پرويز مشكاتيان در 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور چشم به جهان گشود ، جهاني كه با گشودنش ، شنودن آواي مترنم و سرمست سرچشمه ها و دشت هاي بينالود از يك سو ، و از ديگر شيهه سواران و تاراج تاران و مغولان و... آنچه كه بر نيشابور رفته بود ، را براي او ناگزير مي كرد .

تصنيف (( دشتي )) ، (( غم انگيز )) شعر حافظ خواننده هنگامه اخوان اجرا گروه عارف . (( آستان جانان )) ، (( شيدايي )) ، (( سرانداز )) ، (( سرو ناز )) ، (( بيداد )) شعر حافظ خواننده شجريان دو نوازي در ايران – گروه عارف در اروپا . (( بيداد )) اجرا گروه عارف و شيدا (( كرد بيات )) اجرا گروه عارف (( رزم مشترك )) ، شعر آذر مهر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( وطن )) شعر آذر مهر خواننده ناظري اجرا گروه عارففف . (( ايراني )) ، گروه شيدا . (( چوپاني )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( پيروزي )) شعر جواد آذر خواننده شجريان دو نوازي ( با ناصر فرهنگفر )- (( طلوع )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( جان جهان )) شعر مولانا خوانندگان شجريان اجرا گروه عارف . (( سركش )) شعر مولانا خواننده خواننده شجريان دو نوازي . (( دل انگيزان )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( گلنوش )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( صبح است ساقيا )) ، (( چكاد )) شعر حافظ خواننده شجريان اجرا گروه عارف .((افسرده حال )) شعر بابا طاهر خواننده پريسا اجرا گروه مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران . (( شكر و شكايت )) .
*دونوازی سنتور و تنبک(سنتور: استاد مشکاتیان تنبک: استاد فرهنگ فر)
(با کلیک بروی متن دانلود کنید)
نمي خواهم شاعرانه جواب بدهم و بگويم كه «سكوت سرشار از ناگفته هاست» ولي اگر بخواهم صادقانه بگويم، پيش از اينكه شما بياييد با دوستان خودم كه اينجا هستند صحبت همين قضيه بود و من گفتم فضا را قدري نامحرم مي بينم. اين يك مسئله احساسي است و ممكن هم هست هيچ دليل منطقي نداشته باشد. البته من كارم را دارم انجام مي دهم، اما چگونگي درآمدن و برآمدنش اصلا برايم مهم نيست.
*معرفي قاصدك كار مشترك شجريان و مشكاتيان
تصنیف قاصدک از ساخته های استاد مشکاتیان با صدای استاد شجریان
(با کلیک بروی متن دانلود کنید)
-
چرا؟
شايد به يك نتيجه هايي رسيدم. قبلا برايم خيلي مهم بود. الان برايم فقط مهم اين است كه كارم را انجام بدهم و حرف هايم را لااقل روي كاغذ بزنم.

-
ولي ممكن است كه اين تصور پيش بيايد كه مشكاتيان به نوعي در «دستان» و... تمام شده است. يعني آنجا نقطه اوجش بود و ديگر نمي تواند آن نقطه اوج را تكرار كند و براي همين ترجيح مي دهد كه كاري انجام ندهد.
البته دوستان عزيزي كه پيرامونم هستند اين نظر را به من گفته اند ولي... شايد هم درست باشد. به زعم خودم اين طور نيست چون من كارهايي كرده ام كه الان ديگر مثلا «دستان» را قبول ندارم. الان وقتي آن كاست را گوش مي كنم مي گويم كه مثلا كاش در بخش كششي ها كارهاي ديگري هم مي كردم.
*معرفی آلبوم نوا از ساخته های استاد مشکاتیان
-
اين حالتي كه در شما به وجود آمده است چه اندازه با فضاي كلي موسيقي ارتباط دارد؟
كدام موسيقي؟
-
كل موسيقي و جامعه موسيقي...
... ببينيد يكي از سئوالات هميشگي من اين بوده كه تكليف موسيقي در اين مملكت چيست؟ يعني اينكه ما به موسيقي چگونه نگاه مي كنيم؟ آيا موسيقي اصلا در اين سرزمين به رسميت شناخته شده يا نه؟ آيا اصلا رسانه هاي گروهي (راديو و تلويزيون كه مي توانند در اين زمينه بسيار توانا عمل كنند چون حجم عظيمي از ميان برنامه هايشان را موسيقي تشكيل مي دهد) مي دانند موسيقي چيست و آن را به رسميت مي شناسند؟ بچه ها آمدند پيش من و گفتند ما راديو فرهنگ درست كرديم و شما بيا با ما مصاحبه كن. من به آنها گفتم من با شما چطور مصاحبه كنم و چه بگويم؟ يك آهنگي را يك استادي ساخته، مثلا استاد تجويدي و يك استاد ديگر هم آن را خوانده، آقاي شاه زيدي. خيلي هم كار زيبايي است. دو دقيقه از آن را پخش مي كنند و بعد قطع مي شود و مي گويند، سرودي از شاه زيدي و تمام مي شود.
من نه مائوئيست هستم و نه ماركسيست ولي بعضي از صحبت هايشان را دوست دارم. مائو مي گويد: «درست است كه كليات چيزهايي هستند كه به خاطر آنها بايد از جزئيات گذشت ولي واي به حال آنكه جزئيات تشكيل يك كليت بدهد.» الان اين جزئيات سرزمين ما تشكيل يك كليت مبتذل را داده است و من از اين، هم دلخورم، هم ناراحتم و هم عصباني.
*تصنیف جان جهان از آلبوم نوا با صدای استاد شجریان
(با کلیک بروی متن دانلود کنید)
... من كه در اين زمينه استخوان خرد كرده ام، زندگي ام را گذاشته ام و عشقم موسيقي بوده، من كه توقع زيادي ندارم كه مثلا مردم برايم چنين و چنان كنند و يا حاكميت برايم كار خاصي بكند. من فقط يك حرمت مي خواهم براي آن چيزي كه برايم عشق است. شما نمي توانيد ببينيد كه معشوقتان را سوراخ سوراخ مي كنند و بعد بگوييد كه «شما چرا كم كار شديد؟»
*تصنیف صبح است ساقیا با صدای استاد شجریان
(با کلیک بروی متن دانلود کنید)
-
ولي به نظر من قبلا كه شما در سال يكي دو كار درخشان مي داديد شرايط به نوعي سخت تر بود...
از چه لحاظ؟
-
الان به هر حال يك تكثري ايجاد شده است و مخاطبان موسيقي تكليف خودشان را مي دانند. آن موقع اين گونه نبود والان بعد از باز شدن فضاي موسيقي پاپ هر طيفي ژانر موسيقي موردپسندش را گوش مي كند. الان فضا به نوعي خالص شده است و آنهايي كه علاقه مند كارهاي شما هستند و كارهايتان را تعقيب مي كردند الان ديگر منتظر هستند...
آقاي مختاباد، ببينيد، هر علتي معلولي دارد. خوشبختانه شما ژورناليست هستيد و اين چيزها را بهتر از من مي دانيد. اولا من گمان نمي كنم كه غربال جامعه، از نظر موسيقايي اين گونه شده باشد كه هر كسي دنبال پسند خودش برود. دليلش را به شما مي گويم. اولا جواني كه الان سي سال دارد و بايد اوج شكوفايي و گزينش و انتخابش براي نگاه به گذشته اش و حركت براي آينده باشيد، هفت ساله بود كه انقلاب شد، در اين بيست و سه سال به او چه داده شده است؟
يعني اينكه راديو و تلويزيون كه محور و منبر تراوشات هنري و فرهنگي هستند و اينقدر هم مدعي هستند كه براي جوان ها اين كار و آن كار كرده ايم، چه كاري كرده اند؟ شما به عنوان يك ژورناليست صادق _ كه من بر اين گمان هستم _ بگوييد كه آيا يك موسيقي يك ربعه _ حتي _ در هفته به جوان ها داده مي شود تا تشخيص درستي از موسيقي اي پيدا كنند كه مايه چند هزار ساله اين سرزمين است؟ شما مي گوييد انتخاب، انتخاب چي؟ ببينيد بچه هاي ما مبتذل و سطح پايين شده اند به خاطر اينكه چيزي نديده و نشنيده اند. اين مي شود كه پناه مي برند به محصولات لس آنجلسي. آن وقت ما از تهاجم فرهنگي حرف مي زنيم!
-
اين موسيقي لس آنجلسي كه شما فرموديد همان اوايل انقلاب هم به صورت مخفي و زيرپوستي وجود داشت ولي سيطره با موسيقي سنتي بود. آن موقع مثلا وقتي «بيداد» مي آمد به بازار، جامعه تكاني مي خورد، «دستان» همينطور. سئوالم اين است كه آن فضا چطور شد كه به اينجا رسيد؟
يك مقداري فلسفي تر بررسي كنيم.
زماني ميكل آنژ در ايتاليا مجسمه هايش را مي ساخت، كليسا مي آمد و رويش را گل مي گرفت. ميكل آنژ مي گفت: اگر شما پتو هم روي مجسمه هايم بكشيد، مجسمه هاي من لخت هستند. اين صحبت آدمي مثل ميكل آنژ است كه تاريخ هنر كره زمين به او مباهات مي كند، البته اگر بداند كه كيست كه مي داند. من يك مثال ملموس مي زنم. من ايراني هستم. شما حتما مي دانيد ميهن يعني چه. لاهوتي را هم مي شناسيد، «تنيده ياد تو درتار و پودم، ميهن اي ميهن» چيزي است كه ما قبل از انقلاب مي خوانديم، در جريان انقلاب هم مي خوانديم و بعد يكي از دوستانم رويش آهنگ گذاشت و استاد شجريان هم خواند.
مني كه دل در آتش دارم و شما معتقديد كه بايد «دستان» ساخت، «بيداد» ساخت، «آستان جانان» ساخت، «سرعشق» ساخت، «نوا» ساخت مي بينم كه اين آهنگ را از راديو پخش مي كنند و «ميهن اي ميهن» را از آهنگ بيرون مي آورند، «ميهن» مگر بد است. اگر هست من بايد بدانم.
به عنوان يك شهروند، به عنوان يك ايراني، به عنوان كسي كه در اين سرزمين به دنيا آمدم و در آن نفس مي كشم و مي خواهم حركت كنم. چرا «ميهن اي ميهن» را درآوردند. چرا شعر لاهوتي را سانسور كردند. اين حق را چه كسي به آنها داده است. آن جزئياتي كه از مائو گفتم همين است كه ذره ذره آن تشكيل يك مجموعه را مي دهند كه باعث مي شود آهنگ بسازم و در گوشه اي بگذارم.
منبع: وبلاگ چهارمضراب



