهايي كه توسط وي در زمينه موسيقي نواحي ايران صورت گرفته ، چندين نوار كاست و نيز از آثار او منتشر شده كه زمستان با صداي شهرام ناظري ،« گنبد مينا» و « جان عشاق» با صداي محمدرضا شجريان ، موسوم گل با صداي « ايرج بسطامي» و چندين مجموعه از كارهاي گرآوري موسيقي نواحي ايران مانند: موسيقي شمال خراسان ( 3 نوار) ، آوازهاي سرزمين مادري و … از آن جمله است. مجموعه دايرهالمعارف سازهاي ايران كه مجموعهاي 10 جلدي است و جلد اول آن انتشار يافته وسيعترين تحقيق موسيقايي مكتوب ميباشد كه تاكنون در ايران به انجام رسيده است. اين اثر همچنين مفصلترين پژوهش در مورد سازهاي يك كشور در جهان ميباشد. درويشي علاوه بر فعاليتهاي يادشده ، ديدگاههاي خود را درباره موسيقي ايران ، آسيبشناسي و هويت فرهنگي وملي اين موسيقي در دهها سخنراني ، مقاله و گفت و گو بيان كردهاست ضمناً موسيقي فيلم « سفر قندهار» به كارگرداني محسن مخملباف از ساختههاي درويشي كانديد بهترين موسيقي فيلم خارجي اروپا در سال 2002 از طرف جشنواره دو سالانه موسيقي فيلم در بن – آلمان شد. كتاب دايرهالمعارف سازهاي ايران( جلد اول )، از طرف جامعة بينالمللي اتنوموزيكولوژي به عنوان بهترين كتاب سازشناسي جهان در سال 2002 شناخته شد. اين جايزه در ماه گذشته در آمريكا توسط « پرونونتل» ، اتنوموزيكولوگ برجسته معاصر به درويشي اهداء گرديد.
ايشان همچنين دبير اخرين جشنواره موسيقي نواحي ايران كه در سال ۸۳ برگزار گرديد بوده است

در اينجا اضافه كنم كه وي به عنوان بهترين آهنگساز سال ۲۰۰۵ از طرف يونيسكو به او جايزه اهدا شد.

معرفي آثار مشترك استاد محمدرضا شجريان و محمدرضا درويشي

جان عشاق براى آواز و اركستر

 

آهنگ: پرويز مشكاتيان

 تنظيم: محمدرضا درويشى

 آواز: محمدرضا شجريان

 

 گنبد مينا براى آواز و اركستر

 

 آهنگ: پرويز مشكاتيان

 تنظيم: محمدرضا درويشى

 آواز: محمدرضا شجريان

 ناشر: شركت دل ‏آواز

 

 مجموعه دو اثر مستقل آوازى كه محصول همكارى سه هنرمند موسيقى ايرانى است. در اين آثار، ملودى ساخته مشكاتيان را درويشى براى اركستر تنظيم نموده است.

    در هريك از اين دو اثر قطعاتى به عنوان مقدمه توسط درويشى ساخته شده است. اين دو اثر هرچند محصول يك دوران كارى است، اما در دو كاست جداگانه منتشر گرديده است. در انتشار اين آثار، يك روى آن، ارتباطى با مجموعه يادشده ندارد بلكه توسط ناشر بدين‏گونه انتشار يافته است. در پائيز 1382 اين دو اثر در قالب يك سى‏ دى واحد توسط شركت دل ‏آواز انتشار يافت.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 19:1  توسط فرهاد   |