خرید روتختی

روتختی 


داشتن خواب با کیفیت برای سلامتی انسان بسیار مهم است. اتاق خواب باید مکانی دنج باشد تا خستگی همه ساعاتی را که صرف کار و تحمل استرس های مختلف در طول روز میشود را بدرکند. هیچ کس از اهمیت داشتن یک تخت خواب و یک تشک راحت بی خبر نیست, اما نکته مهم بعدی این است که بالش اتاق خواب, پتو, لحاف و پوشش می دهد, و شما در واقع از مجموعه ای از اتاق خواب استفاده می کنید که رنگ هایی که در اتاق خواب  باید مناسب باشد و مجموعه اتاق خواب خاکستری می تواند بسیار مناسب باشد. یک ست اتاق خواب بنفش شیک نیز گزینه خوبی است زیرا سبک خواب بنفش است. پارچه ای که برای دوخت روتختی استفاده می شود نیز بسیار مهم است زیرا باید به راحتی شسته شود و عرق بدن را جذب کند. یک بالش خوب نیز باید نرم و ظریف باشد تا موها نبیند. پارچه های پنبه ای و کتانی برای روتختی مناسب هستند و برای روبالشی ها می توانید از ساتن و ابریشم استفاده کنید.

خرید روتختی


انواع روتختی


روتختی انواع مختلفی دارد و ما می توانیم به دسته های مختلف تقسیم کنیم:
 روتختی های وصله ای ساده و رنگارنگ برای دختران نوجوان یا طرح ها و رنگ های اسپرت می توانید انواع طرح ها و مدل های مختلف را انتخاب کنید.
روتختی پسر: روتختی پسرانه مانند روتختی دخترانه است-روبالشی-یک مدل سه تکه متشکل از روتختی و ملحفه. شما می توانید انواع طرح سه بعدی را انتخاب کنید ورزشی و .... برای کودکان انتخاب کنید.
روتختی عروس: یکی از انواع روتختی هایی که از نظر جنسیت و طراحی بسیار متنوع هستند روتختی عروس است. این مدل که دوتایی است می تواند مواد متنوعی داشته باشد - از دانتل گرفته تا مخمل و ترمه. گزینه هایی مانند قلاب بافی نیز زیبا به نظر می رسند و برای عروس ها مناسب هستند.
مارک های معتبر تولید کنندگان ملحفه
بسیاری از مارک های ترکی و ایرانی وجود دارند که انواع روتختی را تولید می کنند, لمس یک انتخاب خارجی مناسب برای ملافه است. دنزو با داشتن بیش از چند دهه تجربه در خدمت شما عزیزان است. خرید روتختی به صورت کاملا آنلاین از فروشگاه اینترنتی دنزو تجربه ای جدید می تواند باشد.

اکستنشن مو و روش های نصب

اکستنشن مو چیست؟

اکستنشن مو، به افزایش حجم و قد مو به وسیله­ی دسته موهای طبیعی یا مصنوعی گفته می­شود. دلایل زیادی برای استفاده از اکستنشن مو وجود دارد. کسانی که موهای کوتاه و کم پشتی دارند و کسانی که با ریزش شدید مو مواجه هستند، به راحتی می­توانند از اکستنشن برای داشتن موهایی بلند و زیبا استفاده کنند. هر فرد بدون محدودیت سنی می­تواند موهای خود را اکستنشن کند.

منبع: حرف تازه

اکستنشن مو چیست؟

بهترین راه برای به دست آوردن قفل های بلند و خیره کننده این است که از موهای طبیعی خود مراقبت کنید، هرگز از حالت دهنده های حرارتی استفاده نکنید، و هرگز آنها را با رنگ لمس نکنید... اما چه کسی می خواهد این کار را انجام دهد؟! بسیاری از زنان به جای تبدیل شدن به برده موهای خود، به اکستنشن مو روی آورده اند تا حجم دلپذیر و طول پری دریایی به موهای خود بیافزایند.

به دلیل این افزایش محبوبیت در سال 2018، فروش اکستنشن مو به 1.25 میلیارد افزایش یافت و انتظار می‌رود تا سال 2022، 20 درصد دیگر افزایش یابد! اما با افزایش محبوبیت یک محصول خاص، سیل اطلاعات نادرست به دنبال دارد. برخی از شرکت ها حتی مصرف کنندگانی را که به دنبال اکستنشن مو با کیفیت هستند گمراه می کنند.

بنابراین، اکستنشن مو چگونه کار می کند، و زمانی که به دنبال اکستنشن موی عالی هستید به دنبال چه چیزی باشید؟ ما تمام منابع موجود در آنجا را جست‌وجو کرده‌ایم تا مطمئن‌ترین اطلاعات را در مورد نحوه عملکرد اکستنشن مو و نحوه انتخاب اکستنشن موی عالی داشته باشیم. به خواندن ادامه دهید تا یاد بگیرید چگونه بهترین اکستنشن مو را برای هر فرد و با هر بودجه ای پیدا کنید!

اکستنشن مو چگونه کار می کند: اکستنشن های با کیفیت مشاهده می شود
هنگامی که در تلاش برای یافتن یک منبع موی خوب هستید باید به چند نکته توجه کنید. مراقب باشید، هر شرکتی در مورد کیفیت موهای خود صددرصد صادق نیست.

رمی مو به چه معناست؟
بسیاری از شرکت ها به خود می بالند که موهایشان 100% موهای رمی است، اما این به چه معناست؟ موی رمی، موی اصیل انسان است که بسیار سالم و با تمام ریشه در بالا و انتهای آن در پایین جمع شده است.

شما می توانید موهای رمی را طوری رفتار کنید که گویی از پوست سر شما رشد کرده است. می توانید آن را بشویید، رنگ کنید، به آن حالت دهید، و ماندگاری آن بسیار بیشتر از موهای مصنوعی است!

موهای غیر رمی به مرور زمان گره می خورند یا می ریزند، موهای واقعی رمی اینطور نیست. برای اطمینان از اینکه منبع شما 100% موهای رمی دارد (و اصلاً موهای مصنوعی مخلوط نشده است) به بررسی های اخیر سایر مصرف کنندگان بگردید.

بهترین بافت مو را پیدا کنید
هر کس بافت موی متفاوتی دارد. افراد می توانند موهای مجعد، موهای صاف، موهای موج دار، ضخیم، نازک و هر چیزی بین آنها داشته باشند. برای اطمینان از اینکه اکستنشن مو با هم ترکیب شده و طبیعی به نظر می رسد، اکستنشن ها باید با بافت موهای طبیعی مطابقت داشته باشند.

منشا موهای استفاده شده در اکستنشن می تواند تفاوت زیادی ایجاد کند. موهای چین و هند به احتمال زیاد تارهای ضخیم هستند و موهای روسی کمی ظریف تر هستند.

یکی دیگر از مواردی که باید به آن توجه کنید اکستنشن مو برای خانم هایی با موهای بافت طبیعی است. زنانی که موهایشان توسط شل کننده های شیمیایی دست نخورده است در دسته بافت موی طبیعی قرار می گیرند.

زنان با موهای طبیعی نیز بزرگترین جمعیتی هستند که اکستنشن مو را خریداری می کنند. 70 درصد از کل فروش اکستنشن مو به خانم هایی با موهای طبیعی اختصاص دارد! مطمئناً هر آرایشگر عاقلی در مورد موهای طبیعی و بهترین اکستنشن برای آن خانم ها اطلاعاتی دارد.

اکستنشن مو چگونه کار می کند

 

نحوه عملکرد اکستنشن مو: روش استفاده
نکته دیگری که باید در نظر بگیرید این است که کدام روش کاربردی برای سبک زندگی شما مناسب تر است.

دوخت اکستنشن مو
روش "قدیمی" نصب اکستنشن مو نیمه دائمی جایی است که آرایشگر تارهای مو را به ریز بافته های متصل می دوزد. اگرچه این روش اغلب برای موهای طبیعی اعمال می شود، اما می توان اکستنشن ها را به موهای ظریف تر و صاف تر نیز دوخت.

اکستنشن مو با نوار چسب
این جدیدترین نوع اکستنشن موی نیمه دائمی است و بیشتر آرایشگران این روش را ترجیح می دهند. دو لایه نازک پود تارهای طبیعی شما را ساندویچ می کنند و سپس حرارت می دهند تا پیوند مهر و موم شود. به مدت 3 روز پس از نصب موها را نشویید تا از محکم بودن باند اطمینان حاصل کنید.

مانند هر اکستنشن نیمه دائمی، شما باید کمی زمان را صرف مراقبت از موهای خود کنید تا موهای خود را شیک نگه دارید، اما همچنان می توانید تمام فعالیت های مورد علاقه خود مانند رفتن به باشگاه یا ساحل را انجام دهید!

فرق بالیاژ و آمبره

استایلیست و هنرمند بالیاژ، تونی جنینگز از سالن مفهومی Davines Propaganda Hair Group در آستین، تگزاس، می‌گوید: «هر رنگ‌آمیزی تفسیر خاص خود را از شکل ظاهری بالیاژ و امبر خواهد داشت، اما من تفاوت اصلی بین ombre و balayage را در مقدار آن می‌دانم. کنتراست و ابعاد در سراسر مو. بالایاژ دوره رشد ارگانیک تری دارد، با تکه های سبک تر که در سرتاسر مو بعد می افزایند، با خطی از رشد مجدد بسیار ظریف. اومبره جسورتر است و موهای روشن شده در انتهای آن متمرکز شده و ابعاد را از بین می برد.

بنابراین چگونه متوجه می شوید که balayage در مقابل آمبره مو برای شما مناسب است؟

اگر به دنبال روشن کردن رنگ موهای طبیعی خود با برخی از هایلایت های کم نگهداری هستید، بالیاژ یا امبره ممکن است همان چیزی باشد که به دنبال آن هستید. اما چگونه می دانید کدام یک برای شما مناسب است؟ بالایاژ برای موهای بلند و متوسط ​​به همان اندازه خوب به نظر می رسد. از آنجایی که امبره دو رنگ را با هم ترکیب می کند، روی موهایی که به اندازه کافی بلند هستند تا جلوه کامل را به نمایش بگذارند بهترین کار را می کند. به دلیل رنگ تک فرآیندی، امبره سریعتر از بالیاژ رشد می کند. اگر به دنبال طولانی‌تر شدن بین لمس‌ها هستید، بالایاژ عالی است، زیرا نسبت به امبره بسیار کم‌رنگ‌تر می‌شود.

در نهایت باید طول موهای خود، رنگ موهای فعلی، رنگی که می خواهید به دست آورید، و اینکه چند وقت یکبار به دنبال به مسافرخانه رفتن برای لمس کردن هستید را در نظر بگیرید. تونی جنینگز توصیه می‌کند که عکس‌هایی بیاورید تا به آرایشگرتان نشان دهید چه چیزی را دوست دارید. «عکس‌ها بلندتر از کلمات صحبت می‌کنند. اگر نمی‌توانید چیزی را که می‌خواهید به صورت شفاهی بیان کنید، چرا فقط به من نشان ندهید؟ سپس آرایشگر شما باید یک مشاوره کامل را انجام دهد و هر دوی شما با هم متوجه خواهید شد که آیا balayage در مقابل ombre برای شما مناسب است یا خیر.

نکاتی برای حفظ موهای بالیاژ در مقابل موهای امبره

1. رشته های خود را آماده کنید. قبل از اینکه موهایتان را بالیاژ کنید یا موهایتان را بپوشانید، برای درمان پروتئینی به آرایشگرتان مراجعه کنید و یک ماه قبل از اینکه برای هایلایت‌هایتان برگردید، آن را با یک ماسک مرطوب‌کننده در خانه دو برابر کنید. این به تقویت پایه های شما کمک می کند و قبل از رنگ آمیزی آن ها را با هیدراتاسیون اشباع می کند.

2. از شامپو و نرم کننده مناسب استفاده کنید. هنگامی که موهای شما تحت درمان شیمیایی قرار گرفت، باید آنها را کمتر بشویید، هر چه برای نوع موی خاص شما معنی دارد. تونی جنینگز استفاده از شامپو و نرم کننده نقره آلکمیک را برای حفظ بالیاژ یا امبره برای حفظ و محافظت از رنگ و سلامت موهایتان توصیه می کند.

3. با یک شات آب خنک پایان دهید. همه می توانند از این ترفند بهره ببرند، به خصوص آنهایی که موهای رنگ شده دارند. شستن موهای خود را با یک انفجار سریع آب خنک به پایان برسانید تا کوتیکول های مو بسته شود و از محو شدن موها کاسته شود و درخشندگی بیشتری داشته باشد.

4. هیدراته کنید. هیدراته کنید. هیدراته کنید. ما نمی توانیم به اندازه کافی بر این موضوع تاکید کنیم. موهای تحت درمان شیمیایی کم آب می شوند. برای ترمیم انتهای شکاف و مهر و موم کردن کوتیکول ها، تغذیه روزانه آن با یک مرخصی ضروری است.

5. از موهای خود در برابر گرما محافظت کنید. استفاده بیش از حد از ابزارهای حالت دهنده داغ مانند اتوهای صاف برای هیچ مویی عالی نیست، اما به ویژه برای موهای روشن شده آسیب می زند. بنابراین اگر باید سبک گرمایی داشته باشید، ضروری است که آسیب را با یک اسپری محافظ حرارت به حداقل برسانید.

6. درمان براق کننده بگیرید. بهترین راه برای زیبا نگه داشتن رنگ خود در بین جلسات هایلایت، برنامه ریزی منظم درمان های براق با آرایشگرتان است. بالایاژ یا امبره شما همانقدر براق و جدید می ماند که اگر دوباره آن را انجام دهید، بدون مواد شیمیایی مضر.

7. به طور منظم ماسک بزنید. ماسک مو به تارهای خشک شده و هایلایت شده شما دوز قوی آبرسانی می دهد. حداقل یک بار در هفته از ماسک مو استفاده کنید تا تارهای تشنه را عمیقاً مرطوب کنید.

8. از اسپری براق کننده استفاده کنید. اسپری های براق کننده دارای ذرات منعکس کننده نور هستند که به روشن شدن موهای شما کمک می کند و باعث می شود موهای شما سالم و براق به نظر برسند. موهای خود را با یک اسپری براق کننده به عنوان آخرین مرحله هنگام حالت دادن مه کنید تا درخشندگی به موهای بالیاژ یا آمبره خود بیافزایید.

بالایاژ و ombre دو مورد از داغ‌ترین ترندهای برجسته هستند که در سرتاسر افراد مشهور، ستاره‌های سبک خیابانی آن دختران دیده می‌شوند. هر دو به گونه ای طراحی شده اند که رشد مجدد ریشه را تا حد امکان طبیعی جلوه دهند و نگهداری آنها را کم و نگهداری آنها را آسان کند. بالایاژ یک تکنیک نقاشی با دست آزاد است که بر روی لایه بالایی مو تمرکز می‌کند و در نتیجه رویکردی طبیعی و ابعادی برای برجسته‌سازی ایجاد می‌کند. مشخصه آن، هایلایت های متناوب است که در سراسر مو پراکنده شده اند، تقریباً مانند ضربه های ظریف رنگ. از طرف دیگر، موهای آمبره از ریشه تیره‌ترین شروع می‌شوند و به سایه روشن‌تر تبدیل می‌شوند و روشن‌ترین قسمت‌ها در انتهای آن قرار می‌گیرند، که باعث می‌شود مدل موی کمتر ظریف و جذاب‌تر باشد. Balayage و ombre ممکن است تا حدودی شبیه به هم به نظر برسند، اما آنها یکسان نیستند. اگر به فکر سبک کردن قفل های خود هستید و می خواهید بالیاژ یا امبره را امتحان کنید، تصاویری از آنچه دوست دارید به آرایشگر خود نشان دهید بیاورید و هر دو با هم می توانید تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شما مناسب است. و علاوه بر شامپو و نرم کننده نقره آلکمیک، از آرایشگر خود بپرسید که چه موارد مورد علاقه دیگر Davines را توصیه می کند تا هایلایت های شما تازه به نظر برسد.

سالن زیبایی نیلسا

سالن زیبایی نیلسا واقع در بلوار فردوس غرب (خیابان ناصر حجازی) با استفاده از محصولات با کیفیت و همکاری با مجرب ترین متخصص های آرایشی و زیبایی سعی به ارائه خدمات متفاوت دارد.
سالن آرایشی نیلسا دارای کادر جوان و پویا درمحیطی آرام و دلنشین در بلوار فردوس غرب آماده ارائه خدمات زیبایی به شما عزیزان می باشد.

زیبایی دستان شما تاثیر به سزایی در اعتماد به نفس شما دارد. در سالن آرایش نیلسا با به کارگیری جدیدترین روش ها به شما کمک می کنیم تا ناخن هایی هر چه زیباتر داشته باشید. همچنین متخصصین ما برای حفظ سلامت و بهداشت ناخن های شما، نهایت دقت را به خرج می دهند.

استاد فرامرز پایور درگذشت

استاد " فرامرز پايور" استاد برجسته موسيقي ايراني، آهنگ‌ساز و نوازنده سرشناس سنتور، ساعاتي پيش، پس از سال ها دست و پنجه نرم کردن با عوارض سکته مغزي درگذشت.

فرامرز پایور

بزرگداشت استاد پرویز مشکاتیان

مراسم بزرگداشت مرحوم استاد پرویز مشکاتیان به همت مسئولین فرهنگی و هنرمندان شیرازی در تاریخ  23 مهرماه جاری برگزار می شود.

در این مراسم که روز پنجشنبه ساعت 19 در تالار حافظ برگزار می شود گروه موسیقی خموش به سرپرستی آقای محمد ذاکرحسین به اجرای قطعاتی از استاد مشکاتیان خواهند پرداخت.

همچنین اساتید بهداد بابایی و نوید افقه به اجرای دونوازی سه تار و تنبک می پردازند. تنی چند از چهره های برجسته موسیقی از جمله استاد محمدرضا درویشی, استاد مسعود شناسا و ... میهمان این مراسم خواهند بود.

هيچ كس نمي‌تواند جلوي زبان و موسيقي ما را بگيرد

محمدرضا شجريان در آخرين شب كنسرت همايون و گروه «دستان» به دعوت شجريان پسر، نواي «مرغ سحر» را خواند.

شامگاه گذشته هم دوباره همچون شب سوم برق رفت و به همين دليل، اولين كنسرت مستقل همايون شجريان با 90 دقيقه تأخير آغاز شد.

برق تالار در زماني رفت كه تماشاگران حاضر در تالار، منتظر حضور گروه براي اجراي برنامه بودند.

در ادامه محمدرضا شجريان با وصل‌شدن بخشي از برق اضطراري تالار وزارت كشور روي صحنه آمد و از تماشاگران به خاطر صبوري و تحمل‌شان قدرداني كرد.

آقاي آواز ايران گفت: دست يكايك شما را مي‌بوسم. شما مردمي كه تا اين‌قدر اين‌گونه رفتارها را تحمل مي‌كنيد، رفتارهايي كه به نظرم جز شيطنت چيزي نيست.

او ادامه داد: بايد از وزارت كشور كه صاحبخانه است، پرسيد كه چرا برق چنين تالاري در چنين شرايطي قطع مي‌شود؟! اما اين مشكل ماست كه هيچ‌كس پاسخگوي ما نيست.

او سخنان خود را با خواندن اين بيت ادامه داد: «از دشمنان شكايت برم به دوستان، چون دوست دشمن است شكايت به كه برم».

شجريان مطرح كرد: كساني كه فكر مي‌كنند مي‌توانند جلوي اين برنامه‌ها و اين جمع‌شدن‌ها را بگيرند، سخت در اشتباهند. تا زماني كه زبان فارسي هست، موسيقي فارسي هم هست و هيچ‌كس نمي‌تواند جلوي زبان و موسيقي‌ ما را بگيرد.

استاد آواز ايران در پايان سخنانش گفت: اعصاب بچه‌هاي ما را خورد كردند اما بايد تحمل‌مان پيش از اين‌ها باشد تا بتوانيم در كنار هم زندگي كنيم.

حميد متبسم نوازنده تار گروه هم با قدرداني از تحمل حاضران گفت: از استاد شجريان هم ممنونم كه با سخنان‌شان ما را حمايت كردند.

او توضيح داد: شب گذشته با تمام زحماتي كه كشيده شد، به دليل شرايط نور سالن، فيلم‌برداري بخش نخست كنسرت امكان‌پذير نبود و به همين دليل امشب جاي دو بخش برنامه را عوض كرديم.

سپس همايون شجريان بعد از نواختن قطعه بي‌كلام «اشتياق»، به اجراي قطعات «خورشيد آرزو»، «تصنيف چين زلف» و «عشق پاك» پرداخت كه درست وسط اجراي قطعه اول كنسرت، برق اضطراري سالن براي لحظه‌اي قطع شد و مردم با كف‌زدن‌هايشان، همايون شجريان را در اجراي برنامه خود همراهي كردند تا اين‌كه بعد از لحظه‌اي برق عادي در تالار بزرگ وزارت كشور وصل شد.

به گزارش ايسنا، بعد از اجراي هر دو بخش اين برنامه، استاد آواز ايران به دعوت پسرش روي صحنه رفت، دسته‌گل‌هاي اهدايي او را گرفت و در شرايطي كه تمام سالن با فريادهايشان، خواستار اجراي «مرغ سحر» بودند، اين قطعه را براي حاضران اجرا كرد. همايون نيز پدرش را در اجراي اين قطعه همراهي كرد.

همايون شجريان و گروه دستان شب گذشته همچون سه شب قبل برنامه را در دو بخش «خورشيد آرزو» شامل قطعات

«اشتياق» (قطعه بي‌كلام)، ساز و آواز «خورشيد آرزو» (فريدون مشيري، تصنيف چين زلف عطا نيشابوري ساز و آواز،

«عشق پاك» (فريدون مشيري)، تصنيف «اسرار عشق» (حافظ)، ساز و آواز دلشده (عراقي) و تصنيف «وطن» از سياوش كسرايي با آهنگسازي سعيد فرجپوري و بخش دوم (مايه دشتي) با نام «قيژك كولي» شامل قطعات تصنيف «عاشقانه» (حميد متبسم، ساز و آواز، تصنيف قيژك كولي (شفيعي كدكني)، مستانه (قطعه بي‌كلام)، ساز و آواز «كمند زلف» (حافظ) و تصنيف «زهي عشق» با آهنگسازي حميد متبسم اجرا كردند.

حسين بهروزي‌نيا با نواختن بربط، حميد متبسم با نواختن تار، سعيد فرجپوري با نواختن كمانچه، پژمان حدادي با نواختن تنبك، دايره، بم دايره و بهنام ساماني با نواختن دف، كوزه و دايره، همايون شجريان را در اجراي اين برنامه همراهي كردند.

در حواشي مراسم: در تمام مدتي كه برق سالن قطع بود، تعدادي از تماشاگران با استفاده از نور موبايل‌هاي خود، صندلي‌هايشان را پيدا مي‌كردند.

علي‌رغم اين‌كه اعلام شده بود بازار سياه بليت وجود ندارد، بليت كنسرت تا آخرين لحظات به قيمت‌هاي گوناگون از جمله 25 هزار توماني ، 35 هزار توماني و صدهزار توماني به فروش مي‌رسيد.

حسين عليزاده، بيژن و ارسلان كامكار، مژگان شجريان، سالار عقيلي، محمد سرير و... از جمله حاضران در اين برنامه بودند.

برخي از صندلي‌هاي سالن نيز توسط كودكاني پر شده است كه وسط اجراي مراسم به خواب رفته بودند و اين درحالي بود كه تماشاگران زيادي به خاطر نبودن بليت پشت درهاي بسته تالار وزارت كشور مانده بودند.

خیلی ها افت کرده اند

اين بار و در ادامه مجموعه گفت وگوهايمان با نسل جوان آواز ايراني پاي صحبت هاي عليرضا قرباني نشسته ايم. اين گفت وگو مي توانست از جذاب ترين بخش هاي اين مجموعه باشد،اگر عليرضا قرباني ترجيح نمي داد به هنگام صحبت از آسيب تقليد در ميان نسل جوان آواز ايراني ضبط را خاموش کند.

---

- شما از 6 سالگي آموزش قرائت قرآن را آغاز کرديد، آيا اين امر تاثيري در هنر آوازخواني شما داشته است؟


بله،به جهات مختلف از جمله آموزش استفاده از لحن، ملودي و حنجره تاثيرگذار بوده چون اينها ابزار مورد نياز براي خواندن است. من از کودکي تا 14 ، 15 سالگي براساس اصول و قواعد خوانده ام البته در همين مدت تصانيف و آوازهاي ايراني را هم که دوست داشتم مي خواندم. نهايتاً زماني که خودم را شناختم و احساس کردم نسبت به موسيقي و آواز ايراني علاقه دارم به اين سمت کشيده شدم.


- يعني تا حدودي ناخودآگاه به اين سمت کشيده شديد؟


بله، علاقه يي که من به کارهاي قديمي بزرگاني مثل بنان، اديب خوانساري و تاج اصفهاني داشتم مرا به اين سو کشاند و حس من را قوي تر کرد. البته قرائت قرآن در اين زمينه براي من بسيار مفيد بود و باعث آموزش ديدن حنجره ام شد، چون شما زماني که قرآن مي خوانيد بايد به تنهايي و بدون هيچ سازي در حضور مردم ملودي خلق کنيد براي چنين کاري هم اعتماد به نفس و خلاقيت دو عنصر بسيار مهم هستند، بنابراين وقتي از کودکي قرائت قرآن را آغاز مي کنيد و بدين منظور روي صحنه مي رويد روز به روز خلاقيت و اعتماد به نفستان بيشتر تقويت مي شود و در آينده به عنوان يک خواننده اين امر کمک بزرگي به شما مي کند.


- بين موسيقي سنتي و شعر ارتباط تنگاتنگي وجود داشته و دارد. در جايي از تاريخ در شعر ما انقلابي گسترده شکل گرفت در حالي که در موسيقي اين اتفاق نيفتاد. علت اين امر را در چه مي دانيد؟


البته به نوعي اتفاق افتاد.با حضور بزرگاني چون لطفي، عليزاده، مشکاتيان، طلايي و... تغيير و حرکتي را در موسيقي ديديم و برنامه هايي مانند گل ها، برگ سبز و شاخه گل پديد آمدند که تقريباً بخش اعظم آن گروه نوازي با سازهاي غربي و ايراني و نهايتاً يک تک نوازي با آواز هم داشت. به علاوه گروه هاي بزرگي مثل عارف و شيدا که حدود 14 ، 15 نوازنده داشتند تحولي در موسيقي آن زمان به حساب مي آمدند چون تا پيش از آن، گروه نوازي به اين شکل گسترده نداشتيم و بسيار محدود بود. به هر حال با همتي که جوان ها و بزرگان بر اين کار گماردند تحولي صورت گرفت اما نه به آن شدتي که در شعر رخ داد.


- آن نکته يي که درباره عدم هماهنگي تحولات موسيقي ايراني و ادبيات ايراني اشاره کردم مي توان در نوع برداشت موسيقي سنتي از شعر نو پيگيري کرد که تحولات اين دو هم وزن نيستند و انگار شعر نو خيلي امکان اجرا در رديف هاي موسيقي ايراني ندارد.


چرا، مي شود و خيلي ها هم تجربه کرده اند اما مشکل است، به دلايل مختلفي که يکي از آنها سليقه است. سابقه طولاني خواندن شعر بزرگاني چون حافظ، مولوي و عطار که وزن عروضي خاصي دارند همچنين شعرهاي عارفانه و تغزلي که قدمتي 700 ، 800 ساله دارند علاقه به اين شعرها و شاعران را بسيار بيشتر کرده ولي شعر نو به خاطر سابقه کمي که دارد جا نيفتاده است ضمن اينکه به اندازه شعر قدما هم روي آن کار نشده و اين سليقه به وجود نيامده است که آواز را بايد با توجه به وزن شعر نو بخوانند. اميدوارم با کار زياد و در طول زمان جا بيفتد.


- اين زمان چقدر طول مي کشد؟


نمي خواهم بگويم کاملاً به اندازه زماني که براي شعر قدما صرف شد، ولي قطعاً زمان مي خواهد کما اينکه در قديم کسي نبوده که روي شعر نو تصنيف کار کند اما از حدود 30 سال پيش کساني مثل محمدرضا لطفي(با «داروک») يا عليزاده و مشکاتيان کم کم اين سد را شکستند و ملودي روي اين شعرها گذاشتند.


-اما قبول داريد قله هاي اوج در زمينه پيوند شعر و موسيقي سنتي، بين شعر کلاسيک با اين موسيقي رخ داده است؟


چون بحث سليقه مطرح است، در حال حاضر اغلب موزيسين هاي ما هنوز به موسيقي هاي ايراني چند صدايي عادت نکرده اند و اثري را که مي شنويم خيلي ساده است به همين خاطر مخاطبان ما هم نمي توانند از موسيقي چند صدايي لذت ببرند. بيشتر عادت کرده ايم همه را در يک راستا بشنويم و اگر هم چند صدايي باشد آکوردي ساده گرفته مي شود و نمي توانيم تشخيص دهيم که چند ملودي با هم حرکت مي کنند. اگر بتوانيم با گوش کردن و مطالعه اين سليقه را شکل دهيم بعد از مدتي ديگر از موسيقي تک صدايي لذت نمي بريم. موسيقي بايد پيشرفت کند و چند صدايي شود ولي نه با فاکتورها و ملاک هاي موسيقي چند صدايي غربي. بايد هنرمندان ما موسيقي چند صدايي براي موسيقي ايراني پيدا کنند.


-از تجربياتي که در ارکستر موسيقي ملي کسب کرده ايد بفرماييد.


پس از اينکه توسط مرحوم تجويدي به آقاي فخرالديني معرفي شدم تقريباً خواننده ثابت ارکستر موسيقي ملي شدم و بيشترين تعداد کنسرت ها را از سال 77 در سفرهاي داخلي و خارجي با اين ارکستر داشتم. براي من تجربه بسيار گرانبهايي بود که با ارکستر بزرگي(شامل 56 نفر که بعضي مواقع با اضافه شدن گروه کر به حدود 70 نفر هم مي رسيد) اجرا داشتم. بهترين راه کسب تجربه براي کساني که مي خواهند آواز بخوانند همکاري با ارکستر است چون کاري که در استوديو ضبط مي شود به تنهايي است و آن کارايي و تجربه يي را که در گروه بزرگ کسب مي کنيد نخواهيد داشت. من هميشه بخشي از تجربيات خودم را مديون ارکستر موسيقي ملي و شخص آقاي فخر الديني مي دانم.


-در موسيقي سنتي خيلي به امر بداهه نوازي پرداخته مي شود بنابراين اگر خواننده يي بخواهد در ارکستر بزرگ بخواند با مشکل روبه رو نمي شود؟


در ارکستر وقتي قطعات را اجرا مي کنيد، نمي توانيد بداهه نوازي کنيد. فلان قطعه شش هشتم، شش شانزدهم يا سه چهارم است و همه نوازندگان و خواننده هم موظفند آن را اجرا کنند اما در تک نوازي و تک خواني با توجه به تجربيات و حس و حال لحظه، اجرا صورت مي گيرد. اين نظم در ارکستر موسيقي ملي هم وجود دارد و خواننده تنها خلاقيتي که مي تواند به کار ببرد اين است که با حس خود جلوه بيشتري به کار بدهد.


-به نظر شما در چه سال هايي ارکستر موسيقي ملي بهترين اجراها را داشته است؟


براي خود من بهترين اجراها از سال 78 تا 82 بود که بيش از سال هاي ديگر از ارکستر لذت بردم چون در آن زمان تازه نفس بودم.


-فکر نمي کنيد ارکستر موسيقي ملي در اين سال ها افت هم داشته است؟


نه تنها ارکستر موسيقي ملي بلکه تمام ارکسترها افت و خيز دارند. حتي در بزرگان موسيقي هم در دو، سه سال اخير افت را شاهد بوديم.


-علت اين افت چيست؛ چه در ارکستر و چه در هنرمندان؟


بحث در اين زمينه بسيار گسترده است اما شرايط اجتماعي و شرايط روحي مردم را از عوامل اصلي اين افت مي توان دانست چون هنرمندان در جامعه و با مردم زندگي مي کنند طبيعي است که از آنها تاثير مي گيرند. هنرمند از جامعه و مردم حس مي گيرد و کارش را توليد مي کند. خوب و بد بودن اين تاثيرات هم در کارشان نمود پيدا مي کند البته خيلي وقت ها توقع هنرمندان از ارگان ها و سازمان ها برآورده نشده است، به عنوان مثال در برگزاري کنسرت ها آنطور که بايد حمايت صورت نگرفته است. سقراط مي گويد براي اينکه جامعه يي را از لحاظ اجتماعي، سياسي و اقتصادي بسنجيد وضعيت موسيقي آن را بررسي کنيد. پس هر چه سطح موسيقي در جامعه پايين تر باشد وضعيت اجتماعي، سياسي و اقتصادي مردم هم پايين تر است. متاسفانه در جامعه ما به موسيقي جدي کمتر توجه و کار فاخر هم کمتر انجام مي شود. با اين وضعيت روان مردم هم ناآرام مي شود و هنرمند هم از همه اين عوامل تاثير مي گيرد.


-شما به عنوان خواننده ارکستر موسيقي ملي چطور شد که به خواندن تيتراژ سريال هاي تلويزيوني روي آورديد؟


اولين بار چنين پيشنهادي توسط آقاي فخرالديني براي سريال کيف انگليسي به من داده شد البته در آن زمان معتقد بودند خواننده حرفه يي نبايد اين کار را انجام دهد اما من آگاهانه اين کار را قبول کردم چون اعتقاد داشتم اگر کارگرداني و عوامل يک سريال يا فيلم خوب باشند هيچ دليلي براي نپذيرفتن وجود ندارد به هرحال بعد از اين که من کيف انگليسي و شب دهم را خواندم دوستان ديگري هم که در نسل جوان مطرح هستند به اين کار روي آوردند کما اينکه بزرگاني مثل آقاي عليزاده هم در بحث موسيقي فيلم بارها در جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما نامزد بودند و جوايزي را هم برده اند. مثلاً موسيقي سريال «زير تيغ» يا فيلم «گبه» بي نظير بود و اگر بتوانيم در اين زمينه کار کنيم بسيار هم خوب است. اين نکته را هم لازم مي دانم بگويم که تيتراژ سريال هايي را که خوانده ام بسيار مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است به نحوي که بارها در کنسرت هايم مردم تقاضاي اجراي اين قطعات را داشته اند.


-از بعد اجتماعي چه تاثيري در کار شما داشت؟


تعداد زيادي از مردم که نه کنسرت مي رفتند و نه سي دي مي خريدند و کلاً چندان با موسيقي مانوس نبودند به وسيله همين سريال ها به موسيقي گرايش پيدا کردند. چه بسا جوانان 13 تا 18 ساله يي که پس از اين کارها، علاقه مند شده بودند و در کنسرت هاي ارکستر موسيقي ملي شرکت مي کردند البته عده يي هم به واسطه صداهايي که مي شناختند به دنبال کارهاي ديگر مي رفتند.


-درباره مفهوم خواننده سالاري نظرتان را بفرماييد؟


اعتقادي به اين مساله ندارم و چنين چيزي هم نداريم. چون عملکرد خواننده با نوازنده متفاوت است اگر منظور اين باشد که به خواننده بيشتر از نوازنده و حتي سرپرست گروه توجه مي شود به خاطر اين است که خواننده مي تواند با کلامش با تمام مخاطبان (چه عام و چه خاص) ارتباط برقرار کند در صورتي که برقراري ارتباط با نوازنده به لحاظ ملودي سنگين تر است اما اگر منظور از خواننده سالاري اين باشد که خواننده حرف اول و آخر را بزند من قبول ندارم چون موسيقي کاري گروهي است نه انفرادي و با همکاري جمعي ساخته مي شود.


-در هنگام اجراي کدام يک از دستگاه هاي موسيقي ايراني خود را مسلط تر مي دانيد؟


پاسخ به اين سوال مشکل است چون من در هر زمان حس خاصي دارم و بنا به آن حس مي خوانم. نه در آواز بلکه در نوازندگي هم همين طور است؛ شما هر لحظه با توجه به تاثيري که از محيط مي گيريد (که مي تواند مثلاً غم يا شادي باشد) مي خوانيد يا مي نوازيد.


-اگر اجرا داشته باشيد چطور؟


هنگام اجرا شرايط فرق مي کند و بايد خودم را با شرايط محيطي، صحنه و تماشاگر تطبيق و حسم را در همان راستا قرار دهم يعني مثلاً اگر قرار است براساس يک رپرتوار در دستگاه همايون يا سه گاه بخوانم سعي مي کنم با توجه به عوامل بيروني، درونم را طوري تحت تاثير قرار دهم تا بتوانم با موفقيت آن قطعه را اجرا کنم.


-کدام يک از استادانتان بيشترين تاثير را روي شما داشتند؟


استاداني که طي ساليان مختلف خدمتشان رسيدم و بيشترين تاثير را در آن زمان روي من گذاشتند آقايان مهدي فلاح، مرحوم دکتر حسين عمومي و احمد ابراهيمي بودند اگرچه معلمان ديگري هم داشتم که لازم مي دانم از آنها هم نام ببرم مثل آقايان خسرو سلطاني، بهروز عابديني و ذوالفقاري که با اينها رديف کار کردم با آقاي فلاح نيز علاوه بر اينکه رديف کار کردم آواز هم مي خواندم و ابراز سليقه مي کردند. همچنين مرحوم عمومي که کاملاً به موسيقي اصفهان واقف بودند و آواز مکتب اصفهان را با تمام ظرافت هاي خاصش به من توضيح مي دادند.


- در پايان اگر ممکن است درباره برنامه هاي آينده تان بفرماييد.


يک کار با آقاي مهندس همايون خرم دارم که اميدوارم همين روزها بيرون بيايد چون تقريباً تمام شده و فقط کارهاي چاپ و تکثير آن مانده است. کار ديگري با گروه اشتياق در دستگاه نوا انجام داديم که آن هم در مراحل پاياني است و اواخر سال يا پاييز به بازار عرضه مي شود.

منبع: روزنامه اعتماد

تمديد کنسرت استاد شجريان تكذيب شد

محمد‌علي رفيعي - مدير برگزاري کنسرت‌هاي شجريان - درباره‌ي اخبار منتشر شده مبني بر تمديد کنسرت اين گروه با استاد محمدرضا شجريان طي هفته سوم مهرماه در تالار ميلاد اعلام كرده است هيچ برنامه‌ريزي براي تمديد کنسرت استاد شجريان و گروه شهناز انجام نشده است.

، بر اساس اطلاعيه‌ي شركت برگزار كننده‌ي كنسرت‌هاي شجريان، مدير برگزاري اين کنسر‌ت‌ها با تکذيب خبر تمديد اجراهاي شجريان، تاکيد کرده كه تنها برنامه فعلي کنسرت همايون شجريان و گروه دستان است که تمامي نيروي ستاد اجرايي کنسرت‌هاي دل‌آواز به اين برنامه معطوف است.

رفيعي گفته است کليه کنسرت‌هاي استاد شجريان از سوي شرکت دل‌آواز برنامه‌ريزي و مديريت مي‌شود و تمامي اخبار رسمي برگزاري اجراها نيز تنها از سوي همين شركت منتشر خواهد شد.

کنسرت استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز خرداد و تير امسال به مدت 7 شب در تالار بزرگ کشور برگزار شد.

شجريان مجموعه‌اي از فرهنگ ، دانش و اخلاق است

محمد سرير آهنگساز گفت: جايگاه شجريان با خواندن در يك شب يا دو شب نبايد بررسي شود. بلكه مجموعه اي با هم در مطرح شدن او دخيل هستند.

محمد سرير آهنگساز و رئيس هيئت مديره خانه موسيقي در خصوص بررسي فعاليتهاي شجريان در سالهاي اخير گفت: بررسي كارهاي شجريان در چند سال اخير مستلزم در نظر گرفتن اين نكته است كه «شجريان» مجموعه‌اي است متشكل از از فرد، اخلاق، فرهنگ عمومي و دانش در حوزه موسيقي. حالا اگر يك شب هم برنامه‌اش خوب نباشد مهم نيست ولي متأسفانه هيچ وقت هنرمندان اين چنين بررسي نمي‌شوند.


اين آهنگساز ادامه داد: «شجريان» مجموعه‌اي از فرهنگ ، دانش و اخلاق است و معدل اين مجموعه به علاوه معارف، تجربيات و توانايي‌هاي او و شناسنامه كاري‌اش در گذشته جايگاهش را در حوزه هنر مشخص مي‌كند.
سرير بيان داشت: شجريان يا هر هنرمند ديگري در برنامه‌هاي خودش خلاقه است و معدل مجموعه معارف و تجربيات و توانايي‌هاي شخص و شناسنامه كاري‌اش در گذشته جايگاهش را در حوزه هنر مشخص مي‌كند و اين جايگاه با يك برنامه كه ممكن است با جوانترها باشد تغيير نمي‌كند و حتي نشان مي‌دهد كه يك آدم مي‌تواند با ظرفيتهاي ديگر جايگاه خودش را هميشه محكم نگه دارد.


رئيس هيئت مديره خانه موسيقي با بيان اينكه كار كردن در زمينه‌هاي مختلف خلاقيت فرد را نشان مي‌دهد ،اظهار داشت: هيچ وقت جايگاه آدمها به طور تصادفي به دست نيامده است بلكه نشات گرفته از مجموعه تلاش‌هاي او در بلندمدت است كه اين مجمعه توسط جامعه معدل گيري شده است.


سرير با اشاره به اينكه پايه موسيقي سنتي بر بداهه نوازي است،گفت: بواسطه بداهه بودن موسيقي سنتي نمي‌توان گفت هنرمندي در يك دوره خوب عمل كرده و در دوره ديگري بد چرا كه اجرايش بستگي به شرايط موجود داشته است و به عقيده من نيز خوب و يا بد عمل كردن آدمها معدل كارشان نيست بلكه جايگاه آنها تعيين كننده است

 منبع : فارس

 

شجریان: سی سال است در شهر خودم کنسرت نداده ام

 
سرانجام تور کانادا و آمریکای گروه آوا با حضور محمدرضا شجریان استاد آواز ایرانی در شهر تورتنو برگزار شد. در این گروه مجید درخشانی (تار)، محمد فیروزی (بربط) حسین بهروزی‌نیا (عود)، سعید فرجپوری(کمانچه)،حسن رضایی نیا(دف،دایره) وهمایون شجریان(تنبک و آواز) شجریان را همراهی می‌کردند.

در این برنامه‌ها، گروه آوا در دو بخش ماهور و شور، چهار تصنیف از محمدرضا شجریان و چند قطعه از ساخته‌های فرجپوری و درخشانی را با آواز استاد و پسرش اجرا می‌کردند.

اجرای شهر واشنگتن گروه آوا در مرکز هنری دانشگاه جرج میسون و نیز کنسرت دیگر محمدرضا شجریان در اواخر خرداد و اوایل تیر ماه امسال با گروه جوان «شهناز» در تالار وزارت کشور بهانه‌ای به دست داد تا با محمد رضا شجریان درباره‌ی اجراهای گروه آوا، مشکلات و مدیریت اجرای موسیقی در داخل و خارج ایران، شرایط موسیقی ایرانی در حال حاضر، و نیز برنامه‌های آینده او به گفت‌وگو بنشینیم که آن را در زیر می‌خوانید.

آقای شجریان در ابتدا از گروه آوا و برنامه‌های آن در ایران، اروپا، کانادا، و آمریکا بگویید و اینکه این گروه چه تفاوتی با گروهی دیگری که مرکب از شما و آقایان علیزاده و کلهر بود دارد؟

گروه آوا فرق چندانی به لحاظ اجرایی با آن گروه سابق نمی‌کند. تنها به دلیل آنکه کارها یکنواخت نشود، تنوع داشته باشه و سلیقه‌های مختلف در موسیقی مطرح شود هر از چند سالی ما خودمان همدیگر را عوض می‌کنیم. یعنی با گروه‌های دیگر یا خواننده‌ها و نوازنده‌های دیگر کار را دنبال می‌کنیم که سلیقه‌های جدید در موسیقی مطرح شود. این امکان هست که بعد از چند سال دیگر دوباره با هم جمع شویم و کار بکنیم.

این تور سال گذشته از اروپا شروع شد و بعد به ایران رفتیم و سپس کانادا و آمریکا آمدیم. خوشحالیم که شنوندگان این برنامه راضی و خوشحال بوده‌اند. سعی ما بر این بوده است که علیرغم مشکلاتم موجود، بهترین اجراها را داشته باشیم که مردم راضی باشند و ما هم خوشحال از رضایت مردم.

اعضای این گروه را می‌شناسید و قطعات آوازی بیشتر از ساخته‌های خودم است و چندتا هم از آقایان درخشانی و فرجپوری است. یکی از آنها در قدیم اجرا شده است ولی بقیه تازه است و برای نخستین بار اجرا می‌شود. این قطعات بر روی اشعار حافظ، سعدی و مولاناست.

با توجه به تجربه‌‌ی شما، اجرای این گروه چه تفاوتی با اجرای گروه‌های دیگری دارد که شما در سال‌های گذشته به همراه آنها برنامه‌های خود را اجرا می‌کردید؟

ما هر بار که به صحنه می‌آییم، آهنگ‌هایمان با دفعات قبل متفاوت است. یک وقتی است که آقای حسین علیزاده آهنگ می‌سازد، موقعی آقای پرویز مشکاتیان یا آقای سعید فرجپوری یا مجید درخشانی یا خود من. به هر حال، این آهنگ‌ها با هم به طور طبیعی از نظر نوع حس آن فرق دارند ولی از نظر نوع موسیقی، تفاوت چندانی ندارد. همه بر اساس موسیقی «نژاده» ایرانی و سازهای آن است که هر باری بر اساس حال و هوای خودمان یا جامعه‌امان یک آهنگی ساخته و اجرا می‌شود.

اشاره کردید به ساخت قطعات جدیدی که به تازگی ساخته‌اید. آیا می‌توان گفت که این قطعات حال و هوای دورنی شما و یا بازتاب‌دهنده‌ تحولات اجتماعی در این سال‌های اخیر بوده است؟

در این برنامه بیشتر از ساخته‌های قدیمی استفاده شد، ساخته‌های که تکمیل نبودند ولی در این برنامه به صورت تکمیل شده اجرا ‌شدند. چراکه، من خود کاری را می‌سازم ولی برای مدتی آن را رها می‌کنم و ممکن چند سال دیگر مراجعه کنم و می‌بینم که الان قابل اجراست و تنظیم و جفت ‌وجورش می‌کنم، ممکن است که نت آن را بنویسیم و یک نوازنده هم آن را برای اجرای گروه تنظیم ‌کند. برخی از قطعات این اجراها یکی دوتاش در همین یکی دوسال اخیر ساخته شده و بقیه هم شاید مربوط به ده پانزده سال قبل باشند.

آیا پس شنیدن آن‌ها شنونده می‌تواند تشخیص دهد که کدام جدیدتر است و بازتاب دهنده‌ی حس و حال سال‌های اخیر شماست؟

برای مثال شاید همین آهنگ «در فراق» که بر روی یکی از غزلیات سعدی است این نکته را تداعی کند:
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی / به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی / چه غم او فتاده‌ای را که تواند احتیالی
این آهنگ را در همین یکی دوساله اخیر ساخته‌ام که می‌تواند تا حدودی حس و حالم را نشان دهد.

به نظر می‌رسد شما در ابتدا شعری را می‌یابید و بعد بر اساس آن آهنگی را می‌سازید. آیا این موضوع درست است؟

بله، شعر و محتویات آن در کار و نگاه من از درجه‌ی اول اهمیت برخوردارست. یعنی می‌بینیم که شعر می‌خواهد چه بگوید، و یا در چه زمانی ما داریم این شعر را ارایه می‌کنیم. البته شعر برای آواز برای خود جنبه‌های خاصی دارد و شعر برای تصنیف ویژگی‌های دیگری را داراست که باید در موقع اجرای کار به تمام این نکات توجه کرد تا کار خوب از کار در‌آید.

بیشترین هدف من آن است که مردم شعر را بهتر درک کنند. حتی در تصنیف‌هایی که من می‌سازم و اجرا می‌کنم سعی بر آنست تا تمام مفاهیم شعری به روشنی گویا باشد و لمس شود. و گاهی حتی من مجبور هستم تا ملودی آهنگی را که در سرم هست تغییر دهم تا مفهوم شعر را بهتر ارایه دهم. ولی بقیه کمتر این کار را انجام می‌دهند یعنی شعر را فدای آهنگ می‌کنند.

پس شما در موسیقی به اصالت شعر باور دارید؟

بله، من به اصالت شعر بیشتر معتقدم و همیشه آهنگ را فدای شعر می‌کنم. همانطور که گفتم، وقتی من شعری را پیدا کردم، آهنگ متناسب با آن را می‌سازم و به دنبال ارایه مفاهیم آن شعر هستم. یعنی حتی اگر شاعر هم زنده باشد و گوش بکند، بگوید که همین است و شعرم خراب نشده است و منظورم همین بوده است.

شما چه تفاوتی بین مخاطبان کنسرت‌های خود در داخل و خارج ایران حس می‌کنید. به هر حال چنین به نظر می‌رسد که شناخت مخاطبان داخلی از موسیقی شما بهتر از خارج‌نشین‌هاست. آیا اساسا وجود چنین تفاوتی واقعیت دارد؟

بله، فرق کوچکی وجود دارد. ولی نکته پراهمیت در میان تفاوت حال و هوای شنوندگان من در ایران و در خارج از کشور است.

 
 
 
شعر و محتویات آن در کار و نگاه من از درجه‌ی اول اهمیت برخوردارست. یعنی می‌بینیم که شعر می‌خواهد چه بگوید، و یا در چه زمانی ما داریم این شعر را ارایه می‌کنیم
 

چه تفاوتی دارد؟

کسانی که در ایران زندگی می‌کنند، در آن شرایط خاص و با آن ستم‌های که در جامعه اغلب به مردم ما روا می‌شود سروکار دارند و این مردم غالبا با درد و رنج متاثر از این ستم‌ها به کنسرت‌های من می‌آیند. اما در خارج از ایران درست است که مردم تاحدودی با این دردها آشنا هستند ولی زیر این فشار مستقیم نیستند. البته آنها هم درد دیگری شاید داشته باشند که آن هم دوری از وطن است که آنها را آزار می‌دهد. فرق تنها از این حیث وجود دارد وگرنه همه موسیقی ایرانی را دوست دارند و آن را خوب حس می‌کنند.

هرچند، همه شنونده‌های ما از نظر درک هنری یکدست نیستند، تعداد کمی هستند که اصلا نمی‌دانند که کجا ‌آمده‌اند؛ فقط شنیده‌اند که مثلا فلان گروه آمده است و می‌آیند تا ببیند که چه خبر است. همین گروه از شنونده‌ها هستند که گاهی در بعضی از اجراها یک «بشکنی» هم می‌زنند، چون نمی‌دانند که در چه برنامه‌ای آمده‌اند. البته بعد از مدتی که این گونه افراد به کنسرت ما می‌آیند، متوجه می‌شوند که این برنامه خیلی جدی‌تر از این است که فکرش را می‌کردند. برنامه‌ای است که باید با آن فکر کند. این مشکلی است که ما با مخاطب خارج از ایران داریم.

در داخل ما با این موضوع روبرو نیستیم. نمی‌خواهم بگوییم که آنها آگاه‌ترند بلکه در ایران این گونه فضاها وجود ندارد که به خودشان اجازه بشکن زدن بدهند. آگاهی کسانی که آگاه‌ترند این افراد سرزنش می‌کنند و یا به سکوت دعوت می‌کنند. افراد متوجه می‌شوند که این کار جدی و کلاسیک است و باید با آن فکر بکنند. چون موسیقی ما موسیقی فکر کردن و اندیشیدن است. چرا که این موسیقی است که انسان را به گونه‌ای به فرازستان و بالاها می‌برد که هیچ پدیده‌ی دیگری نمی‌توانند این کار را بکند.

این تفاوت و اختلاف در شنونده‌ی داخل و خارج از ایران تا چه اندازه در کار شما در روی صحنه اثر می‌گذارد؟

به حال در اجرای زنده دو طرف در مقابل هم قرار دارند: یعنی شنوندگان و گروه اجرا.
این موضوع بسیار پراهمیت است. اساسا کیفیت اجرای کار ما بستگی به کیفیت مخاطبی است که در سالن اجرا حضور دارد. به خصوص در ردیف‌های اول سالن که معمولا ما آنها را می‌بینیم، گاهی اتفاق می‌افتد که موج خوبی می‌آیید یا موج خوبی دریافت نمی‌کنیم. در حالی که ما هیچ وقت به شخص خاصی نگاه نمی‌کنیم ولی موجی که ما از آنها می‌گیریم چه مثبت چه منفی در کار ما تاثیر‌گذار است. در واقع ما به عنوان هنرمند این تابش و بازتاب میان شنونده و اجرا کننده موسیقی را زود متوجه و درک می‌کنیم.

به طوری که وقتی ما برای استراحت به پشت صحنه می‌رویم با هم می‌گوییم که چرا شنونده‌های ما امشب این‌جوری هستند و کار ما اصلا خوب نیست؟ یعنی همه ما به یک درک مشترک از این موج می‌رسیم. گاهی هم بعضی از شنونده‌ها حضور و وجودشان همه چیز را عوض می‌کند و چنان موج مثبتی دارند که ما را با خود به اوج می‌برد. ولی برخی شب‌ها هم هرکاری می‌کنیم پرواز امکان‌پذیر نیست. در حالی که ما همان آدم‌های شب‌های دیگر هستیم و شرایط ما فرقی نکرده است. تفاوت تنها همان تابش و بازتاب بین ما و شنونده است که اجرای یک شب را خوب می‌کند و یا یک شب را نه چندان خوب. این ارتباط معنوی است که بین ما و مخاطب وجود دارد و خارج از ایران هم ندارد.

 

ه داخل

نه اصلا ارتباطی ندارد و می‌تواند در جایی اتفاق بیافند.مااجراهایی در خارج داشته‌ایم که تحت تاثیر همین امواج ما در حال اجرا پرواز کردیم و این تابش و بازتاب تنها به نوع ارتباط ما و شنونده ما بستگی دارد.

تدارک یک کنسرت به هرحال از حیث مدیریتی آن در داخل و خارج دارای تفاوت‌ها و مشکلاتی است. وجود این تفاوت‌ها و یا مشکلات خاص تا چه اندازه در کار شما تاثیر‌گذاست؟

بله، تدارک یک کنسرت در داخل و خارج مشکلات خاص خود را دارد. ما در ایران مشکلات زیادی تا رسیدن به شب اجرای کنسرت داریم که در نوع خود خاص هستند. ولی در ایران وقتی به این مرحله رسیدیم، سکوت و نظمی بر شنونده‌ها حاکم است و معمولا، به خوبی به پایان می‌رسد.
در خارج از ایران ما خیلی مستقیما درگیر تدارک کار نیستیم ولی مشکلات دیگری وجود دارد. در خارج نظمی بیشتری حاکم است، مسئولیت ما کمتر است و در نتیجه اگر مشکلی هم باشد آنها به من به عنوان خواننده منتقل نمی‌شود. در صورتی که، در ایران با این که من مدیر برنامه دارم ولی در نهایت تمام این مشکلات به من ارجاع می‌شود و باید در تمام مراحل دخالت کنم تا برنامه به خوبی اجرا شود و به همین دلیل مسئولیت‌های زیادی بر دوش من است، که به هرحال در کار و احوالات من تاثیر می‌گذارد. بنابراین، من شب‌های سختی را پشت سر می‌گذارم تا به شب کنسرت برسم.

 من در شهر خود مشهد برای 30 سال است که نتوانسته‌ام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمی‌گذارند کنسرتی برگزار شود.
 

اما در خارج مشکلات ما از نوع دیگری است. گاهی ما با شایعات و حرف‌های عجیب غریبی روبرو هستیم که وقتی می‌شنوم تعجب می‌کنم که این حرف‌ها چطور گفته می‌شود. یا در برخی جاها برخی اشخاص یا گروه‌ها می‌خواهند از حضور ما به نفع منافع خود یا گروه خاصی استفاده کنند تا خودشان را مطرح کنند. اینها گاهی فضایی را می‌سازند که وقتی ما می‌رسیم تازه متوجه می‌شویم که از همه چیز بی‌خبریم.

آقای شجریان همانطور که می‌دانید در داخل ایران علاقمندان موسیقی از شما انتظار دارند که بیشتر کنسرت بدهید و گاهی از شما انتقاد می‌شود که کنسرت‌های شما در خارج بیشتر از داخل ایران است. چرا این گونه است؟

ببینید، ما در ایران با مسایل زیادی روبرو هستیم، برای مثال، اگر بخواهیم کنسرت‌های بیشتری را داشته باشیم تنها باید اجرا در شهر تهران را در درنظر بگیریم، چرا که در شهرستان‌ها مشکلات زیادی هست در آنجا بیشتر امام جمعه‌ها که سخت مخالف موسیقی هستند، تعیین‌کننده هستند و با طرح حرف‌های برای کار ما مشکل ایجاد می‌کنند.

البته گاهی من به این حرف‌ها واکنش نشان می‌دهم و ممکن است مشکلات تا حدودی حل شود. ما تقریبا فقط در اصفهان کنسرت داشتیم و چند سال پیش در شیراز. در سایر شهرستان‌ها ما با مشکل مواجه هستیم. چون فضا در شهرستان‌ها پیوسته در حال تغییر است یعنی با تغییر یک شهردار، استاندار، و یا امام جمعه همه سیاست‌ها تغییر می‌کند. در چنین جوی نمی‌تواند کنسرت داد. ما با مشکلاتی از این قبیل روبرو هستیم وگرنه من ترجیح می‌دهم در داخل ایران برنامه‌های خود را اجرا کنم و مشکلات دوری از وطن و این سختی را دیگر نخواهم داشت. ولی مدیران دولتی و کسانی که در راس امور هستند مانع تراشی می‌کنند. برای مثال، من در شهر خود مشهد برای 30 سال است که نتوانسته‌ام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمی‌گذارند کنسرتی برگزار شود.

در خبرها بود که شما بزودی در تهران با گروه جدیدی به نام «شهناز» برای چند شب کنسرت خواهید داشت. در باره‌ی برنامه و ترکیب این گروه توضیحی دارید؟

بله، این برنامه در روزهای 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تیرماه امسال در تالار اجتماعات وزارت کشور خواهد بود. البته ترکیب این گروه بیشتر از نوازنده‌های جوانان خواهد بود و با تعداد بیشتری و قطعات که بیشتر از ساخته‌های خود من است و چند کار از آقای مجید درخشانی و نیز اشعار متفاوتی. به دلیل علاقه من به استاد جلیل شهناز، نوازنده‌ی تار و موسیقی‌دان پرسابقه‌ی ما، نام این گروه را «شهناز» گذاشته‌ایم. البته این گروه را ما در سال‌های آخر فعالیت با رادیو تشکیل داده بودیم که خود آقای شهناز هم جرو این گروه بودند و افراد دیگری چون استاد بهاری، موسوی، افتتاح هم به همراه خود من در آن فعالیت می‌کردند. من دوست داشتم تا این گروه را دوباره و این بار با نوازندگان جوان احیا کنم.

استاد شجریان و آقای درخشانی


دورنهايي كارگاه آواز و نمايشگاه تابلوهاي خوشنويسي اهدايي محمدرضا شجريان

دورنهايي كارگاه آواز و نمايشگاه تابلوهاي خوشنويسي اهدايي با امضاي «محمدرضا شجريان»با اعلام از سوي وي برگزار مي‌شود. 
    
برگزاري دور نهايي كارگاه آواز و نمايشگاه تابلوهاي خوشنويسي اهدايي به «محمدرضا شجريان» كه قرار بود در زمستان سال گذشته برگزار شود به دليل بيماري وي به تعويق افتاد و در حال حاضر با بهبود وضعيت جسماني شجريان و با اعلام زمان برگزاري از سوي وي، تالار آسمان فرهنگستان هنر كه مسئوليت برگزاري اين دو برنامه را بر عهده داشت آنها را در اين مكان داير خواهد كرد.


ايليا محمدي مدير روابط عمومي تالار آسمان فرهنگستان هنر در گفت‌وگو با فارس گفت:شرايط براي ادامه برگزاري كارگاه آواز و نيز نمايشگاه تابلوهاي خوشنويسي اهدايي به استاد شجريان مهياست اما داير شدن اين دو مقوله منوط به دستور ايشان است.

كنسرت‌هاي شجريان از بهار آينده آغاز‌مي‌شود

برگزاري كنسرت‌هاي بهاره گروه آوا در آمريكا و كانادا انجام شده و گروه براي اين اجراها كاملا آماده است كه با بهبودي كامل استاد شجريان طبق برنامه قبل، كنسرت‌هايمان را از بهار آينده برگزار خواهيم كرد.
وي افزود: در اين دو كشور قطعات كنسرت تابستان‌مان در تالار بزرگ وزارت كشور را اجرا خواهيم كرد.
درخشاني در خاتمه خاطر نشان كرد: براي تعيين تاريخ دقيق كنسرت‌ها منتظر استاد شجريان هستيم.

ضعف آهنگسازي در موسيقي معاصر

پرويز مشكاتيان آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور از ضعف آهنگسازي در موسيقي معاصر انتقاد كرد و گفت متأسفانه برخي شناختي از شعر، ريتم و تلفيق شعر با آهنگ ندارند و يك ملودي دست چندم را مي‌گيرند و تكرار مي‌كنند
  
پرويز مشكاتيان آهنگساز و نوازنده سنتور در خصوص آهنگسازي‌هاي نابه جا در موسيقي امروز اظهار داشت: موسيقي يا آهنگسازي اين نيست كه يك صوت را به ريتم بكشيم و بعد به شنونده بدهيم يا يك ملودي را كه در يك جايي در گوشمان رفته باشد به نت بكشيم و بگوييم ما ساختيم و بدتر اين كه اين روزها ملودي‌هاي زيباي آذري، خراساني، گيلكي، كردي و لري را برمي‌دارند و با گذاشتن شعر فارسي روي آن و لقب سازنده آن را به خود دادن، مرتبا از صدا و سيما پخش مي‌كنند.

اين نوازنده سنتور با بيان اينكه ما آهنگساز كم داريم،گفت: متأسفانه برخي شناختي از شعر، ريتم و تلفيق شعر با آهنگ ندارند و يك ملودي دست چندم را مي‌گيرند و تكرار مي‌كنند.
وي با اشاره به اينكه هنر به خصوص موسيقي مي‌تواند در پسند مخاطب دخيل باشد،ادامه داد: موسيقي مي‌تواند مخاطب را به سمت اعتلا و زيبايي بكشاند اما متأسفانه در حال حاضر اين مسئله كاملا برعكس است و قطعاتي پخش مي‌شود كه ما تعجب مي‌كنيم.البته همه اينها به تعليم و آموزش برمي‌گردد.در دانشگاه واحد موسيقي داريم و دانشجويان دلشان خوشش است كه ليسانس موسيقي مي‌گيرند اما بعدش چه كار مي‌كنند؟
سرپرست گروه عارف با بيان اينكه موزيسين تربيت كردن راه و روش ديگري دارد،اظهار داشت: اگر زمينه هاي آموزش درست باشد و به دانشجويان زيبايي را بنمايانيد بعد از فارغ‌التحصيلي كمتر از اين هنر دور مي‌شوند.
وي با اشاره به مركز سابق حفظ و شاعر موسيقي و نبود چنين مركزي در اين دوره گفت: همه اينها زنجيروار به هم وصل است وقتي به هنرهاي زيبا برويد و ببينيد مواد درسي كه حتي در افغانستان هم كنار گذاشته شده در آن تدريس مي‌شود و كمتر مواردي را در زمينه چگونگي برخورد استاد و شاگرد نمي‌دانند و به راحتي شاگرد به استاد توهين مي‌كند، ديگر حاضر نخواهيد شد در چنين مركزي مشغول كار شويد.

اين آهنگساز افزود:خانه از پاي بست ويران است و همين چند تا موزيسين كه امسال به روي صحنه رفتند به هيچ عنوان حاضر نيستند در يك محيط آموزش سست پاي بگذارند.


نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند

 

در خصوص خواننده سالاري در موسيقي ايراني و سايه انداختن آن روي كليت موسيقي گفت:نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند. يعني ارتباط پيدا كردن با نغمه شناخت ،گوش مسلح و ظرايفي مي‌خواهد كه در ارتباط با كلمه اين ابزار را نمي‌خواهد. زماني كه كلمه دست خواننده است ،كلام و پيام صريح آهنگساز دست خواننده است كه با طيف گسترده تري از مردم ارتباط برقرار مي‌كند.بنابراين نبايد از اين مسئله ناراحت شد و واژه‌ خواننده سالاري را استفاده كرد.
وي ادامه داد: اگر موسيقي زير نباشد چيزي بالا نخواهد بود. هميشه يادمان باشد نغمات از كلمات راز آلوده‌ترند و براي ارتباط برقرار كردن با آن يك ممارست، پيشينه و شناختي مي خواهد.
اين آهنگساز افزود:كساني كه موسيقي بي كلام دوست دارند بسيار پاي قرص ترند از كساني كه موسيقي باكلام دوست دارند .يعني اينكه شناخت عميق از موسيقي پيدا مي‌كنند و پيامي كه خودشان مي خواهند از موسيقي مي گيرند نه پيامي كه موسيقي با كلمه به آنها مي‌دهند و اين است كه موسيقي نمي‌تواند با ژرفاي رازآلودي كه دارد با تمام جامعه ارتباط برقرار كند در صورتي كه كلمه به راحتي مي‌تواند اين كار را انجام دهد مخصوصا زماني كه با صوت همراه باشد.
مشكاتيان با بيان اينكه ما هم خوشحاليم كه مردم خواننده را بيشتر دوست دارند،تصريح كرد: عيب كار از اينجا آغاز مي شود كه خود سترگ بيني از آن بخش آغاز و مخل انجام كارها مي‌گردد وگرنه هيچ موزيسيني بدش نمي‌آيد كه خواننده‌اش مشهور و مردم او را دوست داشته باشند. اما مشكل از آنجا پيش مي‌آيد كه خود خواننده آن را پيراهن عثماني براي كوبندگي جريانات پيرامون يا براي پرش نامعقول كند.از اينجاست كه اختلاف نظرها و كدورت‌هايش مي‌آيد.

وي با بيان اينكه خواننده سالاري تاكنون هيچ سايه‌اي بر سر موسيقي نداخته ،ادامه داد: در مورد ما چنين نبوده اما شايد در يك گروه خواننده خيلي ارجح تر از گروه بوده است.


سنتور سرآمد ديگر سازها نيست

 


مشكاتيان در ادامه درباره ميزان گرايش جوانان به سازهاي سنتي به خصوص سنتور گفت: من پيرامون خودم را مي بينم و با اين نگاه گمان نمي‌كنم گرايش كم باشد. چون من در حال حاضر وقتي شاگرد 14 ساله‌ام را با 14 سالگي خودم مقايسه مي‌كنم،مي‌بينم كه نسبت به مسائل پيرامويش تواناتر و آگاه تر است و جهان بيني گسترده‌تري دارد.

وي افزود:سنتور به دليل اينكه هم مضرابي و هم كوبه‌اي است ،بسيار مي‌توان روي آن حركت كرد.اين ساز دشواري است ولي دلپذيري‌هاي زيادي دارد. در خصوص اين ساز نسبت به سازهاي ديگر بيشتر كتاب،قطعه و آهنگ نوشته‌اند و اكثر سرپرست گروه‌ها سنتور نواز هستند.سنتور سرآمد ديگر سازها نيست اما گستره گسترده‌اي دارد و نوازندگان اين ساز قوي هستند.


قطعات كمي روي اشعار نو ساخته شده است

سرپرست گروه عارف در خصوص تلفيق شعر معاصر و نو با موسيقي گفت:موسيقي براي اين هنر اول است كه هر قالبي را به خودش مي‌پذيرد.متاسفانه كارها روي شعر نو كم شده است.
اگر آهنگسازي در سرايش،گويش و ملودي سازي روي شعر نو ناتوان است نبايد به اين حساب گذاشت كه موسيقي ايران با شعر نو جور نيست.

منبع: [خبرگزاری فارس] 

استاد شجريان به زودي از بيمارستان مرخص مي‌شود

استاد محمدرضا شجريان كه چند روزي است به دليل عارضه ريوي در بيمارستان كسراي تهران بستري است، ظرف روزهاي آتي از بيمارستان مرخص مي شود.

به نقل از مقامات بيمارستاني ، استاد آواز ايراني هم اكنون در دوره نقاهت پس از عمل جراحي بسر مي‌برد.

استاد شجريان چند روز پيش به دليل ناراحتي ريوي در بخش پنج بيمارستان كسراي تهران بستري شد.

به گفته مقام‌هاي بيمارستاني، حال استاد شجريان در حال حاضر مساعد بوده و مشكل خاصي ندارند.

منبع:[ ایرنا ]

پیام کوتاهی از استاد شجریان پس از عمل جراحی

در پی دل‌نگرانی‌های دوستداران استاد شجریان، سایت رسمی شرکت فرهنگی و هنری دل آواز پیامی از استاد شجریان مبنی بر سلامت کامل استاد پخش نموده است. برای دانلود این پیام تصویری روی آن کلیک کنید.

برای مشاهده پیام استاد شجریان اینجا کلیک کنید(تصویری)

برای دریافت فایل با حجم کمتر اینجا کلیک کنید

منبع: [سایت دل آواز]


قدردانی استاد شجریان
استاد محمدرضا شجریان در سلامت کامل هستند و سپاسگزار همه کسانی که جویای حالشان شده‌اند.

روابط عمومی شرکت فرهنگی و هنری دل آواز اعلام کرد استاد شجریان که به علت ناراحتی ریوی یکشنبه 21 بهمن در بیمارستان کسری در تهران بستری شده بودند؛ پس از انجام معالجات پزشکی به بخش منتقل شده و در حال حاضر، حال عمومی ایشان  خوب و در سلامت کامل هستند و بزودی نیز از بیمارستان مرخص خواهند شد.

استاد شجریان امروز صبح نیز از همه کسانی‌که به صورت حضوری و تلفنی جویای حالشان شدند، سپاسگزاری کردند.

روابط عمومی دل آواز همچنین اعلام کرد استاد بزودی برنامه آتی  کنسرت‌هایشان را هم  به اطلاع علاقه‌مندان خواهند رساند

منبع: [سایت دل آواز]

عمل جراحي «استاد شجريان» با موفقيت انجام شد.

خبرگزاري فارس: عمل جراحي ريه «محمدرضا شجريان» با موفقيت به پايان رسيد و حال عمومي او رو به بهبود است.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، عمل جراحي ريه «محمدرضا شجريان» با موفقيت به پايان رسيد و او بعد از جراحي بخش سرطاني ريه‌اش طي يك عمل جراحي، اكنون در وضعيت مطلوب به سر مي‌برد.‌
بنا بر اين گزارش، اين هنرمند بعد از عمل جراحي و پايان بيهوشي به بخش منتقل شده و حال عمومي وي رو به بهبود است.
به گزارش خبرگزاري فارس؛ محمدرضا شجريان از ساعت 13 امروز به علت ناراحتي ريوي به اتاق عمل بيمارستان كسري رفت.
محمدرضا شجريان چند سال پيش نيز بيماري كليه داشت كه با جراحي درمان شد.


حال عمومی استاد شجریان رضایت‌بخش است
 
همشهری آنلاین:
استاد شجریان در بیمارستان بستری است و حال عمومی ایشان رضایت‌بخش است.

کتایون خوانساری همسر استاد شجریان ضمن اعلام این خبر به همشهری آنلاین گفت: استاد به علت ناراحتی ریوی در بیمارستان بستری شده است و پس از مجوز پزشکان معالج مرخص خواهد شد.

در حال حاضر پزشکان بیمارستان، استاد شجریان را ممنوع‌الملاقات کرده‌اند و از علاقمندان استاد خواسته‌اند از حضور در بیمارستان خودداری کنند.

کتایون خوانساری اعلام جزییات بیشتر در این زمینه را به روز‌های آینده موکول کرد.

سالار عقیلی: من هنوز هم كار دستان و بيداد استاد شجريان را مي‌شنوم و از آن سير نمي‌شوم

سالار عقيلي متولد سال ۱۳۵۶و يكي از خوانندگان موسيقي سنتي ايران است كه با وجود سن كمش توانسته با گروه‌هاي موسيقي بزرگي چون اركستر سمفونيك تهران، اركستر ملي ايران و دستان همكاري كند.

او حتي با اولين آلبومش به نام «عشق ماند»، كه كاري از ارشد طهماسبي بود، توانايي هايش در موسيقي ايراني را نشان داد. عقيلي كه از خوانندگان اركستر ملي ايران است، تاكنون با گروه‌هاي مختلف در كشورهاي اروپايي و آمريكايي كنسرت داده و آلبوم‌هاي «سايه هاى سبز»و «درياى بي‌پايان»را منتشر كرده و سعدي‌نامه را همراه با گروه دستان در دست انتشار دارد.


همچنين چندي پيش سريال پريدخت به آهنگسازي آريا عظيمي نژاد با آواز
سالار عقيلي پخش شد كه مورد استقبال قرار گرفت. با وي گفت‌وگويي كرديم كه در پي مي‌آيد:


  • پريدخت چندمين كاري است كه در زمينه سريال انجام داده ايد؟

من چند كار در زمينه سريال و فيلم انجام داده ام. حجربن عدي اولين سريالي بود كه كار كردم. موسيقي اين سريال كاري از آقاي مجيد انتظامي بود و ايشان از من دعوت به همكاري كردند. پس از آن اجراي تصنيف «حالا چرا» براي سريال شهريار پيشنهاد شد. موسيقي اين سريال را استاد فرهاد فخرالديني ساخته‌اند و از چند قسمت ديگر اين تصنيف كه پيش از اين توسط استاد بنان اجرا شده است، پخش خواهد شد.

سومين كارم موسيقي فيلم بابا عزيز بود كه در فرانسه ساخته شده. اين فيلم درباره هفت شهر عشق عطار است و در جشنواره بين‌المللي فيلم فجر هم مقام اول را در بخش معنا گرا كسب كرده. اين فيلم را آقاي محمد ناصر خمير كه اهل الجزاير است كارگرداني كرده و موسيقي آن را آقاي آرموند آمار فرانسوي ساخته است. در اين فيلم من حدود 15 دقيقه آواز خوانده ام. همچنين چند وقت ديگر سريال شيخ بهايي با موسيقي آقاي انتظامي و آواز من پخش مي‌شود.

پريدخت پنجمين سريال و فيلمي است كه با آواز من پخش شده البته از ابتدا قرار نبود كه اين سريال آواز داشته باشد.اما چند روز مانده به پخش تصميم گرفتند كه براي اين سريال تصنيف بسازند. به همين دليل آقاي عظيمي نژاد از من براي اين كار دعوت كردند و كمي درباره اين سريال برايم توضيح دادند تا فضاي كلي آن مشخص شود.

  • بنابراين فرصت نداشتيد كه فيلمنامه را بخوانيد؟

خير. اما آقاي عظيمي نژاد درباره داستان سريال و عوامل آن برايم توضيح دادند و من بعد از اين كه فهميدم كارگردان وبازيگران سريال چه كساني هستند، پيشنهاد آقاي عظيمي‌نژاد را براي خواندن تصنيف سريال پذيرفتم. جالب است بگويم، تصنيف سريال پريدخت را همان زماني كه رفتم تا با  ايشان درباره آن صحبت كنم ؛ ضبط كرديم.

چون من احساس سرماخوردگي داشتم و فكر مي‌كردم به زودي سرما مي‌خورم. به همين دليل به آقاي عظيمي نژاد گفتم كه حال چه اين سريال با آواز من پخش شود و چه نشود، بهتر است همين امشب يك نمونه ضبط كنيم.با وجود آنكه آمادگي نداشتم و روي شعر و آهنگ آن تمرين نكرده بودم، يك نمونه ضبط كرديم و همان پخش شد. چون از فرداي آن روز سرما خوردم كه تا پخش چند قسمت اول سريال هم ادامه داشت!


  • به‌نظر شما، موسيقي سريال پريدخت را به صرف اين كه براي يك سريال با درونمايه مذهبي ساخته شده، مي‌توان يك موسيقي مذهبي دانست؟

خير. موسيقي اين سريال با توجه به موسيقي ملي ساخته شده. حتي خود سريال هم اگرچه براي دهه اول محرم ساخته شده اما تنها يك سريال مذهبي محسوب نمي‌شود چون موضوعات تاريخي و وقايعي كه در دوره خاصي اتفاق افتاده‌اند نيز نقش پر رنگي دارند. از طرفي من كارهاي مناسبتي را نمي‌پذيرم.


فكر مي‌كنم كارهاي مناسبتي تاريخ مصرف دارند و وقتي اين تاريخ تمام شود، كسي به سراغ آنها نمي‌رود. اما موسيقي سريال پريدخت به گونه‌اي است كه حتي ممكن است، چند ماه بعد هم مردم دنبال موسيقي آن باشند چون اين موسيقي يك اثر اركسترال است كه در آن موسيقي ملي و كلاسيك ايراني در كنار موسيقي سنتي به كار گرفته شده و جدا از سريال هم، شنيدني است.



  • شما تا به حال براي چند سريال آواز خوانده ايد.زماني كه قرار است براي يك فيلم يا سريال همكاري كنيد، آيا صرفا به آهنگساز آن توجه داريد يا برايتان مهم است كه كارگردان، فيلمنامه نويس و...آن چه كساني هستند؟

براي من علاوه بر نام كارگردان و بازيگر و... حتي موضوع سريال يا فيلم هم مهم است.دوست دارم در سريال‌هايي آواز بخوانم كه بار معنايي خاصي داشته باشند.اگر اين گونه نبود تا به حال كارهاي بيشتري با آواز من پخش مي‌شد. كار پريدخت را هم با توجه به كارگردان، بازيگران و از همه مهم‌تر آهنگساز آن پذيرفتم. چون آقاي عظيمي نژاد تا به حال براي سريالهاي مختلف موسيقي ساخته‌اند كه بسيار زيبا و حرفه‌اي بوده‌اند. به همين دليل پيشنهاد ايشان را براي سريال پريدخت پذيرفتم.


  • ظاهرا شما در برخي از كنسرت هايتان در خارج از ايران، سه تار مي‌نوازيد. چرا تا به حال در كنسرت‌هاي ايران، ساز نزده ايد؟

به دلايلي نمي‌خواهم در ايران به‌عنوان نوازنده شناخته شوم. ترجيح مي‌دهم در ايران به‌عنوان خواننده من را بشناسند.


  • اولين بار چه سالي براي همكاري با اركستر ملي دعوت شديد؟

من خيلي دوست داشتم با آقاي فخرالديني همكاري كنم. تا اين كه سال 83 براي كاري با ايشان تماس گرفتم و استاد لطف كردند و از من براي اركستر ملي دعوت كردند. من هم رفتم و چند آهنگ با خودم بردم كه مورد قبول ايشان قرار گرفت و توسط اركستر اجرا شد.

  • كار با اركستر ملي متفاوت‌تر از كار با گروه‌هاي ديگر به‌نظر مي‌رسد. در اين همكاري چه مشكلاتي داشته ايد؟

همكاري با اركستر ملي هم لذت بخش است و هم دشواري‌هاي خاص خودش را دارد. خواننده بايد توانايي اجرابا يك گروه بزرگ را داشته باشد. وقتي با يك گروه چهار پنج نفره كنسرت مي‌دهيم، اگر يك نفر اشتباه كند، ساير اعضاي گروه، به گونه‌اي آن را اصلاح مي‌كنند.


اما در يك اركستر بزرگ، مثل اركستر ملي، هيچ كس حق اشتباه كردن ندارد. در چنين گروه‌هايي حتي اگر كسي جا بماند، اركستر به كار خود ادامه مي‌دهد و در نتيجه مخاطب از دست مي‌رود. بنابراين كار با اركستر ملي علاوه بر لذت هايش، سختي‌هايي دارد. من در سال بيش از 30 كنسرت در ايران وكشورهاي مختلف اجرا مي‌كنم اما هميشه زمان كنسرت‌هايم با اركستر ملي، كمي دلشوره دارم.



  • مدت‌هاست كه آلبوم مايه ناز را در دست انتشار داريد، چرا هنوز منتشر نشده است؟

عنوان سي‌دي مايه ناز است كه در واقع بر اساس شعر معروف عماد خراساني كه مي‌گويد: دلم آشفته آن مايه ناز است هنوز، مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز ما اين كار را به ياد بزرگان موسيقي ايران اجرا كرده‌ايم و قطعاتي از استادان بزرگ موسيقي ايران مانند غلامحسين بنان، پرويز ياحقي، منوچهر همايون پور، نصرالله زرين پنجه، حسن صدر سالك، عبدالحسين برازنده و... در آن ضبط شده است.

در اين سي دي همسرم كه از شاگردان خانم فخري ملك پور بوده و پيانو را به سبك مرتضي خان محجوبي مي‌نوازد، با من همراهي مي‌كند. اين آلبوم قرار بود تا آخر امسال از سوي مؤسسه آواي باربد، منتشر شود اما چون همزمان كار ديگري از من با گروه دستان در دست انتشار است، انتشار اين آلبوم را به تأخير انداختيم.چون نمي‌خواستم همزمان دو آلبوم از من منتشر شود.


  • چرا؟

چون از كثرت كار خوشم نمي‌آيد و فكر مي‌كنم بايد يك آلبوم منتشر شود و جايگاه خودش را نشان دهد و بعد كار ديگر. به‌نظر من كار جديد يك هنرمند بايد طوري باشد كه كار قبلي فراموش شود. البته منظور از فراموشي، حذف آن اثر نيست. بلكه معتقدم هنرمند بايد روبه جلو حركت كند و هر كارش بهتر از كار قبلش باشد. از طرفي بايد به مخاطب نيز اين فرصت را داد تا با اثر جديد هنرمند ارتباط برقرار كند.


البته اين به معناي از ياد بردن يا بي‌ارزش دانستن آثار قبلي يك هنرمند نيست. به‌طور مثال من هنوز هم كار دستان و بيداد استاد شجريان را مي‌شنوم و از آن سير نمي‌شوم. اما كارهاي جديدشان را هم دوست دارم و هيچ كدام را فراموش نمي‌كنم. در واقع فراموش كردن كارهاي قبلي هنرمند به اين معناست كه هنرمند بايد هر بار با اثر جديدش تا مدتها توجه مخاطب رابه خود جلب كند و تا زماني كه اين اثر به خوبي پخش نشده، كار جديدارائه ندهد.

اجراي شجريان با گروه دستان در اركستر سمفونيك‌هاي جهاني

 

«محمدرضا شجريان» در پروژه جديد گروه دستان در اركستر سمفونيك‌هاي جهاني به اجراي برنامه‌ خواهد پرداخت. 
«حسين بهروزي‌نيا» نوازنده بربط گروه دستان گفت:پروژه جديد گروه دستان اجرا با اركستر سمفونيك‌هاي شهرهاي مختلف دنيا است به طوري كه قطعات ساخته شده توسط اعضاي گروه دستان توسط «محمدرضا درويشي»تنظيم و گروه دستان آنها را با اركستر سمفونيك ‌هاي شهرهاي مختلف دنيا اجرا خواهد كرد.
وي افزود: اولين اجراي ما براي انجام اين پروژه فروردين سال آينده با اركستر سمفونيك شهر «لي‌يج» در بلژيك خواهد بود.
اين نوازنده بربط با اشاره به همكاري «محمدرضا شجريان»در انجام اين پروژه اظهار داشت:اجراي اخير گروه دستان با اركستر سمفونيك شهر«لي‌يج»به صورت سازي خواهد بود اما در كنسرتهاي بعدي بنابر اعلام آمادگي استاد «شجريان»، ايشان به عنوان خواننده گروه دستان و اركستر سمفونيك شهرهاي مذبور را همراهي خواهد كرد.
اين عضو گروه دستان در خصوص اينكه تا به حال چند اركستر سمفونيك براي اجراي تلفيقي اعلام آمادگي كرده‌اند، بيان داشت: تاكنون تنها اجرا در بلژيك قطعي شده اما بلافاصله با تنظيم و آماده شدن تمام قطعات،آنها را براي همه اركستر سمفونيك‌ها مي‌فرستيم و در صورت اعلام آمادگي ،با آنها وارد مذاكره مي‌شويم.
وي درباره اجرا با اركستر سمفونيك تهران گفت:اگر اينجا فضا براي اجرا و اركستر سمفونيك تهران مهيا و مناسب باشد اين كار را خواهيم كرد.
«بهروزي‌نيا»در خاتمه با اشاره به قطعات اجرايي در كنسرت بلژيك خاطر نشان كرد:در اين اجرا قطعاتي از ساخته‌هاي من،«متبسم» و«فرج پوري» را اجرا خواهيم كرد.

گزارشی از تمرین دستان و همایون شجریان

گروه «دستان» برای اولین بار پروژه‌ خود را در تهران استارت زد و اولین تمرینات برای اجرای یک تور کنسرت طولانی را در بزرگترین اتاق دفتر انتشارات «دل آواز» با فشردگی زمانی هرچه بیشتر به اجرا گذاشت. هرچند که این نوازندگان کمتر از دو هفته وقت دارند که هم با یکدیگر و هم با شجریان جوان هماهنگ شوند اما تجربه آنها به عنوان مهم‌ترین پشتوانه‌، نگرانی‌هاشان را از بین برده است.

اگر چه دستان بزرگترین غایب کنسرت‌های امسال در ایران بود اما آنها نیز سال پرکاری را پشت سر گذاشتند: اجرای کنسرت در فستیوال فز، تور کنسرت در آمریکای شمالی به همراه «سالار عقیلی» و اکنون نیز در آستانه تور کنسرتی در اروپا به همراه «همایون شجریان».

اما شجریان جوان که به هیچ وجه نمی‌توان منکر هیجان وصف‌ناپذیرش برای استقلال هنری شد. او امسال را در کنار پدر و در کنسرت‌های اروپا و آمریکا آغاز کرد و در تابستان نیز با گروه «آوا» تجربه‌ای دیگر را در هیات یک تمبک‌نواز و یک هم‌خوان گذراند. اما اکنون او کانون توجه صحنه خواهد. خواننده‌ای جوان از طایفه «شجریان».

دستانی‌ها که کمتر می‌توان یکجا با همه‌شان هم‌کلام شد، پس از تمرین ساعتی را به گپ و گفت با فرهنگ و آهنگ گذراندند که گزارش مشروحی از این گفت و شنود،  روز دوشنبه اول بهمن روی خروجی این پایگاه خبری منتشر خواهد شد.

منبع خبر: http://www.culture-music.net/gallery.php?id=29

روايت ساخت قطعه «نينوا» از زبان «حسين عليزاده»

به گزارش فارس محبوبيت قطعه «نينوا» در زمان انتشارش فروش بالايي را براي آن رقم زد، كه براي يك آلبوم موسيقي در ايران بعد از انقلاب تا آن زمان بي سابقه بود. برخي كارشناسان ميزان محبوبيت اين قطعه را با قطعه «اي ايران» روح الله خالقي برابر دانسته‌اند.حسين عليزاده، آهنگساز و نوازنده چيره دست تار در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس دريادآوري چگونگي ساخت قطعه مشهور «نينوا» گفت: من بچه خيابان خيام هستم و يكي از سرگرمي ما بچه‌ها در آن موقع راه‌اندازي دسته بود. من نمي‌خواهم تبليغ وابستگي مذهبي كنم ولي هميشه اسمم را دوست داشتم و از آنجايي كه من در روز عاشورا متولد شده‌ام، مادرم اسمم را حسين گذاشته و «علي‌زاده» هم هستم! .
وي ادامه داد: من از موضع يك متخصص موسيقي مي‌گويم كه با نينوا بيشتر بعد از انقلاب و اول انقلاب آشنا شدم و برايم اسم بسيار زيبايي بود.خيلي‌ها تفاسير مختلف راجع به نينوا كردند و اين قطعه را براي خودشان دانستند.
وي افزود: نينوا آن واژه‌اي است كه ما همه حس‌ها را مي‌توانيم درباره آن داشته باشيم. اگر مي‌خواهند موضوع و حس مبارزه امام حسين(ع) را به آن اطلاق كنند، من افتخار مي‌كنم.
اين آهنگساز در خصوص اينكه برخي اين قطعه را به جاي نينوا، ني‌نوا اطلاق مي‌كنند، اظهار داشت: «نينوا» اسم زيبايي است كه يك معناي چند بعدي مي‌توان به آن داد. هم«نينوا» است هم «نواي ني» است و هم قطعه‌اي كه اين ني مي‌نوازد در دستگاه نواست. به همين جهت نينوا يك قطعه ملي شد و هر كس با هر عقيده‌اي با اين قطعه ارتباط برقرار كرد.
وي ادامه داد: من دوستان بسيار زيادي با عقايد مختلف با اين قطعه پيدا كردم و خودم مديون قطعه‌ نينوا هستم كه در يك زماني در ذهن من اتفاق ‌افتاد. زماني كه من شاهد آن بودم كه جنگ شروع شده بود و همه داشتند در زمينه‌ موسيقي برداشت خودشان را مي‌كردند. در آن زمان مسئولان موسيقي از من خواستند كه بياييد در مورد اتفاقاتي كه در جنگ افتاده قطعه بسازيد. من گفتم اولاً نمي‌توانم كار سفارشي بسازم چرا كه بايد با حس خودم بوجود بيايد و ضمن اينكه هر كسي جنگ را يك جور مي‌بيند .
اين نوازنده تار بيان داشت: نمي‌گويم كه اين قطعه را براي جنگ ساختم ولي در شرايطي بود كه در جنگ زندگي مي‌كرديم . يادم هست يكبار يك نفر از من پرسيد كه نينوا چه رنگي است؟ گفتم يك افق تيره‌اي است كه رنگ قرمزش غالب است چرا كه ساخت اين قطعه در نگاهم به افق در يك غروب اتفاق افتاد. البته اولين جلد نينوا با طرحي از رضا درخشاني به همين رنگ چاپ شد.
وي در خصوص مدت زمان ساخت اين قطعه گفت: نوشتنش چيزي حدود 2 سال طول كشيد و اما ايده‌اش 5-4 ماه ولي ايده كلي‌تر آن به سال 56 برمي‌گردد. من در آن سال يك طرح اوليه از دستگاه نوا داشتم كه در حافظيه اجرا شد و چيدمان و فانتزي اين جريان به سالهاي 56-55 برمي‌گردد كه كم كم اين ايده را برايم آورد. تمام هنرمندان يك اثر مي‌سازند و دائم اين را با روايتهاي ديگر بيان مي‌كنند. من هم دائم با شكل‌ها و شيوهاي مختلف در تكنوازي‌هايم و كارهاي گروهي‌ام اين ايده را داشتم .
عليزاده ادامه داد: نينوا هم نتيجه و فكرهاي اوليه‌اش از سالهاي 23-24 سالگي شكل گرفت و من در 32 سالگي آن را نوشتم.
خالق نينوا با بيان اينكه تمام اين ايده‌ها به زمان كودكي برمي‌گردد،اظهار داشت:من بچه‌اي بودم كه در جنوب شهر تهران در يك خانواده زير متوسط از نظر اقتصادي اما پر از عشق زندگي مي‌كردم

تور بهاره استاد محمدرضا شجریان در قاره آمریکا

تور کنسرت گروه موسیقی "آوا" به خوانندگی محمدرضا شجریان و آهنگسازی سعید فرجپوری و مجید درخشانی اردیبهشت ماه سال 87 در شهرهای کانادا و آمریکا برگزار می شود.

سعید فرجپوری نوازنده کمانچه با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : مجموع قطعات گروه موسیقی "آوا" در این برنامه ها ازآلبوم "غوغای عشق بازان " است که در دو بخش برگزار می شود؛ در بخش اول قطعات "دیدار"،"چهارمضراب رقص پروانه" تصنیف "ساقیا" از ساخته های من و تصنیف های "درفراق" و "باده عشق " از محمدرضا شجریان در شور و افشاری اجرا می شود.

وی در ادامه خاطر نشان کرد :  یک چهارمضراب و پیش درآمد و همچنین قطعه "سروچمان" از مجید درخشانی در بخش دوم این کنسرت ودر دستگاه ماهور ارائه می شود.

این آهنگساز به ترکیب گروه موسیقی "آوا" اشاره کرد و گفت : محمدرضا شجریان آواز ، مجید درخشانی نوازنده تار ،همایون شجریان تنبک و آواز،حسین رضایی نیا دف ترکیب گروه موسیقی "آوا" را تشکیل می دهند و حسین بهروزی نیا نوازنده بربط به ترکیب این گروه اضافه شده است که در ضمن به عنوان هماهنگ کننده و برنامه ریز گروه در آمریکا عمل می کند.

 نخستین اجرای این گروه موسیقی از کانادا آغاز می شود و قراراست در شهرهای "ونکور" ،"سانفرانسیسکو"،" لس آنجلس"(تالار تئاتر کوداک)،"سیاتل"،"اورلاندو"،"شیکاگو"،"واشنگتن دی سی"،"آتلانتا" و "تورنتو" نیز اجرای برنامه داشته باشند.

«پرويز مشكاتيان»؛‌ آغازگر جشن موسيقي در سال 1387

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ستاد خبري نمايشگاه موسيقي و آثار شنيداري، مشكاتيان در ادامه افزود: «قرار است تا كنسرت ققنوس دوباره اجرا شود. با توجه به زحمتي كه براي آن كشيده شده بود؛ اين گروه به خوبي ديده نشده است. به خاطر تقارن ماه محرم و صفر با ايام دهه فجر، جشنواره موسيقي فجر امسال زودتر برگزار شد و زمان آن با برنامه ما تقارن پيدا كرد.»
اين استاد سنتور نواز، در ادامه گفت: «كنسرت من در سال‌جاري آخرين برنامه بود، ولي سال آينده؛ اولين كنسرت را من و گروه عارف اجرا خواهيم كرد و آغازگر جشن موسيقي خواهيم بود.»
اين آهنگساز در ادامه درباره كنسرت مشترك با اساتيد موسيقي گفت: «درباره همكاري با شجريان، همچنان كه پيش از اين گفتم، مذاكراتي در حال انجام است و نسبت به آن خوشبين هستم. ولي اجراي مشترك بايد ديگر اساتيد را به عهده زمان گذاشت. مثل معروفي است كه مي‌گويد: ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در يك اقليم نگنجند.»
وي حل معضل كپي غيرمجاز آثار موسيقي را بسيار اساسي دانست و گفت: «اول بايد تكليف موسيقي در ايران مشخص شود و تعريف درستي از آن ارائه شود و بعد از آن راه تعالي را پيدا كنيم.»
مشكاتيان درباره برگزاري نمايشگاه موسيقي گفت: «از ديدن اين نمايشگاه بسيار ذوق زده هستم و باور نمي‌كنم كه چنين نمايشگاهي در ايران برگزار شده است.»
وي در ادامه گفت: «براي سرزمين ما ، كنار هم قرار گرفتن توليدكنندگان و سازندگان‌ ساز و ناشران كتب موسيقي و هنرمندان اتفاق بسيار فرخنده‌اي است.»
مشكاتيان ابراز اميدواري كرد كه اين نمايشگاه استمرار داشته باشد و در شكوفايي موسيقي ايران نقش‌آفرين باشد.

محمدرضا لطفی 61 ساله شد.

استاد محمدرضا لطفی

محمدرضا لطفي در 17 دي 1325 در شهر گرگان به دنيا آمد. در هنرستان موسيقي به مدت پنج سال به آموختن موسيقي پرداخت و موسيقي را نزد استاداني چون علي اكبر شهنازي، حبيب‌الله صالحي فرا گرفت. پس از پايان هنرستان به دانشكده موسيقي راه يافت و به تكميل آموخته هايش پرداخت. در اين زمان لطفي از ديگر استاداني چون نور علي برومند،عبد‌الله دوامي، سعيد هرمزي و ساير استادان دانشكده موسيقي نيز بهره برد.
وي در جشنواره موسيقي جشن هنر 1354در شيراز به همراه محمدرضا شجريان و ناصر فرهنگ فر به اجراي راست پنجگاه پرداخت كه بسيار مورد توجه قرار گرفت. در اجراي رديف آوازي توسط عبداله دوامي با ساز تار وي را همراهي كرد. در سال 1353 به عضويت گروه علمي دانشكده موسيقي درآمد و در همين سال همكاري خود را با راديو آغاز كرد. به مدت يك سال و نيم به عنوان مدير گروه موسيقي دانشكده موسيقي هنرهاي زيباي تهران به كار مشغول شد و پس از آن از اين سمت استعفا كرد.
اين نوازنده تار در سال 1354 گروه شيدا را راه اندازي كرد و به همراه گروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده به بازخواني و اجراي دوباره آثار گذشتگان پرداخت.كانون موسيقي چاووش را با همكاري هنرمنداني مثل حسين عليزاده، پرويز مشكاتيان، علي اكبر شكارچي و... راه اندازي كرد و در طي يك فعاليت چشمگير آثاري از اين گروه به جاي ماند.
محمد رضا لطفي در سال 1343 جايزه نخست موسيقي دانان جوان را نيز كسب كرد. پس از انحلال چاووش بعد از سفرهاي زيادي كه براي كنسرت به ايتاليا، فرانسه و آلمان كرد، در سال 1365 به آمريكا رفت. علاوه بر كنسرتهاي متعدد در سراسر آمريكا، مركز فرهنگي هنري شيدا را در واشنگتن تاسيس كرده است. وي هم اكنون پس از سالها دوري از وطن به ايران بازگشته است و در مكتب خانه ميرزا عبدالله به تدريس علاقه‌مندان موسيقي مشغول است.

متن نوشته از خبرگزاری فارس

شجریان از سه نمایشگاه صبا بازدید کرد

محمدرضا شجریان با حضور در موسسه صبا از سه نمایشگاه نقاشی و تصاویر معماری میرحسین موسوی، خوشنویسی غلامحسین امیرخانی و گنجینه هنرهای از یاد رفته ایران بازدید کرد.



روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری صبا اعلام کرد استاد آواز ایران با حضور سرزده در گالری‌های صبا به مدت چهار ساعت نمایشگاه نقاشی و تصاویر معماری مهندس موسوی،‌خوشنویسی امیرخانی و نمایشگاه و کارگاههای تخصصی گنجینه هنرهای از یاد رفته ایران را به تماشا نشست.


موسسه صبا همزمان میزبان سه نمایشگاه از جمله گنجینه هنرهای از یاد رفته ایران است با نمایش آثار هنرهای سنتی، آئینی، قومی و بومی ایران از دوران تیموری و صفویه تا قاجار که بیش از 300 اثر شامل ظروف، پرده، ‌فرش‌ و تابلو به همراه کارگاههای تخصصی در 18 رشته ملیله‌دوزی، ‌قطاعی، گیوه‌دوزی، میناکاری،‌ رنگرزی،‌ صحافی، تجلید‌ و ...


نمایشگاه نقاشی و تصاویر معماری مهندس موسوی هم شامل آثار نقاشی این هنرمند در هشت سال اخیر و نیز تصاویری از بناهای معماری وی با عکس‌های کامران عدل است. همچنین نمایشگاه تجلی نیاز شامل آثار خوشنویسی غلامحسین امیرخانی برگرفته از مناجات منسوب به امیر مومنان (ع) به تازگی گشایش یافته است.


این سه نمایشگاه در مؤسسه فرهنگی هنری صبا هر روز از ساعت 10 صبح تا 19 میزبان عموم علاقمندان خواهد بود.

شجريان 80 تابلوي نفيس را براي كمك به بم مي‌فروشد

استاد محمدرضا شجريان در سالگرد زلزله بم 80 تابلو خط – نقاشي اهدايي به خودش را در معرض فروش قرار مي‌دهد.
شجريانگفت: تعداد اين تابلوها 80 قطعه است كه توسط هنرمند تواناي خطاط استاد عليرضا كدخدايي به صورت خط نقاشي با پس زمينه‌هاي بسيار ظريف از تذهيب ارائه شده‌اند و من مي‌خواهم آنها را در سالگرد فاجعه زلزله بم در معرض نمايش و فروش قرار دهم تا از اين طريق بتوانم به پروژه احداث باغ هنر بم در مسير كاستن از آلام هم‌ميهنانم ادامه دهم.



يادآور مي‌شويم  كه اين تابلوها كه از ابعاد متفاوت و رنگ‌بندي‌هاي بسيار زيبايي برخوردارند همه امضاي استاد شجريان را بر خود دارند. 
به گفته استاد شجريان قرار است اين تابلوها در سالگرد زلزله بم طي مراسمي در چند روز براي فروش در محل موسسه فرهنگي و هنري آسمان واقع در خيابان ولي عصر، خيابان شهيد فلاحي (زعفرانيه)، نبش خيابان فيروزكوه، پلاك 67 به نمايش در ‌آيد و خريداران مي‌توانند با مشاركت در اين اقدام انسان‌دوستانه؛  تابلوهاي مورد نظرشان را در اين مكان انتخاب و خريداري كنند.



 



 


گفتني است كه باغ هنر بم كه در زمینی به مساحت ‪ ۱۴‬هکتار و با زیر بنای هفت هزار متر مربع بنا می‌شود؛ از كتابخانه، گالری، آمفی تئاتر، مدرسه موسیقی، فضای باز و هفت باغ تشكیل می‌شود. هزینه اولیه ساخت این پروژه با كمك‌های مردمی كه از برگزاری كنسرت استاد شجریان در تهران و فروش دي وي دي و وي سي دي اين كنسزت جمع شده بود، تهیه شد و تیمی متشكل از مهندس طراح و گروه فنی داوطلب شدند این پروژه را به انجام برسانند.
اگر چه انگیزه و پشتكار استاد شجریان هنرمندان و هنردوستان دیگري را هم به همكاری كشانده است و افراد و نهادهايي در این حركت با خواننده نامی ایران همگام شده‌اند؛ اما اين پروژه كه به قول استاد شجريان يك تكليف ملى براى او و همه ايرانيان است هنوز به كمك‌هاي گسترده مالي نياز دارد.
باغ هنر بم در واقع به 4ميليارد و 5۰۰ميليون تومان هزينه نياز دارد كه تاكنون 9۰۰ميليون تومان در مرحله طراحى، خاكبردارى و بناى سازه و ايجاد 6 هزار و 800 متر سقف ضد زلزله هزينه شده است.
يادآور مي‌‌شويم كه واریز کمک‌های مردمی به شماره حساب‌های زیر کمک بزرگی به تكميل پروژه باغ هنر بم خواهد بود:
4280 / ریالی بانک ملی شعبه هفت تیر(کد444) به نام محمدرضا شجریان
2200 7 77 / ارزی بانک ملی شعبه هفت تیر  

 

منبع : همشهري

سال آشتي، سال موسيقي

امسال تا به حال سال موسيقي بوده، همه بزرگان آمده‌اند و كنسرت داده‌اند. محمدرضا شجريان و گروه جوانش،‌ حسين عليزاده و گروه جوان‌ترش، لطفي و دوست همراهش، مشكاتيان و گروه عارف. بزرگان آمدند با جوان‌ترها تا بگويند موسيقي زنده است و موسيقي پرشور و نشاط ادامه مي‌دهد در راهي كه خانه موسيقي مسيرش را هموار كرده است.
اما اين همه ماجرا نيست، آشتي با مردم يك طرف قضيه است و روي ديگر سكه آشتي موسيقيدانان با يكديگر است. قهرهاي چندساله تمام شده است، نوبت آشتي رسيده، شجريان به كنسرت مشكاتيان مي‌آيد و مشكاتيان به كنسرت شجريان؛ مشكاتيان به كنسرت لطفي مي‌رود. آخرين شب اجراي گروه عارف، عليزاده و ناظري آمدند. مردم هم مفصل برايشان دست زدند. شب قبل‌ترش شجريان و پسرش همايون روي صحنه رفتند تا مشكاتيان را ببوسند و همه باور كنند كه اين قهر چندساله واقعا و در زمان كنسرت استاد شجريان يعني همان 4-3 ماه پيش پايان گرفته است. ‌


صبوري ني

 ‌
نامت حسن ناهيد باشد همان نوازنده معروف ني و تازه از بستر بيماري بلند شده باشي. اولين كنسرت گروهي‌ات باشد، هرچند تازه به اين گروه آمده‌اي و در سال 83 شخص ديگري به جاي تو ني مي‌نواخت. حالا‌ آمده‌اي و در جشن 30 سالگي اين گروه شركت كرده‌اي. نامت را از ياد مي‌بري تا گروه برپا شود. گروهي كه تركيبي از جوانان هستند و با تجربه‌ها. كنسرت كه برگزار مي‌شود، چند بخش ساز و آواز پيش‌بيني شده است؛ سنتور با آواز همنشين مي‌شود. قيچك مي‌نوازد و تمبك، تار و سه‌تار هم. كي نوبت ني استاد ناهيد مي‌شود؟ آنان كه ني‌ات را مي‌شناسند منتظرند تا جايي هم براي تك‌نوازي ني در نظر گرفته شود اما اين بار ني سر در گريبان گروه دارد تا فراق پيش نيايد. از قبل هم رضايت خود را اعلا‌م كرده بودي: <خوشبختانه من به عنوان يكي از نوازنده‌هاي اين گروه موسيقي از صدادهي سازها رضايت دارم و اميدوارم مورد توجه مخاطبان هم قرار گيرد.> اما جاي نواختن و تك نوازي ني در كنسرت ققنوس عارف خالي بود، خيلي خالي. البته كه بهداد بابايي در سه‌تار نوازي، سيامك آقايي در قيچك و كيوان ساكت در تار نوازي همانند 3 سال پيش خوب نواختند و مورد توجه قرار گرفتند، اما پرشورتر از همه مشكاتيان بود با صداي جادويي سنتورش. ‌


صدايي كه گرم بود و نبود


گروه عارف در طول 30 سال خواننده‌هاي گوناگوني را عوض كرده است. عارف با صداي محمدرضا شجريان آغاز كرد اما در ميانه راه جدايي پيش آمد. نام‌ها همه بزرگند: شهرام ناظري، عليرضا افتخاري، علي جهاندار، ايرج بسطامي و حميدرضا نوربخش. آخرين آنها بهترين شاگرد اولين آنها است. صدا گرم است و نيست و اين را مي‌توان از تشويق‌ها بيشتر فهميد، از آنجا كه قطعه‌هاي سازي و تصنيف‌ها براي مردم جذاب‌تر است و آنجا كه بايد خواننده به تنهايي قدرت خود را به رخ بكشد، يعني در قطعه‌هاي آوازي تشويق‌ها كم‌رنگ مي‌شود. شايد جمعيت حاضر به جست و جوي خاطره‌هايي آمده‌اند كه علي‌رغم قدرت صدا در آن نشاني از خاطره‌هاي قديمي نمي‌بينند و احساس مي‌كنند كه آواز هم‌پاي نواي سازها نيست. حجم صداي سازها فضا را پر مي‌كند و آواز جا مي‌ماند، و اينجا ممكن است احساس شنوندگان موسيقي با منتقدان و كارشناسان تفاوت داشته باشد.


صحنه پرشكوه موسيقي

 ‌
انگار آشتي كه پيش مي‌آيد همه همراهي مي‌كنند. كه اين بار صنوبرهاي كيارستمي در تالا‌ر بزرگ قد كشيده‌اند، از پس برگ‌هاي زرد پاييزي كه بر صحنه ريخته است. در جلو برگ‌ها زرد است و در پشت صحنه قامت سبز درختان كه در خزان نمادين ايستاده‌اند. هر كدام از گروه‌هايي كه در اين مدت كنسرت برپا كرده‌اند تزئين و طراحي‌اي براي صحنه‌هاي خود در نظر گرفته‌اند. پشت صحنه كنسرت شجريان با تلفيق چندين مينياتور آراسته شده بود. كنسرت لطفي در كاخ سعدآباد با شمع و گل تزيين شده بود اما از كنسرت عليزاده چيزي در ياد نمي‌ماند. چون فقط همان پرده آبي بود.بدون ترديد در ميان همه گروه‌‌هايي كه سال گذشته كنسرت دادند، طراحي صحنه گروه عارف در عين سادگي جذاب‌تر بود، و اين ضرورت توجه به طراحي صحنه و به‌كارگيري طراحان و هنرمندان را روشن مي‌كند. هنگامي كه مشكاتيان هستي، بايد كسي را در قد و قامت نام مشكاتيان براي طراحي صحنه فرابخواني و اين اتفاق در كنسرت گروه عارف افتاده است، اتفاقي كه در كنسرت‌هاي استادان بزرگ موسيقي كمتر مي‌افتد.

منبع: اعتماد ملی

درباره اجراي اخير گروه عارف در تهران؛ عارف، نامي فراتر از جغرافيا

فارغ از اهميتي كه گروه 30 ساله <عارف> در تاريخ موسيقي ايران دارا است، نگاه خاص اجتماعي و سياسي رهبر اين گروه به مسائل روز مي‌تواند در نوع خود مهم باشد؛

نگاهي كه ما طي چهار شب اجراي اين گروه در تهران شاهد بوديم. پرويز مشكاتيان دو هفته قبل از آنكه با گروهش در تالا‌ر وزارت كشور طنين <اي ايران> را سر دهد، در نشستي با خبرنگاران از نگاه توام اجتماعي، سياسي و هنري خود گفته بود.
او در آن نشست صراحتا اعلا‌م كرد كه در انتخاب اشعار كنسرت آخر خود اين نگاه را در نظر خواهد داشت. <عارف> گروهي است با 30 سال سابقه كه نام خود را از عارف قزويني شاعر نامدار ايران وام گرفته، شاعري كه وطن را محل به دنيا آمدن افراد نمي‌دانست،او وطن را مجموعه‌اي از فرهنگ، آداب و رسوم و شيوه‌هاي زيستن قلمداد مي‌كرد كه از همه آنها تحت عنوان <هويت> ياد مي‌شود.

مشكاتيان معتقد است گروه او چنين نگاهي را پشت سر خود دارد. اگر به اشعار انتخاب‌شده توسط او در كنسرت اخير گروه عارف نگاهي بيندازيم مي‌بينيم كه اشعار با توجه به اين رويكرد انتخاب شده است.

بر فرض اجراي في‌البداهه قطعه <اي ايران> ساخته روح‌ا... خالقي يا تصنيف ققنوس كه در قالب شعر نيمايي بود از چنين رويكردي حكايت دارد. تصنيف ققنوس چنين آغاز مي‌شود: <ققنوس، پرنده سپيدبال سرخ چشم‌تيز پر...> يا در تصنيف‌هاي فرياد با شعري از هوشنگ ابتهاج (سايه) شاهد حال و هوايي انتقادي در نگاه به مسائل اجتماعي هستيم. در تصنيف <فرياد> مي‌خوانيم: بدان سان سوخت چون شمعم كه به من/ صراحي گريه و بربط فغان كرد> يا تصنيف <كجاييد> كه چنين آغاز مي‌شود: <اي مردم آزاده كجاييد كجاييد/ آزادگي افسرد بياييد بياييد.> حتي وقتي شعري كلا‌سيك از حافظ انتخاب مي‌شود، مشكاتيان سراغ شعر معروف <شكر و شكايت> مي‌رود كه در آن اين روحيه انتقادي به چشم بخورد. ‌ به هر حال گروه <عارف> از معدود گروه‌هاي ايراني است كه در كنار توجه به مسائل فني موسيقي، رهيافت اجتماعي و سياسي مشخصي را هم دنبال مي‌كند كه همين امر موجب تمايز اين گروه از ساير گروه‌هاي فعال موسيقي مي‌‌شود.

منبع: اعتماد ملی

ققنوس مشکاتیان آتش در دل مخاطبان انداخت(+3گزارش تصویری از شب اول اجرا)

پرویز مشکاتیان

مشکاتیان

استاد مشکاتیان

گروه عارف

کنسرت گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان و آواز حمید‌رضا نوربخش با عنوان "ققنوس" شب گذشته در تالار بزرگ کشور برگزار شد.

به گزارش خبرنگارمهر،در این کنسرت، گروه شانزده نفره عارف بر روی صحنه ای که با 16 سرودر پشت سر نوازندگان طراحی شده بود(طرح عباس کیارستمی)، به اجرای قطعاتی از ساخته های مشکاتیان پرداختند.

 پیش‌درآمد ابوعطا، چهار مضراب خسرو شیرین ،چهار مضراب حجاز و تصانیف شکر و شکایت و گون با استفاده از اشعار سایه،حافظ و شفیعی کدکنی از جمله قطعات بخش نخست برنامه در دستگاه شور بود که با تکنوازی بسیار خوب و تکنیکی بهداد بابایی همراه شد.

 قسمت دوم کنسرت با تکنوازی تنبک نوید افقه آغاز شد که با توجه به تکنیک و توانایی بالای این نوازنده تنبک ،شروع خوبی برای قطعه ضربی تصنیف بهارا (با شعر سایه) به شمار می رفت.

پس از تصنیف بهارا،قطعه چهار مضراب بیات زند، ساز و آواز، تصنیف کجائید( با شعری از علی‌اکبر دهخدا) تصنیف پنهان چودل با شعری از مولانا و تصنیف ققنوس اجرا شد.

اجرای بسیار خوب نوازندگاان گروه وخواننده و تکنوازی پر احساس پرویز مشکاتیان و همچنین اجرای پرصلابت قطعه  زیبای"ققنوس" که بی شک بهترین قطعه کنسرت 86 گروه عارف به شمار می رود موجب شد تا تشویق های گرم و طولانی حاضران اعضای گروه را دوباره به روی صحنه بازکشاند تا آنها سرود ملی ای ایران (ساخته روح الله خالقی) را به همراهی و همخوانی مخاطبان ایستاده اجرا کنند.

لازم به توضیح است که گروه عارف تا جمعه نهم آذر ماه کنسرت خود را با عنوان ققنوس در تالار بزرگ کشوراز ساعت20 برگزار خواهد کرد.

گزارش تصویری شماره ۱

گزارش تصویری شماره ۲

گزارش تصویری شماره ۳

 

منبع: خبرگزاری مهر