تبليغاتX
چشمه نوش

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

 
کدام آلبوم همایون شجریان بیشتر می پسندید؟
نسیم وصل ( 101رای، 38%)
ناشکیبا ( 45رای، 17%)
شوق دوست ( 34رای، 13%)
نقش خیال ( 50رای، 19%)
با ستاره ها ( 30رای، 11%)

عنوان نظرسنجی: همایون شجریان
تاريخ شروع نظرسنجی: 1385/7/19
مجموع نظرات: 260
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 20:32  توسط فرهاد   | 

 

 

( 1325- گرگان) نوازنده تار و سه تار ، نواساز و مدرس ، محقق و مولف

 
به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را در این زمینه با کسب جایزه نحست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد.پس از اتمام دوره تحصیل در سال 1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید.ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و آموزش رديف ميرزا عبدالله با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر در دریای در دریای پر معنای موسیقی قدیم ایران بود که این آموزش تا آخرین دقایق حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت.

لطفی ردیف آوازی و تصنیف قدیمی را نزد عبدالله دوامی و سه تار را نزد سعید هرمزی آموخت.اوپس از تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رادیو و تلویزیون ایران با مدیریت فنی برومند در جشن هنر شیراز شرکت کرد که حاصل آن باسازی و احیای مکتب سيد حسين طاهرزاده بود.

دانلود کنید: تصنیف به یاد عارف با صدای استاد محمدرضا شجریان به آهنگسازی استاد لطفی


محمدرضا لطفی به مدت سه سال به عنوان مربی آموزشی با کانون پرورش کودکان و نوجوانان و دو سال در مرکز گرد آوری و شناخت موسیقی رادیو و تلویزیون به همکاری پرداخت . او از سال 1353 به همکاری با رادیو ایران و گروه موسیقی دانشگاه تهران مشغول گردید و طی این مدت گروه شيدا را پايه گذاری نمود که حاصل آن بازسازی آثار شیدا ، عارف ، درویش خان ، رکن الدین مختاری و...بود.اوپس از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت یکسال و نیم سرپرستی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران را عهده دار بود و در همین سالها به اتفاق حسین علیزاده و سایر همکاران گروه شیدا و عارف ، به تاسیس کانون فرهنگی هنری چاووش همت گماشت که حاصل این فعالیت 9 نوار موسیقی چاووش است.

دانلود کنید: تصنیف سپیده با صدای استاد محمدرضا شجریان به آهنگسازی استاد لطفی و گروه نوازی شیدا


لطفی به دعوت فونداسیون چینی و نیز برای شرکت در یک سمینار راهی ایتالیا گردید و کنسرتهایی را در شهر رم ، فلورانس ، بلدنیا ، بادوا و ... اجرا نمود.او در سال 1364 با مهاجرت به خارج از کشور دور تازه ای از فعالیتهای هنری خود را آغاز نموده است و با تاسیس مراکز فرهنگی و هنری شیدا در کشورهای مختلف و برگزاری کنسرتها و سمینارهای گوناگون ، به شناساندن موسیقی قدیمی ایران مبادرت می ورزد. ازجمله آثار ، فعالیتها و کنسرتهای ایشان میتوان به تصنیف های " بمیرید بمیرید" ، " به یاد عارف " ، "داروک" ، "ناز لیلی"،"کوچه سار شب" ، "کنسرت نوا "(جشن هنر شیراز) ، کنسرت راست پنجگاه ( جشن هنر شیراز) ، کنسرت سه گاه ( کنسرت طوس) ، بازسازی آوازهای قمر ، بازسازی آثارگذشتگان ، به یاد درویش خان ، به یاد طاهر زاده ، موسیقی فیلم حاجی واشنگتن ، چاووش 1 (به یاد عارف) ، چاووش 2 (شب نورد) ، چاووش4 ، چاووش 6 ، چاووش 8 ، چاووش 9 ، آلبوم کتاب و صفحه گرامافون موسیقی آوازی ایران ( ردیف عبدالله دوامی) ، نوارهای ردیف موسیقی ایران ( یادواره برومند) ، چشمه نوش ، رمز عشق ، پرواز عشق ، بسته نگار ، کنسرتهای انفرادی در شهرهای مختلف ایتالیا ، کنسرتهای متعدد در شهرهای لس آنجلس ، ساتیاگو ، سانفرانسیسکو ، شیکاگو، بوستن ، نیویورک و واشنگتن به همراهی حسین علیزاده و حسین عمومی ساخت دهها تصنیف و قطعه ضربی دیگر از جمله تصنیف حصار و پیش درآمد اصفهان ، تعداد زیادی بداهه نوازی در دستگاههای مختلف ، کتابهای " شور مادر دستگاههاست " ( منتشر نشده ) ، کتاب سال شیدا (چهار جلد ) و تعدادی مقاله و... اشاره کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 23:14  توسط فرهاد   | 

بااینهمه، حسین علیزاده، موسیقی‌دان باسابقه ایرانی، توانست با آلبوم تازه‌اش «تصویر بی‌پایان» [به تماشای آب‌های سپید] موسیقی خود را در صدر رده یک تا پنج موسیقی جهان برساند. این آلبوم محصولی از کمپانی ایرانی هرمس ریکوردز (Hermes Records) و پخش‌کنندهء آن در آمریکا شرکت ویلج/هارمونیا ماندی (World Village/Harmonia Mundi) است.


به گفته علیزاده: «موسیقی مرز نمی‌شناسد و زبان مشترک همه مردم دنیاست و خواهد ماند. چنانچه ارتباطات جهانی توسط موسیقی صورت می گرفت، شاهد هیچ جنگی نبودیم.»


علیزاده، ۵۵ سال دارد و استاد بزرگ تار و سه‌تار است. موسیقی وی ریشه در موسیقی سنتی ایران دارد و برای موسیقی فیلم‌های گوناگون ایرانی که برنده جوایزی شده‌اند مورد کاربرد قرار گرفته است.


موسیقی‌دانان در ایرانٍ اسلامی، زندگی راحتی ندارند، چراکه همه موسیقی‌دانان باید روند وقتگیر تقاضای اجباری مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای تهیه و پخش آلبوم‌شان طی کنند.


علیزاده می گوید: «هنگامی که آنها از من پرسیدند، شغل شما چیست؟ پاسخ دادم که موسیقی‌دان هستم. آنها گفتند: نه، منظورمان کار واقعی شماست. من دوباره تکرار کردم که موسیقی‌دان هستم و آنها گفتند: این که یک شغل واقعی نیست.»


 بروی ادامه مطلب کلیک کنید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 21:10  توسط فرهاد   | 

ايسنا:

هنوز داغ نخستين درست ناشده بود / كه دست جور زمان داغ ديگرش بنهاد


 

محمدرضا شجريان در مراسم تشييع پيكر زنده‌ياد پرويز ياحقي نوازنده‌ي پيشكسوت ويولون امروز ـ پانزدهم بهمن ماه ـ با بيان اين بيت شعر گفت: هنوز از تاثر و تاسف فقدان علي تجويدي زماني نگذشته كه داغ ديگري بر دلها نشست.


 


 

وي افزود: «پرويز ياحقي» نابغه‌ي موسيقي ما كه به حق ويلن را به مردم ما شناساند، به طوري كه من از نوجواني به ياد دارم كه به ساز اين نابغه‌ي جوان عشق زيادي داشتم، سرپنجه‌ي پرويز ياحقي انسان را در فضايي خاص قرار مي‌داد و از خود بي‌خود مي‌كرد،‌ پرويز ياحقي حق بزرگي بر گردن موسيقي ايران و ساز ويولون دارد.


 


محمدرضا شجريان در ادامه گفت: در اين سالها پرويز ياحقي زمانه را براي ارائه‌ي كارش مناسب نمي‌ديد و در درد عزلت به علي تجويدي پيوست.

برای مطالعه بقیه مطلب بروی ادامه مطلب کلیک کنید
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 21:21  توسط فرهاد   | 

پرویز یا حقی، آهنگساز و نوازنده چیره دست ویولون روز چهارشنبه در سن 70 سالگی درگذشت

>> وبلاگ چشمه نوش درگذشت اين هنرمند برجسته را به جامعه هنري تسليت مي‌‏گويد<<


پرويز ياحقي ب


سايت هنر و موسيقي :بایک بختیاری، مدیر برنامه و از شاگردان زنده یاد یاحقی با اعلام این خبر به سایت هنر و موسیقی گفت: از روز چهارشنبه که با منزل ایشان تماس می گرفتیم جوابی دریافت نمی کردیم تا اینکه صبح روز جمعه همراه با دکتر جهانشاه برومند به منزل ایشان مراجعه کردیم و در کمال نا باوری با پیکر بی جان استاد یا حقی مواجه شدیم.


وی افزود: دست چپ وی که سال گذشته دچار سانحه شده بود سیاه شده بود ولی دمای پایین محل سکونت وی و سردی هوا مانع آن شده بود که جسد ایشان بو بگیرد. طبع نظر پزشک قانونی، از زمان فوت یا حقی مدت 48 ساعت می گذشت و در واقع ایشان روز چهارشنبه درگذشته بودند و با توجه به اینکه تنها زندگی میکردند کسی از مرگ وی تا روز جمعه مطلع نشده بود.


بابک بختیاری در پایان گفت: به احتمال قزیب به یقین مراسم خاکسپاری زنده یاد یا حقی روز یکشنبه انجام خواهد شد و خبر کامل آن تا شنبه شب به اطلاع عموم خواهد رسید.


زنده یاد پرویز یاحقی در سوم شهريور ماه سال 1315 در خانواده اي هنرمند متولد شد. در دامان مادري هنرمند كه آن زمان در نواختن ويلن بين زنان نمونه بود و نوازندگي ويلن را آموزش مي داد. پس پرويز نيز از همان ابتداي شروع كار موسيقي، چنان استعدادي از خود نشان داد كه بي سابقه بود، او پيش درآمدها، رنگ ها، چهار مضراب ها و پنج دوره رديف را از دایی اش، استاد حسين ياحقي كه منزلش آن زمان پايگاه استادان موسيقي بود، فراگرفت.


زماني كه استاد صبا در اولين برخورد صدای ساز پرويز ياحقي را شنيد از حسين ياحقي خواست تا پرویز مدتي هم نزد او كار كند تا با سبك و سياق وي آشنا شود. صبا پيش بيني كرد كه پرويز ياحقي در نواختن ويولون انقلابي به وجود خواهد آورد. اين پيش بيني نیز درست از آب در آمد.



دوران زندگی مشترک وی با حمیرا به خلق آثار ماندگاری منجر شد از جمله گلهای رنگارنگ شماره 518 با نام "بهار عشق من" با کلام بيژن ترقی، گلهای شماره 460 با نام "هديه عشق" با زهم با کلامی از ترقی که یکی از زیبا ترین برنامه های گلهای رنگارنگ می باشد.


دگرگونی های پس از انقلاب دیگر به او مجال نداد که مانند گذشته در عرصه موسیقی فعال باشد و تنها در سالهای اخیر بود که آثاری محدود از وی منتشر شد.


آخرین اثر زنده یاد یا حقی آلبوم "مهر و مهتاب" با تنبک ناصر افتتاح و جهانگیر ملک است که اخیرا منتشر شده است. از وی آلبوم «کیمیا» در سال ۱۳۸۳ توسط شرکت «آوای باربد» در تهران منتشر شده بود.

برای مطالعه ادامه مطلب به روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 21:0  توسط فرهاد   | 

جدیدترین مصاحبه ی استاد شجریان با رادیو زمانه :
مصاحبه از ایرج ادیب زاده

هفت‌سال پس از اهدای جايزه‌ی معتبر هنری «پیکاسو» و دپیلم افتخاری «یونسکو»، بار دیگر محمدرضا شجریان، هنرمند بلندآوازه‌ی موسیقی اصیل ایران، در صحنه‌ی سالن بزرگ یونسکو در پاریس ظاهر شد و آواز خواند.

در سال ۱۹۹۹ «فدریکو مایور»  دبیر کل  آنزمان  یونسکو  همراه  با ا عطای  نشان « پیکاسو»  (معتبرترین جایزه‌ی هنری اروپا) گفت: به پاس تلاشهای محمدرضا شجریان برای موسیقی کلاسیک ایران و گسترش آن، بعنوان عامل گفت‌وگوی تمدنها، نشان طلایی پیکاسو را به وی تقدیم می‌کنیم.

شجریان نیز در پاسخ گفته بود: این نشان تنها متعلق به او نیست، این معنویت و فرهنگ کهن ایران زمین است که شایسته‌ی دریافت نشان یونسکوست.

محمدرضا شجریان در شب دریافت نشان هنری «پیکاسو» که هر چهارسال یکبار به یک شخصیت هنری داده می‌شود، کنسرتی همراه با گروه «آوا» روی رباعیات خیام اجرا کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت، مانند سه‌شنبه شب، ۱۶ ژانویه ۲۰۰۷ که همراه با استادان، چون مجید درخشانی (تار)، محمد فیروزی (بربت)، سعید فرج‌پوری (کمانچه) و البته همایون شجریان، پسرش که هم تمبک می‌زند و هم آواز می‌خواند، برنامه‌ای اجرا کرد و بارها با تشویق حاضران روبه‌رو شد. وی در پایان کنسرت، به درخواست مردم ترانه‌ی ماندنی «مرغ سحر» را پایان‌بخش برنامه‌اش کرد. شجریان در پایان این کنسرت که در شب خداحافظی احمد جلالی، نماینده ایران در یونسکو برپا شد، در گپ و گفت‌وگویی با رادیو زمانه شرکت کرد. وی از آغاز آوازخوانی‌اش گفت،‌ از علل توجه فرانسوی‌ها به موسیقی اصیل ایران، توجه جوان‌های امروزی در ایران به موسیقی و عدم توجه دولت به آنها و اینکه چرا موسیقی اصیل ایرانی حزن‌انگیز است.

- یک شب بیادماندنی دیگر در یونسکو با آواز شما و موسیقی استادانی که شما را همراهی می‌کردند پدید آمد. می‌خواستم در ابتدا بپرسم این چندمین‌باری‌ست که شما روی صحنه‌ی یونسکو در این سالها آواز می‌خوانید؟

این سومین بار است. یکبار در سال ۱۹۹۹ بود که من برای دریافت جایزه‌ی پیکاسو آمده بودم و تقریبا سه‌ربع برنامه اجرا کردیم. رییس یونسکو هم بودند. نخستین بار همان سال ۱۹۹۹ بود و بار دوم هم سه ‌سال قبل بود و امشب هم سال سوم است.

- درباره‌ی برنامه‌ی امشب چه نظری دارید؟

برنامه‌ بسیار خوبی بود و شب تودیع یکی از فرزندان فرهنگی ایران زمین بود که وی سابقه‌یمحمدرضا و همایون شجریان بسیارخوبی در فعالیت‌های فرهنگی دارد و سالهاست که من ایشان را می‌شناسم. بر خودم واجب می‌دانستم که در شب تودیع ایشان شرکت کنم؛ بخاطر خدمات فرهنگی که به فرهنگ ایران کرده و به شناسایی ایران. من به پاس این خدمت ایشان گفتم که امشب می‌آیم تا در این تودیع شرکت کنم.

- اکنون فرانسوی‌ها، به‌ویژه اروپایی‌ها، علاقه زیادی پیدا کرده‌اند به موسیقی سنتی ایران. شما فکر می‌کنید چرا؟

موسیقی ما اگر خوب و بجا ارائه بشود، حرفی برای زدن دارد. برای کسانی که واقعاً گوش شنوایی دارند برای شنیدن موسیقی‌های جهان، موسیقی ما خیلی چیزها دارد که آنها را جلب می‌کند و ما مطمئن‌ایم که اگر کارمان را خوب ارائه بکنیم، می‌توانیم شنوندگان جهانی را هم به خودم متوجه کنیم.

- در کنسرت قبلی شما در تئاتر شهر، دیدم که روزنامه‌نگاران فرانسوی نوشته‌اند که آوازهای شما شنوندگان فرانسوی را،‌ اگر بشود گفت، به نوعی مدیتیشن می‌برند. خودتان هم همینطور فکر می‌کنید؟

تقریبا همین‌گونه است، چون آوازهایی که من دارم به شنونده تمرکز می‌دهد. یعنی من این آواز را می‌خوانم که به فکر وادارم. مدیتیشن هم همین را می‌خواهد که انسان با خودش فکر بکند و کانونمند بشود.

- الان چندمین سال آوازخوانی شماست؟

آوازخوانی من... شاید بگویم،‌ من از ۱۴ـ ۱۳سالگی آواز خوانده‌ام، یعنی نزدیک به پنجاه و سه‌چهارسال است که آواز می‌خوانم. اما بطور رسمی که در رادیو ایران شروع کردم ۴۵سال است.


- الان هم پسرتان با شما در گروه همراهی می‌کند. خودتان چه نظری دارید درباره‌ی همایون؟

من خیلی امیدوارم که جای خوبی باز کند در میان خوانندگان، یعنی می‌شود به او امیدوار بود که بتواند آواز ما را نگه دارد و نگذارد به فراموشی سپرده شود. بهرحال او که تمبک را از ۵ـ۴سالگی زده و از ۱۳ـ۱۲ سالگی هم که در کلاسهای خودم شرکت کرده و چندین سال است، الان نزدیک شاید ۱۷ـ۱۶ سال هست که با من روی صحنه برنامه اجرا می‌کند. من آینده‌ خوبی برایش در نظر گرفته‌ام و مطمئنم که خیلی خوب خواهد شد. چون یک موزیسین است، همه سازها را می‌شناسد، تاثیرات موسیقی دارد و خیلی باهوش است و خیلی زود یاد می‌گیرد، خوب گوش می‌کند و گوش‌اش خیلی قوی‌ست. یعنی همه ویژگی‌هایی که یک خواننده و یک موزیسین باید داشته باشد را دارد و از این جهت،‌ من به او خیلی امیدوارم.

- آیا صدای پدر را هم به ارث برده، خودتان که می‌شنوید؟

بله، نسبتا. منتها زمان می‌خواهد که مدام پخته‌تر و بهتر بشود. بله.

- می‌شود یکی دو کلمه هم راجع به استادانی که امشب شما را همراهی می‌کردند بفرمایید؟

عزیزانی که امشب من خوشحال بودم در کنارشان هستم، آقایان محمد فیروزی است که بربت می‌زنند و سالهای زیادی‌ست با هم همکاری داریم؛‌ سعید فرج‌پوری که کمانچه می‌زنند و با ایشان هم سالهاست همکاری دارم و همچنین مجید درخشانی که با ایشان هم سالهاست دوست هستم و برنامه اجرا می‌کنیم. ایشان آهنگساز هستند و گروهی دارند که اینبار این افتخار را به من دادند که با من همکاری داشته باشند. فعلاً این نخستین برنامه‌ای بود که من با این گروه داشتم. نام این گروه «آوا»ست. قبلا هم گروه «آوا» بود، منتها افرادش فرق می‌کردند. الان در این گروه دو نفرشان آقایان فیروزی و فرج‌پوری هستند و یکی هم همایون است و تنها یکنفر اضافه شده که آقای مجید درخشانی‌ست. من خوشحالم که با این گروه بتوانیم کارهای بسیار شایسته‌ای ارائه بدهیم.

- قبلاً با آقای حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرتان همایون کار می‌کردید. کارهای جدیدی هم عرضه کردید،‌ از جمله یکمقدار شعر نو عرضه شد. چرا این کار ادامه پیدا نکرد؟

چرا! ادامه پیدا می‌کند. من با هنرمندان زیادی تا حالا برنامه داشتم و از نظر تنوع کارم همیشه هرچندبار یکبار با هنرمندان جدیدی کار می‌کنم و آن برنامه هم ممکن است که در سالهای آینده دوباره ادامه پیدا بکند و این گروه هم که هستند، یک کارهای دیگری ارائه می‌کنیم که کارها بیشتر جنبه اصیل کارهای قدیمی دارد. با آقای علیزاده و کلهر هم باز ممکن است کارهای جدیدی ارائه بکنیم.

- نسل جوان ایرانی در امروز خیلی به موسیقی علاقه پیدا کرده و به‌طرفش رفته است. خود شما این موضوع را متوجه شده‌اید؟

بله. خوشبختانه جوان‌ها، مخصوص در ایران، خیلی به موسیقی خودشان توجه کرده‌اند و هنرمندان جوان بسیار زیادی در سالهای مختلف داریم که خیلی خوشحال‌کننده است و خیلی بیش از سابق است. این خود نشان‌دهنده‌ این است که مردم به اصالت‌ها و فرهنگ خودشان که زبان موسیقی‌شان است توجه دارند و فرزندانشان را تشویق می‌کنند که این موسیقی را یاد بگیرند. اکنون هنرجویان بسیار زیادی در سرتاسر کشور داریم، چه در تهران چه در شهرستانها، که شناسایی نشده‌اند،‌ ولی اینها کارشان را می‌کنند. امیدواریم که دولت به‌فکر بیفتد و راهی باز بکند که این استعدادها شکوفا و معرفی بشوند به جامعه، تا تشویق بشوند و به کارشان ادامه بدهند.

- همین مسئله‌ای که فرمودید، فکر می‌کنید واقعا امکانات به حد کافی در اختیار جوانها گذاشته بشود؟

من خیلی امیدوار نیستم. امیدوار نیستم که اینها توجهی به این مسایل بکنند. بهرحال خود مردم هستند که بایستی فرهنگ‌شان را حفظ کنند.

- چرا موسیقی ایران فرضاً مانند موسیقی هند جهانی نشده؟

هنرمندانمان معرفی نشده‌اند! موسیقی هند به این خاطر خیلی به جهان معرفی شده که با مدیران برنامه‌ی حرفه‌ای کار کرده است‌ ولی موسیقی ما اینطور نشد. نقش مدیریت بسیار مهم هست،‌ اینکه چگونه معرفی می‌کند، در چه سبکی و برای چه شنونده‌ای معرفی می‌کند. اگر این کار بشود، خیلی خوب ما را خواهند شناخت. من در این ۵ـ۴ساله که با آقایان علیزاده و کلهر بودم، یک مدیر برنامه داشتیم که در آمریکا خیلی خوب کار ما را معرفی می‌کرد. ما آنجا توانستیم موسیقی‌مان را بشناسانیم و اکنون شنوندگان زیادی در آمریکا وکانادا داریم، به‌خاطر فعالیتی که ایشان کردند و من معتقدم که یک مدیر برنامه‌ی خوب، مخصوصاً اگر یک خارجی باشد، می‌توانند کار ما را به خوبی معرفی کنند.

- پرسش آخر من این است، با توجه به اینکه ما اکنون جوانترین کشور دنیا را داریم، فکر نمی‌کنید موسیقی سنتی باید یک تغییراتی بدهد، از حالت یک‌مقدار حزن و اندوه که در آن هست بیرون بیاید؟

ببینید، حزن و اندوه زاییده تاریخ ماست. زاییده تاریخ ما، بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایی که سر مردم ما آمده. مردمی که آنقدر بدبختی می‌کشند، اغلب نمی‌‌توانند خیلی شاد باشند. همه‌جور حالتها در موسیقی ماهست، از موسیقی رزم، موسیقی بزم، موسیقی عزا، موسیقی شادی و موسیقی‌ای که بشود به آن اندیشید و... و... و... ما همه جور موسیقی داریم. منتها بایستی موقعیت‌اش پیش بیاید و روحیه‌ی مردم ما و روحیه‌ی هنرمندان ما بخواهد که چنین کاری را ارائه بکند. موسیقی سنتی مثل تاریخ می‌ماند، مربوط به یک تاریخ خاصی‌ست. ما علتها را خیلی دنبال نمی‌کنیم. آنچه ما دنبال می‌کنیم موسیقی اصیل است، ما براساس اصالتها کار می‌کنیم و سنت‌ها. سنت‌های گذشته را به‌حال خودش گذاشتیم باشد. ما براساس اصالتهای خودمان سعی می‌کنیم کارهای تازه و آهنگهای جدیدی ارائه بکنیم که اگر هم دقت کرده باشید، دراین چندین ساله به نسبت مثلا ۴۰ یا ۵۰ سال پیش‌تر، اگر مقایسه بکنید، خیلی فرق کرده است. ۵۰ سال پیش را در نظر بگیریم تا الان، از نظر فرم و ارکسترهایی که داریم. می‌بینیم جوانهایی که می‌آیند هرکدام کارهایی می‌کنند که هرچند تازه است و خام،‌ اما نشان‌دهنده‌ی این است که جهش به‌طرف جلو می‌کنند.

- برنامه‌های آینده‌ی شما در کجا خواهد بود و به چه صورت؟

با همین گروه حدوداً ما از ماه می به بعد چند کنسرت در اروپا خواهیم داشت. حدود ۱۲ـ۱۰ کنسرت در کشورهای اروپایی خواهیم داشت. همینطور در استرالیا و احتمالاً در ایران هم ممکن است بتوانیم کنسرت‌هایمان را ادامه بدهیم، اگر بتوانیم سالن خوبی پیدا کنیم.

منبع: وبلاگ دل آواز

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 20:55  توسط فرهاد   | 

مديركل يونسكو در پاريس مدال موتسارت را به محمدرضا شجريان خواننده پرآوازه ايراني اهدا كرد. اين مدال به پاس نقش ارزنده شجريان در موسيقي به او اهدا شده است.


محمدرضا شجريان كه هفته گذشته به همراه گروهش براي اجراي كنسرت به پاريس سفر كرده بود، روز 16 ژانويه به دعوت مديركل يونسكو در سالن شماره يك اين سازمان براي بزرگداشت مولانا و صلح جهاني، براي نمايندگان سراسر جهان كنسرت برگزار كرد و در همان برنامه مدال موتسارت به او اهدا شد. ‌


مدال موتسارت هر دو سال يك‌بار توسط يونسكو به يك فرد يا موسسه‌اي كه در زمينه موسيقي دستاوردهاي برجسته‌اي داشته باشد و يا در آموزش موسيقي فعاليت ويژه و منحصربه‌فردي داشته باشد، اهدا مي‌شود.


سازمان يونسكو به اين دليل اين مدال را راه‌اندازي كرده است كه معتقد است هنر و موسيقي در بهبود روابط بين افراد، گرو‌ه‌ها و جوامع نفش مهمي ايفا كرده و باعث ايجاد صلح بين مردم جهان مي‌شود.


اين جايزه در سال 1991 براي گراميداشت دومين قرن مرگ موتسارت راه‌اندازي شد و نمادي از نبوغ يگانه و خلاقيت بي‌نظير اين موسيقيدان برجسته است.


نخستين مدال موتسارت در سال 1991 همزمان با دومين قرن درگذشت موتسارت با برگزاري يك كنسرت و يك همايش خيريه در سوربن پاريس به اليزابت شوارتسكف خواننده برجسته سوپرانو اهدا شد. روي مدال موتسارت تصويري از او در حال نواختن پيانو ديده مي‌شود و پشت تصوير هم نشانه يونسكو به تاريخ 1991 است. ‌


شجريان هفته گذشته در پاريس يك شب هم از طرف گروه موسيقي براي عموم مردم در سالن يونسكو كنسرت برگزار كرد.


مجيد درخشاني (تار)، سعيدفرج‌پوري (كمانچه)، محمد فيروزي (عود) و همايون شجريان (تمبك و آواز) در اين كنسرت‌ها محمدرضا شجريان را همراهي كردند. ‌


اين برنامه‌ها گلچيني از برنامه‌هاي قديمي شجريان بود كه در دستگاه‌هاي سه‌گاه و ماهور اجرا شد. تصنيف‌هاي برنامه نيز از تصنيف‌هاي قديمي و از ساخته‌هاي آهنگسازان قديمي و خود شجريان بود. يك تصنيف از ساخته‌هاي شجريان به نام <سخن عشق> در ماهور براي نخستين بار اجرا ‌شد. ‌


بنا به نظر شجريان دليل انتخاب ماهور اين بود كه همان گام ماژور است و شنوندگان خارجي به همين دليل با آن ارتباط بيشتري برقرار مي‌كنند. غزل‌هاي آواز اين كنسرت از مولانا و سعدي بود. ‌


پيش از اين اعلام شده بود كه اين برنامه به صورت كاست يا سي‌دي منتشر نخواهد شد ولي شايد نوار تصويري آن منتشر شود. ‌


بنا به گفته شجريان اين برنامه كه در يونسكو اجرا مي‌شود، در ايران اجرا نخواهد شد، اما برنامه‌هاي تازه‌اي براي كنسرت‌هاي ايران تدارك ديده شده است.


شجريان پيش از اين گفته بود: الان در تدارك يك برنامه جديد در ايران هستم كه اميدوارم در تابستان آينده بتوانيم در تهران و چند شهر ديگر مثل اصفهان، شيراز و تبريز اين برنامه را اجرا كنيم. تابستان را به اين دليل انتخاب كرده‌ام كه هوا مناسب باشد و بتوان در سالن‌هاي باز اجرا كرد، چون اغلب اين شهرها فاقد سالن مناسب است و ناگزير از استفاده از چنين فضاهايي هستم.


گرچه مي‌دانم كه اين فضاها مناسب نيست ولي به دليل كمبود امكانات، چاره‌اي جز اين كار نداريم



منبع : اعتماد ملي
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 20:8  توسط فرهاد   |