تبليغاتX
چشمه نوش

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

سلام به تمامی دوستان عزیز

امروز دو مطلب برای شما خواستم در وبلاگ قرار بدم.

۱. یادم افتاد چند وقتی سخنی از استاد شجریان نوشته ام.

۲.یک تصنیف از استاد شجریان به نام "دوش دوش" که در کنسرت پارسال استاد شجریان اجرا شده است برای شما آپلود کردم(اجرای قدیمی تر از استاد موجود است)

در پایان امیدوارم که شما از این پست راضی باشید و ما را از نظرتان محروم نگذارید.

 

۱. زیبایی عشق می آفریند و عشق از گناه باز می دارد

Master Mohamadreza Shajarian

می خواهم با هنر خود چیزی بگویم. هدف من هنر برای دانش و تکنیک  هنر نیست. هنر برای زیبایی است، زیبایی عشق آفرین است و عشق بازدارنده انسان از گناه و بر کشنده به سوی برتری های انسانی است. زیبایی برای انسان ها است. به انسان یاد می دهد که زیبایی چیست، هنرمند این زیبایی را خلق و توجه دیگران به این زیبایی جلب می کند. وقتی انسان ها در کمند زیبایی هستند، نمی توانند گناه کنند. انسان از طریق هنر، به طور مطلق در کمند زیبایی است. آن ساعت که انسان زیبایی را درک می کند، بهترین لحظات عمر است. این خودش چیز ساده یی نیست. زیبایی انسان را از گناه و آلودگی باز می دارد. زیبایی انسان به حد کمال خود و انسانیت نزدیک می کند.همان

 

۲.تصنیف دوش دوش از استاد شجریان

دانلود تصنیف دوش دوش

محمدرضا شجریان              آواز

حسین علیزاده                        تار

کیهان کلهر                       کمانچه

همایون شجریان                   تنبک

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 22:5  توسط فرهاد   | 

نامه استاد محدرضا شجریان به علی لاریجانی در زمان ریاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی که ظاهرا در سال ۷۵ نوشته شده است.

جناب آقای دکتر لاریجانی، شما به خوبی می دانید که موسیقی ایرانی چه فراز و نشیب پردردی را از سر گذرانده است و از پس چه بی شمار حوادث و درشتی های روزگار تا بدین مایه در دستان ماست .هم اکنون میراث دار هنری هستیم که به خون دل و عشق بی پایان هنرمندان آن به دست ما رسیده است. هنرمندانی که درشتی ها را تحمل کردند، خواریها کشیدند تا امروز گنجینه ای از نواها ونغمه ها یی را داشته باشیم که بخشی از هویت ما را تشکیل می دهد. با وجود سختی روزگار، مردم ما موسیقی خود را دوست داشتند و آن را پاسداری می کردند. پیشینیان ما، هنرمند را ارج می گذاشتند و به مهر کارشان را قدر می نهادند و آن را گرامی می داشتند .سرگذشت موسیقی ایران، سرگذشت غریبی هنرمندان این دیار است. در روزگاران گذشته، جفاکارانی که از ذوق و سلیقه و مهر بهره ی اندکی برده بودند، تاب موسیقی نمی آوردند و کردارشان آزار هنرمند و ستیز با هنر بود. هنر و هنرمندان ایمن نبودند تا آن روز که سازمان رادیو و تلویزیون ملی در ایران تاسیس شد و به کانون اصلی این جفاکاری تبدیل شد .جناب آقای دکتر لاریجانی، روزی که در سال هزارو سیصد و پنجاه و پنج در اعتراض به آشفته بازار موسیقی و ابتذال حاکم بر موسیقی رادیو و تلویزیون، از این دستگاه کناره گرفتم، رئیس وقت سازمان قول هرگونه حمایت از هنر اصیل را داد و از من خواست که همچنان در این سازمان باقی بمانم اما من که می دانستم سرشت این دستگاه با اصالت سازگار نیست، به وی گفتم که این دستگاه از روز نخست، با هدف ویرانی و نابودی هنر اصیل این سرزمین پا به عرصه ی وجود گذاشته است .جناب آقای دکتر لاریجانی، تجربه ی سالهای بعد سبب شده است تا من هنوز هم بر رای خود مبنی بر کناره گیری خود از سازمان پابرجا بمانم. از همین روی، از آن روز تا سال هزاروسیصدوهفتاد و دو از حضور در این رسانه پرهیز داشتم تا آنکه پس از هفده سال به درخواست مکرر جنابعالی دوباره در تلویزیون حضور یافتم.


جناب آقای دکتر لاریجانی، شما هم حتما به یاد می آورید که چه امیدهایی در مورد سیاستهای جدید موسیقی و حمایت از شرافت و اصالت داده شد. من به عنوان عاشق موسیقی این سرزمین، تمایل داشتم در این خوش بینی با مسئولان وقت شریک باشم. اما تجربه ی طولانی در رادیو و تلویزیون، مرا از این خوش بینی باز می داشت .اکنون سه سال بعد از آن ماجرا، امیدوارم محک تجربه، صدق آن رای را بر شما هم اثبات کرده باشد. سر آن ندارم که از وضعیت موسیقی در این رسانه سخن بگویم که سخن فراوان است و متاسفانه تکرار دیگر گونه ای از همان سرگذشت اندوهبار موسیقی است که به آن اشاره کردم. صدا و سیما در حال حاضر تسلیم گرایشهای سطحی در موسیقی شده است و ما شاهد تقلید ناشیانه و ابتدایی از خوانندگانی هستیم که از این رسانه کنار گذاشته شده اند. در حال حاضر، از این رسانه انواعی از موسیقی پخش می شود که فاقد کمترین ارزش هنری است .درک و شعور موسیقی در این دستگاه عریض و طویل گاه تا بدان مایه نازل و اندک میشود که مبتذل ترین قطعات موسیقی را که ما نام موسیقی خال طوری ( موسیقی کافه های لاله زاری )، بر آن می گذاریم، به عنوان آرم برنامه پخش می کنند .حتما شما هم در تجربه ی چند ساله ی خود در صدا و سیما، دریافته اید که آرم برنامه، پرچم و نشانه ی اصلی برنامه است و همیشه تلاش می شود تا زیباترین نوا برای آن انتخاب شود، شگفتم از این همه بد سلیقگی وبی ذوقی و اندک مایگی در درک موسیقی، آن هم در مهمترین دستگاه فرهنگی کشور .کاستی های سیاست موسیقی صدا و سیما محدود به پخش برخی آثار بی ارزش و تکرارهای تقلیدی نمی شود .مهمترین نکته در سیاست صدا و سیما، نادیده گرفتن حقوق هنرمندان از سوی این رسانه است .جناب آقای دکتر لاریجانی، در صدا و سیما به خود حق می دهند، به هر نحو که خواستند رفتار کنند .آثار هنری را بدون اجازه پخش می کنند، بدون اجازه و به سلیقه ی خود سانسور می کنند و ساده ترین و بدیهی ترین اصل یعنی رعایت حقوق هنرمند را زیر پا می گذارند. صدا و سیما به خود حق هرگونه تملک و دست اندازی در آثار هنری را داده است. اگر روزگاری فریاد ما از دست تولید کنندگان غیر مجاز نوار بالا بود، امروز صدا و سیما خودغیر مجازترین کار را در عرضه ی آثار هنری انجام می دهد. سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آنان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند.


این روال جاری رادیو و تلویزیون در همه ی کشورهای متمدن جهان است. از این گذشته من نمیدانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می گذارد و آن را به نام ویدیو کلیپ پخش می کند؟ فرض کنید قانون رعایت حقوق مولفان ومصنفان وجود ندارد، و باز هم فرض کنید اگر وجود دارد، کسی به هر دلیلی مایل نیست از طریق دستگاه قضایی، احقاق حق کند. آیا شما شرعا این مشکل را برای خود حل کرده اید ؟ چگونه است که بدیهی ترین حقوق مالکیت حقوقی که مورد تاکید قوانین جاری کشور است زیر پا گذاشته می شود؟ در تحیرم که نادیده گرفتن حقوق هنرمند از سوی مهمترین و وسیع ترین رسانه ی کشور نشانه ی چیست ؟ مردم چه می گویند وقتی می بینند از صبح تا شام، این رسانه پیامهای اخلاقی در رعایت حقوق دیگران پخش می کند، اما خود به آن عمل نمی کند ؟جناب آقای دکتر لاریجانی، من بارها ناخوشنودی خود را از کار صدا وسیما اعلام کرده ام. من تنها به دنبال حقوق خود نیستم، هرچند اگر به دنبال این هم بودم، باز خرده ای بر من وارد نبود .من فقط قصد دارم یک نکته را به این دستگاه عریض و طویل یادآوری کنم و آن رعایت حقوق دیگران است. صدا و سیما باید بیاموزد که حقوق آثار هنری و حتی بسیار گسترده تر از آن هر اثر فرهنگی متعلق به پدید آورندگان آن است و ملک طلق این دستگاه عظیم نیست.


ای کاش دست اندازی به اثر هنری و بی اعتنایی به حقوق هنرمندان به همین ختم می شد. سالها پیش، به هنگام جنگ عراق علیه ایران، در دفاع از سرزمین مادری تصنیفی به نام " میهن ای میهن " اجرا کردم، این تصنیف ستایش سرزمین مادری و مهرورزی بدان بود. بگذریم که آن تصنیف، مدتها اجازه ی پخش نداشت. اما اکنون هم که اجازه ی پخش یافته است، بخشی از آن حذف شده است. از شما می پرسم آیا عشق به سرزمین و میهن گناه نابخشودنی است که باید حذف شود؟ اگر شما تصنیفی را نمی پسندید، چرا آن را پخش می کنید و چرا آن را مطابق سلیقه خودتان مثله می کنید؟

 

به صراحت اعلام میکنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است .قاطعانه از جنابعالی می خواهم که دستور دهید هیچ اثری از من مطلقا از رادیو و تلویزیون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستیم، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده ام، پخش "مناجات" و " ربنا " را اجازه می دهم.

امیدوارم با این اقدام، سنت حمایت از حقوق هنرمندان را در این دستگاه پایه گذاری کنید. حمایت از اصالت و شرافت هنر، بدون رعایت حقوق هنرمند ممکن نیست .

منبع مطلب:اینجا است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 7:3  توسط فرهاد   | 

در نظر بازی ما بی خبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگـر ایـشان دانـنـد

عاقـلان نقطـه پرگار وجـودند،ولی

عشق داند که در این دایره سر گردانند

جوان هایی که اهل اندیشیدن هستند با من رابطه دارند، اما آن جوانی که خیلی اهل اندیشه نیست و ذوق دیگری دارد و به گونه دیگری فکر می کند،ممکن است با من رابطه نداشته باشد. من از تخصص ام نباید دور تر بروم و بایستی کار خودم را بکنم. من به علت سابقه ی دیرینه یی که در کار هنر دارم باید با هم سن و سال های خودم و با اساتیدی که از من بزرگترند همکاری کنم، اما من خیلی وقت ها با جوان هایی همکاری کردم که همسن پسرم بودندو به این علت با آنها همکاری کردم که به جوان انگیزه بدهم، در حالی که آن جوان از لحاظ آشنایی با موسیقی هنوزآن  پختگی را ندارد که در کنار من بنشیند، اما من این امکان را به او می دهم. چون به جوانان توجه دارم و آنها را دوست دارم و این عشقی که به فزندان خود دارم، نسیت به تمام جوان ها دارم. به نسل جوان خیلی احترام می گذارم.

استاد شجريان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 19:57  توسط فرهاد   | 

فقط من هنرمند نيستم كه حس مي بخشم، مخاطب من هم به من حس مي دهد. اين درد مشترك است، زبان مشترك است. شما مي گوييد درد مشترك، فقط مشكلات زميني است. من اين طور فكر نمي كنم. درد مشترك انسان مي تواند فراتر از اينكه هست، برود. خيلي فراتر از اين كه خودش از خودش شناخت دارد، مي تواند باشد. به هر حال حس مشتركي است بين شنونده و هنرمند. درد مشترك، درد انسانيت است. اين دو به سوي حقيقت مشترك پرواز مي كنند. هنر، بال پرواز است. فروغي است كه ما را حركت مي دهد و به خود مي خواند. هنر فروغ را مي بيند و ما را به سوي آن رهنمون مي كند. 

استاد محمدرضا شجريان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 22:24  توسط فرهاد   | 

بیشترین وسواس

من بیشترین وسواس و دقت را روی انتخاب اشعار و تلفیق آن با موسیقی دارم. هر بار که کنسرتی دارم معمولا چندین بار کتاب ها را زیرو رو می کنم تا غزلی که مناسب می دانم پیدا کنم و شاید آن را تغییر دهم. این مساله بستگی به چگونگی حال و هوای خودم، اطرافیانم و مردمی که در میان آنها زندگی می کنم، دارد. 

لهجه سازها

هر سازی زبان خاص خود را دارد و یک احساس خاصی به شنونده خود می دهد. شنونده از آن خاطره یی خاص دارد. درست مثل زبان، ساز ها هم لهجه خاص خود را دارند، لحن خاص خود را دارند. موسیقیدان، هم با نیاز جامعه خود آشناست، هم با ابزار کار خود-یعنی نت ها- و هم با سازهای آن  سرزمین آشناست.

استاد محمدرضا شجريان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 19:24  توسط فرهاد   | 

من زمانی می توانم شجریان باشم که در کار موسیقی وقت بگذارم؛ اگر اینچنین نباشد که من شجریان نیستم... من آنقدر آواز های خوب شنیده ام و خوانده ام که یک نفر باید در حّد آواز من یا بهتر از من بخواند تا خوشم بیاید...! هیچ آدمی تکرار ندارد، در هر زمینه یی. مثل من هیچ وقت به وجود نمی آید. بهتر از من خواهد شد، ولی مثل من نه...

                                                                                          <<محمّدرضا شجریان>>

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 22:5  توسط   | 

آنچه كه بيش از همه براي من خوشحال كننده است، آن است كه عده يي اهل دل به صداي من گوش مي كنند و از آن لذت مي برند و همين، بالاترين سعادت من است. وقتي كه مي بينيم كه پس از سال ها زحمت و خدمت براي هنر اين سرزمين، گروهي پيدا مي شوند تا قدرشناسي كنند، خستگي ام بر طرف مي شود همشهري،۱۱آبان۷۸، ۱۹۶۹

 

استاد شجريان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 0:58  توسط فرهاد   | 

انتقاد اگر درست باشد می پذیرم و درست نباشد نیازی ندارم که با منتقد جر و بحث کنم. انتقاد درست سازنده است و من همیشه انتقاد درستی که از کارم کرده اند،گوش کرده ام و به کار بستم و موفق شده ام. اگر انسان را تشویق کردند و برایش کف زدند، فکر نکند که دیگر تمام شد و او بهترین شده است! این طور نیست.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 21:25  توسط فرهاد   | 

سرنوشت موسیقی را نباید به سرنوشت گروه ها و دیدگاه های سیاسی گره بزنیم. دنیای سیاست پر تلاطم است. اگر این کار را بکنیم، ممکن است  موسیقی در این تلاطمات دستخوش بی مهری شود. موسیقی را باید از انحصار در آورد. سیاست، آن را منحصر به بخش خاصی می کند.  موسیقی همچون آفتاب است که باید یر همگان بتابد. من می خواستم علامت تردید از  موسیقی برداشته شود. بزرگترین کار سیاسی برای هنرمندان ایران، اعتبار بخشیدن به هنر است.....اینکه تعبیر خاصی از مذهب با  موسیقی مخالف است، تا حدودی بله! البته الان به خاطر نیاز در رادیو و تلویزیون از  موسیقی استفاده می کننداستاد شجریان، راز مانا 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 15:31  توسط فرهاد   | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 22:36  توسط فرهاد   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 23:10  توسط فرهاد   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 23:6  توسط فرهاد   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 21:33  توسط فرهاد   | 

موسیقی هرگز به شخصیت نمی گوید که برو شراب بخور یا کار دیگری بکن. خیر! موسیقی کارایی های زیادی دارد. موسیقی نگاه انسان را تعالی می بخشد. یک وقت باعث حرکت می شود، ممکن است در شما حالت سماع ایجاد کند، یا رقص، یعنی گاهی موجب نشاط می شود. و یک وقت هم است که این موسیقی تمام خستگی های فکری و جسمی را مرتفع می کند. ممکن است این موسیقی ما را به سر آغاز زمان ببرد. یا حس شکست و محرومیت ایجاد کند. خلاصه هزاران نوع از این پیام ها در موسیقی وجود دارد. ممکن است یک موسیقی در انسان های متفاوت، تاثیرات متفاوتی داشته باشد. پس باز به حال و هوای شنونده و برداشت شنونده دارد که خود آن هم بار در تاثیر گذاری موسیقی بر شنونده موثر است. همه این عوامل در موسیقی و رابطه جامعه با موسیقی وجود دارد. لذا هدف موسیقی به اعتبار شنونده هایش متفاوت است. به همین دلیل بیشتر بر مبنای استدلال فنی عمل می کردم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:38  توسط فرهاد   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:20  توسط فرهاد   | 

موسيقي در خانواده بايد جايگاه داشته باشد. پذر و مادر ها در آن جا تعيين كننده اند. پدر و مادر ها فرهنگ خانواده را به بچه ها نشان مي دهند. جوان ها آيينه آيين خانواده اند. در آنجاست كه پدر و مادر، بد و خوب را به فرزند مي آموزند و امكانات برايشان فرهم مي كنند. ما در خودمان بايد كارمتن را خوب ارايه بدهيم و در كارمان صداقت داشته باشيم و ديدگام ما ديدگاه انساني باشد. تا اين حد مي توانم، بقيه كار ديگر با من نيست. من نمي توانم بروم از خودم تعريف كنم و يا فرياد بكشم و خودم را تبليغ كنم، اينجا پدر و مادر ها هستند كه در خانواده ها مي شناسانند كه فرهنگ چيست. مجله روزهاي زندگي، شماره ۹۵، سال ۱۳۷۸

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:56  توسط فرهاد   | 

,If there is a forethought

...it is in the apprehension of the art logic

.The tune of Bing can be heard in art

:Ascension befalls in this realm

!A flight toward the zenith of meaning

<>

 

***

 

اگر که تدبیری باشد،

در درک منطق هنر است...

در هنر می شود نوای هستی را شنید،

معراج در این عرصه روی می دهد:

پروازی به فرازستان معنا!

<<محمدرضا شجریان>>

 

shajarian

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:43  توسط فرهاد   | 

هيچ هنري مثل موسيقي نمي تواند انسان را به معنويتي كه لازمه زندگي است برساند. در كنار موسيقي است كه يك خياط خوب، خوب خياطي مي كند. در كنار موسيقي است كه يك ورزشكار، خوب ورزش مي كند. با موسيقي است كه شما مي توانيد سختي سفر را بر خود هموار كنيد. مشكل موسيقي ما اينهاست.۱

موسيقي ؛ نيرومند ترين پديده ي جهان مردمي

موسيقي با تمام حالات مردم در ارتباط است و نيرومندترين پديده ي جهان مردمي است. چون با انسان كاري مي كند كه هيچ هنر ديگر كه با آن برابري نمي كند.۲

 


۱- نشريه راه نو، خرداد ۷۷، شماره ۶

۲- استاد شجريان، راز مانا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 19:41  توسط فرهاد   | 

استاد محمد رضا شجریان در گفتگویی با صدای آلمان در پاسخ به این پرسش که آیا تحریم صدا و سیما از جانب شما هنوز ادامه دارد یا نه گفت: این تحریم تا روز قیامت ادامه دارد.

وی افزود : اگر صدای من گهگاهی پخش می شود بدون اجازه است .

استاد شجریان در ادامه گفتگو وضعیت کنونی موسیقی مملکت را اینگونه ارزیابی میکند: وضع موسیقی فرق چندانی نکرده که نگران بشوید.  جای نگرانی نیست.  اگر شما توانستید جاذبه‌ی زمین را برای همیشه خنثی‌اش کنید و از دستش راحت بشوید، اینها هم می‌توانند از دست موسیقی راحت بشوند.

باید گفت که وقتی رهبر فقید انقلاب، امام خمینی تحریم را از موسیقی برمی‌دارد، پس می‌داند که موسیقی کاربرد دارد. وقتی ایشان می فرمایندکه موسیقی بایست در جامعه باشد، دیگران هم نمی‌توانند جلوی موسیقی را بگیرند.

بر گرفته از سایت بی بال 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 23:26  توسط فرهاد   |